ورزش - تجهیزات ویژه

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
ورزش
putter [اسم]
اجرا کردن

پاتر

Ex: The coach gave tips on how to grip the putter for better control and precision .

مربی نکاتی در مورد نحوه گرفتن پاتر برای کنترل و دقت بهتر ارائه داد.

pole [اسم]
اجرا کردن

چوب پرش (در ورزش پرش با نیزه)

Ex: After practicing with different poles , he finally found the right one for his height .

بعد از تمرین با چوب‌های مختلف، او بالاخره چوب مناسب برای قد خود را پیدا کرد.

canopy [اسم]
اجرا کردن

سایبان

Ex: They practiced emergency procedures for canopy failures during training .

آنها روش‌های اضطراری برای نقص‌های چتر را در طول تمرین تمرین کردند.

paraglider [اسم]
اجرا کردن

پاراگلایدر

Ex: After landing , she folded the paraglider and stored it in its bag .

پس از فرود، او پاراگلایدر را تا کرد و در کیسه‌اش گذاشت.

hang glider [اسم]
اجرا کردن

گلایدر بدون موتور

Ex: The hang glider 's lightweight frame made it easy to carry to the top of the launch site .

قاب سبک گلایدر حمل آن به بالای محل پرتاب را آسان کرد.

power kite [اسم]
اجرا کردن

بادبادک قدرتی

Ex: We used a power kite to practice kite surfing .

ما از یک کایت قدرتی برای تمرین کایت سواری استفاده کردیم.

sport kite [اسم]
اجرا کردن

بادبادک ورزشی

Ex: Every flyer needs to master basic skills before attempting advanced maneuvers with a sport kite .

هر خلبان نیاز دارد قبل از تلاش برای مانورهای پیشرفته با یک بادبادک ورزشی، مهارت‌های پایه را تسلط یابد.

paramotor [اسم]
اجرا کردن

پاراموتور

Ex: He competed in paramotor races , navigating through challenging courses at high speeds .

او در مسابقات پاراموتور شرکت کرد، و با سرعت بالا از میان مسیرهای چالش‌برانگیز عبور کرد.

اجرا کردن

طناب صعود

Ex: Climbing ropes come in various lengths and thicknesses for different purposes .

طناب‌های کوهنوردی در طول‌ها و ضخامت‌های مختلف برای اهداف مختلف موجود هستند.

ice screw [اسم]
اجرا کردن

پیچ یخ

Ex: She carried a dozen ice screws in her climbing pack .

او یک دوجین پیچ یخ در کوله پشتی کوهنوردی خود حمل می‌کرد.

crampon [اسم]
اجرا کردن

کرامپون

Ex: The experienced hiker demonstrated how to adjust crampons for a snug fit on different boot types .

کوهنورد با تجربه نشان داد که چگونه کرامپون‌ها را برای تناسب محکم روی انواع مختلف چکمه تنظیم کنید.

carabiner [اسم]
اجرا کردن

کارابین

Ex: Every rock climber carries several carabiners for safety and ease of attaching equipment .

هر سنگنورد چندین کارابین برای ایمنی و سهولت اتصال تجهیزات حمل می‌کند.

اجرا کردن

اسکلتون سورتم

Ex: Competitors must maneuver the skeleton sled through challenging turns .

رقبا باید اسکلتون‌سورتمی را از پیچ‌وخم‌های چالش‌برانگیز عبور دهند.

اجرا کردن

اتصال ویک بورد

Ex: The wakeboard binding came loose during his jump .

اتصال ویکبورد در حین پرشش شل شد.

trampoline [اسم]
اجرا کردن

ترامپولین

Ex: The trampoline park was filled with people of all ages enjoying the various bouncing activities .

پارک ترامپولین پر از افراد در تمام سنین بود که از فعالیت‌های مختلف پرش لذت می‌بردند.

release aid [اسم]
اجرا کردن

کمک رهاسازی

Ex: His accuracy improved significantly after switching to a thumb trigger release aid .

دقت او پس از تغییر به وسیله آزادسازی ماشه انگشتی به طور قابل توجهی بهبود یافت.

chalk bag [اسم]
اجرا کردن

کیف گچ

Ex: The chalk bag slipped off the cliff edge during her climb .

کیف گچ در طول صعودش از لبه صخره لیز خورد.

body cord [اسم]
اجرا کردن

سیم بدن

Ex: His body cord tangled during the intense match , requiring him to pause .

کابل بدنی او در طول مسابقه شدید گره خورد و او مجبور به توقف شد.

hammer [اسم]
اجرا کردن

چکش

Ex: The hammer 's handle is specifically designed for a secure grip during the rotational technique .

دسته چکش به طور خاص برای گرفتن ایمن در طول تکنیک چرخشی طراحی شده است.

saddle [اسم]
اجرا کردن

زین

Ex: He placed the saddle on the horse and tightened the girth strap .

او زین را روی اسب گذاشت و تسمه شکم را محکم کرد.

اجرا کردن

پوشش کابین خلبان

Ex: She secured the cockpit cover tightly before launching her canoe .

او پوشش کابین را محکم بست قبل از اینکه قایقش را به آب بیاندازد.

net [اسم]
اجرا کردن

تور

Ex: The ball hit the top of the net and bounced over , earning the player a point .

توپ به بالای تور برخورد کرد و از روی آن پرید و به بازیکن یک امتیاز داد.

goalpost [اسم]
اجرا کردن

تیر دروازه

Ex: He aimed for the center of the goalpost , but his shot went wide .

