کلمات انگلیسی برای "تجهیزات ویژه"

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
ورزش
putter [اسم]
اجرا کردن

پاتر

Ex: During the tournament , he relied on his trusty putter to navigate the tricky greens .

در طول مسابقه، او به پاتر قابل اعتمادش تکیه کرد تا در گرین‌های پیچیده حرکت کند.

pole [اسم]
اجرا کردن

چوب پرش (در ورزش پرش با نیزه)

Ex: He soared over the bar with the help of his fiberglass pole .

او با کمک میله فایبرگلاس خود از روی میله پرید.

canopy [اسم]
اجرا کردن

سایبان

Ex: The canopy filled with air quickly , slowing their descent .

سایبان به سرعت پر از هوا شد و فرود آنها را کند کرد.

paraglider [اسم]
اجرا کردن

پاراگلایدر

Ex: They stored the paraglider in the garage when it was n't in use .

آنها پاراگلایدر را در گاراژ نگهداری می‌کردند وقتی که استفاده نمی‌شد.

hang glider [اسم]
اجرا کردن

گلایدر بدون موتور

Ex: During the summer , she took lessons to learn how to fly a hang glider safely .

در طول تابستان، او برای یادگیری نحوه پرواز ایمن با گلایدر درس گرفت.

power kite [اسم]
اجرا کردن

بادبادک قدرتی

Ex: He flew his power kite high above the beach .

او کایت قدرتی خود را بالا در بالای ساحل به پرواز درآورد.

sport kite [اسم]
اجرا کردن

بادبادک ورزشی

Ex: During the festival , spectators marveled at the synchronized performance of multiple sport kites .

در طول جشنواره، تماشاگران از اجرای هماهنگ چندین بادبادک ورزشی متحیر شدند.

paramotor [اسم]
اجرا کردن

پاراموتور

Ex: Paramotors allow enthusiasts to take off and land from almost anywhere with ease .

پاراموتورها به علاقه‌مندان اجازه می‌دهند تا تقریباً از هر جایی به راحتی پرواز کنند و فرود آیند.

اجرا کردن

طناب صعود

Ex: Make sure to check the climbing rope for any signs of wear before each use .

مطمئن شوید که قبل از هر استفاده طناب صعود را از نظر علائم ساییدگی بررسی کنید.

ice screw [اسم]
اجرا کردن

پیچ یخ

Ex: He carefully twisted the ice screw into the frozen waterfall .

او با دقت پیچ یخ را در آبشار یخ زده پیچاند.

crampon [اسم]
اجرا کردن

کرامپون

Ex: Every serious ice climber invests in quality crampons for safety and stability in alpine conditions .

هر کوهنورد یخی جدی در کرامپون‌های باکیفیت برای ایمنی و پایداری در شرایط کوهستانی سرمایه‌گذاری می‌کند.

carabiner [اسم]
اجرا کردن

کارابین

Ex: The carabiner 's strong construction ensures reliable support when securing ropes .

ساختار محکم کارابین پشتیبانی قابل اعتمادی را هنگام محکم کردن طناب‌ها تضمین می‌کند.

اجرا کردن

اسکلتون سورتم

Ex: The skeleton sled is streamlined for maximum speed .

اسکلت سورتمه‌ای برای حداکثر سرعت طراحی شده است.

اجرا کردن

اتصال ویک بورد

Ex: The new wakeboard binding provided excellent ankle support .

اتصال ویک‌بورد جدید پشتیبانی عالی از مچ پا ارائه داد.

trampoline [اسم]
اجرا کردن

ترامپولین

Ex: Gymnasts use the trampoline to practice their aerial maneuvers and flips .

ژیمناست‌ها از ترامپولین برای تمرین مانورهای هوایی و پشتک‌ها استفاده می‌کنند.

release aid [اسم]
اجرا کردن

کمک رهاسازی

Ex: She prefers using a wrist strap release aid for better control .

او ترجیح می‌دهد از بند مچ کمک رهاسازی برای کنترل بهتر استفاده کند.

chalk bag [اسم]
اجرا کردن

کیف گچ

Ex: She clipped her chalk bag to her harness before starting the climb .

او قبل از شروع صعود، کیسه گچ خود را به مهارش متصل کرد.

body cord [اسم]
اجرا کردن

سیم بدن

Ex: The fencer 's body cord malfunctioned during the bout , causing a delay .

کابل بدنی شمشیرباز در طول مسابقه خراب شد و باعث تأخیر شد.

hammer [اسم]
اجرا کردن

چکش

Ex: The hammer 's solid construction and weight distribution help generate momentum during the spin .

ساختار محکم و توزیع وزن چکش به ایجاد حرکت در حین چرخش کمک می‌کند.

saddle [اسم]
اجرا کردن

زین

Ex: The old cowboy cleaned his worn leather saddle after a long ride .

کابوی پیر پس از یک سواری طولانی زین چرمی فرسوده اش را تمیز کرد.

اجرا کردن

پوشش کابین خلبان

Ex: After paddling , he removed the cockpit cover to drain any collected water .

بعد از پارو زدن، او پوشش کابین را برداشت تا آب جمع شده را تخلیه کند.

net [اسم]
اجرا کردن

تور

Ex: She reached the net quickly to volley the ball back to her opponent 's side .

او به سرعت به تور رسید تا توپ را به سمت حریف برگرداند.

goalpost [اسم]
اجرا کردن

تیر دروازه

Ex: The ball bounced off the goalpost and back into play during the soccer match .