او به مرکز دروازه نشانه رفت، اما شوتش به بیرون رفت.

saddle [اسم]
اجرا کردن

زین

Ex: The coach recommended a saddle tilt adjustment to improve the rider 's pedaling efficiency .

مربی تنظیم زاویه زین را برای بهبود کارایی پدال زدن رکابزن توصیه کرد.

bit [اسم]
اجرا کردن

دهنه اسب

Ex: The rider adjusted the bit in the horse 's mouth for better control during the training session .

سوارکار دهنه را در دهان اسب تنظیم کرد تا کنترل بهتری در طول جلسه تمرین داشته باشد.

bridle [اسم]
اجرا کردن

افسار

Ex: The bridle was adorned with silver buckles and intricate designs , reflecting the owner 's wealth and status .

لگام با سگک‌های نقره و طرح‌های پیچیده تزئین شده بود، که نشان‌دهنده ثروت و وضعیت صاحب آن بود.

girth [اسم]
اجرا کردن

کمربند

Ex: During the trail ride , she adjusted the girth to keep the saddle comfortable for her horse .

در طول سواری، او تنبان را تنظیم کرد تا زین برای اسبش راحت بماند.

martingale [اسم]
اجرا کردن

مارتینگل

Ex: She checked the martingale 's fit and condition before every ride to ensure proper function .

او قبل از هر سواری، تناسب و وضعیت مارتینگل را بررسی می‌کرد تا عملکرد صحیح آن را تضمین کند.

martingale [اسم]
اجرا کردن

مارتینگل

Ex: The martingale 's tension on the rigging helped to optimize the sailboat 's performance in varying wind conditions .

تنش مارتینگل روی ریگینگ به بهینه‌سازی عملکرد قایق بادبانی در شرایط مختلف باد کمک کرد.

rein [اسم]
اجرا کردن

افسار

Ex: He gripped the reins tightly as the horse galloped across the field .

او لگام را محکم گرفت در حالی که اسب در حال تاخت زدن در مزرعه بود.

breastplate [اسم]
اجرا کردن

سینه بند

Ex: The breastplate 's adjustable straps allowed for a customized fit according to the horse 's build .

تسمه‌های قابل تنظیم زره سینه امکان تناسب سفارشی را با توجه به ساختار اسب فراهم می‌کرد.

riding crop [اسم]
اجرا کردن

شلاق سوارکاری

Ex: The riding crop 's gentle tap reminded the horse to maintain stride and focus .

ضربه ملایم شلاق سوارکاری به اسب یادآوری کرد که گام و تمرکز خود را حفظ کند.

spur [اسم]
اجرا کردن

اسپور

Ex: She adjusted the spur straps to ensure a snug fit on her riding boots .

او بندهای مهمیز را تنظیم کرد تا اطمینان حاصل شود که چکمه‌های سوارکاری‌اش به خوبی تنگ می‌شوند.

اجرا کردن

پین مهار

Ex: The captain inspected the belaying pins regularly to ensure they were in good condition .

کاپیتان به طور منظم پین‌های مهار را بررسی می‌کرد تا مطمئن شود که در شرایط خوبی هستند.

saddle pad [اسم]
اجرا کردن

زیرانداز زین

Ex: Before the competition , riders inspected their horses ' saddle pads for any signs of wear .

قبل از مسابقه، سوارکاران زیرانداز زین اسب‌های خود را برای هرگونه نشانه‌ای از فرسودگی بررسی کردند.

binoculars [اسم]
اجرا کردن

دوربین دوچشمی

Ex:

قدرت بزرگنمایی دوربین دوچشمی به او امکان داد صورت‌های فلکی را در آسمان شب شناسایی کند.

ice ax [اسم]
اجرا کردن

تبر یخ

Ex:

در فروشگاه تجهیزات فضای باز، ماجراجویان می‌توانند طیفی از تبرهای یخ مناسب برای نیازهای مختلف صعود پیدا کنند.

bowsprit [اسم]
اجرا کردن

دماغه کشتی

Ex: The bowsprit helped balance and steer the sailboat better .

دماغه کشتی به تعادل و هدایت بهتر قایق بادبانی کمک کرد.

ورزش
اصطلاحات عمومی در ورزش زمین‌ها و مناطق ورزشی موسسات ورزشی ورزشکاران حرفه‌ای
کارکنان و پرسنل مسابقات ورزشی رویدادهای ورزشی دستاوردها و نتایج ورزشی
عنوان‌ها در ورزش انواع ورزش‌ها ورزش‌های تیمی اصطلاحات در ورزش‌های تیمی
موقعیت‌ها در ورزش‌های تیمی نقش بازیکنان در ورزش‌های تیمی بازیکنان تهاجمی در ورزش‌های تیمی بازیکنان دفاعی در ورزش‌های تیمی
Soccer American Football Rugby Basketball
Volleyball Baseball Cricket Lacrosse
Golf Bowling ورزش‌های راکتی Tennis
Athletics Running ورزش های رزمی ورزشکاران رزمی
Boxing تیراندازی با کمان و تیراندازی ورزش های زمستانی Skiing
Hockey ورزش‌های آبی Surfing Scuba Diving
Swimming ورزش‌های اسکیت Figure Skating Climbing
Weightlifting ورزش‌های موتوری Cycling ورزش های هوایی
ورزش‌های اسبی Gymnastics Cue Sports ورزش های دیسک پرنده
Sport Fishing لباس ورزشی توپ ها و دیسک ها چوب‌ها، راکت‌ها و سلاح‌ها
تجهیزات محافظتی تجهیزات زمین و تمرین تخته ها و اسکی تجهیزات ویژه
وسایل نقلیه ابزارها و ماشین‌آلات دستگاه‌ها