توپ از تیر دروازه برگشت و در طول مسابقه فوتبال به بازی بازگشت.

saddle [اسم]
اجرا کردن

زین

Ex: Every cyclist chooses a saddle that suits their riding style and body shape .

هر دوچرخه‌سوار یک زین انتخاب می‌کند که متناسب با سبک راندن و شکل بدنش باشد.

bit [اسم]
اجرا کردن

دهنه اسب

Ex: Every horse owner selects a bit that suits their horse's temperament and training level.

هر صاحب اسب یک دهنه انتخاب می‌کند که با خلق و خو و سطح آموزش اسبش سازگار باشد.

bridle [اسم]
اجرا کردن

افسار

Ex: The leather of the bridle creaked softly as the horse turned its head .

چرم لگام به آرامی صدا داد وقتی اسب سرش را چرخاند.

girth [اسم]
اجرا کردن

کمربند

Ex: The girth 's material and design are chosen for durability and comfort for the horse .

جنس و طراحی کمربند برای دوام و راحتی اسب انتخاب شده است.

martingale [اسم]
اجرا کردن

مارتینگل

Ex: The martingale 's design ensures the horse 's head remains within a desired range of motion .

طراحی مارتینگل اطمینان می‌دهد که سر اسب در محدوده مطلوب حرکت باقی بماند.

martingale [اسم]
اجرا کردن

مارتینگل

Ex: Every sailor understands the importance of inspecting and maintaining the martingale for safe navigation .

هر ملوان اهمیت بازرسی و نگهداری مارتینگل را برای ناوبری ایمن درک می‌کند.

rein [اسم]
اجرا کردن

افسار

Ex: His hands held the reins lightly as they trotted along the trail .

دستانش به آرامی لگام را نگه داشته بود در حالی که آنها در مسیر می‌تاختند.

breastplate [اسم]
اجرا کردن

سینه بند

Ex: She cleaned and conditioned the breastplate regularly to maintain its durability and appearance .

او به طور منظم سینه‌بند را تمیز و تقویت می‌کرد تا دوام و ظاهر آن را حفظ کند.

riding crop [اسم]
اجرا کردن

شلاق سوارکاری

Ex: During training , she used the riding crop to give precise cues to her horse .

در طول تمرین، او از شلاق سوارکاری برای دادن سیگنال‌های دقیق به اسبش استفاده کرد.

spur [اسم]
اجرا کردن

اسپور

Ex: Every equestrian must use spurs with care and skill to avoid discomfort for the horse .

هر سوارکاری باید از مهمیز با دقت و مهارت استفاده کند تا از ناراحتی اسب جلوگیری شود.

اجرا کردن

پین مهار

Ex: The belaying pin 's sturdy construction ensured the ropes stayed in place during maneuvers .

ساختار محکم پین مهار اطمینان داد که طناب‌ها در حین مانورها در جای خود باقی بمانند.

saddle pad [اسم]
اجرا کردن

زیرانداز زین

Ex: He adjusted the saddle pad to ensure it sat comfortably beneath the saddle .

او زیر‌زین را تنظیم کرد تا مطمئن شود که به راحتی زیر زین قرار گرفته است.

binoculars [اسم]
اجرا کردن

دوربین دوچشمی

Ex: During the hike , she used binoculars to get a closer look at wildlife in the distance .

در طول پیاده‌روی، او از دوربین دوچشمی استفاده کرد تا نگاه دقیق‌تری به حیات وحش در دوردست داشته باشد.

ice ax [اسم]
اجرا کردن

تبر یخ

Ex: During the ascent , the mountaineer relied on the ice ax to navigate through the glacier .

در طول صعود، کوهنورد به تبر یخی برای حرکت در میان یخچال تکیه کرد.

bowsprit [اسم]
اجرا کردن

دماغه کشتی

Ex: At the dock , the captain checked the bowsprit for any damage .

در اسکله، کاپیتان دماغه کشتی را برای هرگونه آسیب بررسی کرد.

ورزش
اصطلاحات عمومی در ورزش زمین‌ها و مناطق ورزشی تأسیسات ورزشی ورزشکاران حرفه‌ای
کارکنان و پرسنل مسابقات ورزشی رویدادهای ورزشی دستاوردها و نتایج ورزشی
عنوان‌ها در ورزش انواع ورزش‌ها ورزش‌های تیمی اصطلاحات در ورزش‌های تیمی
موقعیت‌ها در ورزش‌های تیمی نقش‌های بازیکنان در ورزش‌های تیمی بازیکنان تهاجمی در ورزش‌های تیمی بازیکنان دفاعی در ورزش‌های تیمی
Soccer American Football Rugby Basketball
Volleyball Baseball Cricket Lacrosse
Golf Bowling ورزش‌های راکتی Tennis
Athletics Running ورزش‌های رزمی ورزشکاران رزمی
Boxing تیراندازی با کمان و تیراندازی ورزش‌های زمستانی Skiing
Hockey ورزش‌های آبی Surfing Scuba Diving
Swimming ورزش‌های اسکیت Figure Skating Climbing
Weightlifting ورزش‌های موتوری Cycling ورزش‌های هوایی
ورزش‌های اسب‌سواری Gymnastics Cue Sports ورزش‌های دیسک پرنده
Sport Fishing لباس ورزشی توپ‌ها و دیسک‌ها چوب‌ها، راکت‌ها و سلاح‌ها
تجهیزات محافظتی تجهیزات دادگاه و آموزش تخته‌ها و اسکی‌ها تجهیزات ویژه
وسایل نقلیه ابزارها و ماشین‌آلات دستگاه‌ها