ورزش - تجهیزات محافظتی

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
ورزش
اجرا کردن

محافظ بدن

Ex: Always ensure your body protector is properly fastened before participating in your sport .

همیشه مطمئن شوید که محافظ بدن شما قبل از شرکت در ورزشتان به درستی بسته شده است.

arm pad [اسم]
اجرا کردن

محافظ بازو

Ex: Every volleyball player on the team wore arm pads to shield their elbows during dives .

هر بازیکن والیبال در تیم از محافظ بازو استفاده می‌کرد تا آرنج‌هایش را در هنگام شیرجه زدن محافظت کند.

batting pad [اسم]
اجرا کردن

پد بتینگ

Ex: With her new batting pads on , Sarah felt confident and ready to face the pitcher .

با محافظ‌های ضربه جدیدش، سارا احساس اعتماد به نفس کرد و آماده روبرو شدن با پرتاب‌کننده شد.

hip pad [اسم]
اجرا کردن

بالشتک باسن

Ex: Every rugby player on the team wore hip pads to shield their hips during scrums .

هر بازیکن راگبی در تیم از محافظ لگن استفاده می‌کرد تا در هنگام درگیری‌ها از لگن خود محافظت کند.

thigh pad [اسم]
اجرا کردن

محافظ ران

Ex: The thigh pad 's foam padding absorbed the impact of collisions on the field .

لایه فوم محافظ ران ضربه برخوردها در زمین را جذب کرد.

knee pad [اسم]
اجرا کردن

محافظ زانو

Ex: The knee pad 's adjustable straps ensure a snug and comfortable fit around her knee .

تسمه‌های قابل تنظیم محافظ زانو، تناسب راحت و محکم در اطراف زانوی او را تضمین می‌کنند.

ankle brace [اسم]
اجرا کردن

بریس مچ پا

Ex: During the soccer match , the goalie wore ankle braces for added stability during dives .

در طول مسابقه فوتبال، دروازه‌بان برای ثبات بیشتر در هنگام شیرجه زدن از بریس‌های مچ پا استفاده کرد.

shin guard [اسم]
اجرا کردن

محافظ ساق پا

Ex: She packed her shin guards in her gear bag before heading to the field for practice .

او محافظ ساق پاهایش را در کیف تجهیزاتش گذاشت قبل از اینکه به زمین تمرین برود.

اجرا کردن

محافظ گلو

Ex: Many throat guards are made of lightweight , shock-absorbing materials .

بسیاری از محافظ‌های گلو از مواد سبک‌وزن و جاذب ضربه ساخته شده‌اند.

leg guard [اسم]
اجرا کردن

محافظ پا

Ex: Shin guards are a type of leg guard that specifically protects the shins .

محافظ ساق پا نوعی محافظ پا است که به طور خاص از ساق پا محافظت می‌کند.

اجرا کردن

محافظ دنده

Ex: Many martial arts schools recommend wearing a rib protector during sparring sessions .

بسیاری از مدارس هنرهای رزمی توصیه می‌کنند که در جلسات تمرینی محافظ دنده بپوشید.

اجرا کردن

محافظ روی پا

Ex: She took a powerful shot straight to the instep protector , but luckily it did n't hurt .

او یک شوت قدرتمند را مستقیماً به محافظ روی پا دریافت کرد، اما خوشبختانه صدمه‌ای ندید.

اجرا کردن

باند پا برای پولو

Ex: I forgot to pack extra polo leg wraps for the upcoming tournament .

من فراموش کردم که باندهای پای پولو اضافی برای مسابقه آینده بسته‌بندی کنم.

bracer [اسم]
اجرا کردن

بازوبند

Ex: The bracer 's adjustable straps ensured a snug fit and comfort during long shooting sessions .

تسمه‌های قابل تنظیم بازوبند، تناسب مناسب و راحتی را در طول جلسات طولانی تیراندازی تضمین می‌کرد.

اجرا کردن

دستکش بوکس

Ex: The boxing glove 's padding absorbs punches and protects the boxer 's hands from injury .

لایه‌های دستکش بوکس ضربه‌ها را جذب کرده و از دست‌های بوکسور در برابر آسیب محافظت می‌کنند.

اجرا کردن

دستکش شمشیربازی

Ex: Beginners often start with a heavier fencing glove for maximum protection .

تازه کارها اغلب با یک دستکش شمشیربازی سنگین تر برای حداکثر محافظت شروع می کنند.

اجرا کردن

دستکش بیسبال

Ex: The young athlete broke in his new baseball glove with oil and a softball before the season started .

ورزشکار جوان دستکش بیسبال جدیدش را با روغن و یک توپ سافتبال قبل از شروع فصل شکست داد.

اجرا کردن

دستکش بتینگ

Ex: The designated hitter adjusted his batting gloves before stepping into the batter 's box for his turn at bat .

ضربه‌زن تعیین شده دستکش‌های ضربه‌زنی خود را قبل از قدم گذاشتن به جعبه ضربه‌زن برای نوبت ضربه‌زنی خود تنظیم کرد.

اجرا کردن

دستکش ویکت کیپر

Ex: While wicket-keeper's gloves offer protection , they ca n't stop all the pain from a particularly fast delivery .

اگرچه دستکش‌های ویکت‌کیپر محافظت می‌کنند، اما نمی‌توانند تمام درد ناشی از یک تحویل به خصوص سریع را متوقف کنند.

اجرا کردن

دستکش مسابقه

Ex: After a long race , the driver peeled off his sweaty racing gloves .

پس از یک مسابقه طولانی، راننده دستکش‌های مسابقه عرق‌آلودش را درآورد.

hand wrap [اسم]
اجرا کردن

نوار دست

Ex: There are many different hand wrap styles , each offering slightly different levels of support .

سبک‌های مختلفی از باندپیچی دست وجود دارد که هر کدام سطح حمایت کمی متفاوتی ارائه می‌دهند.

اجرا کردن

نوار ورزشی

Ex: She carefully removed the athletic tape after her workout to avoid irritating her skin .

او بعد از تمرین نوار ورزشی را با دقت برداشت تا از تحریک پوستش جلوگیری کند.

helmet [اسم]
اجرا کردن

کلاه ایمنی

Ex: She fastened the chin strap of her bike helmet before pedaling away .

او بند چانه کلاه ایمنی دوچرخه‌اش را قبل از رکاب زدن بست.

اجرا کردن

کلاه ایمنی بتینگ

Ex: At the equipment store , players selected batting helmets that fit securely and comfortably .

در فروشگاه تجهیزات، بازیکنان کلاه ضربه‌گیری را انتخاب کردند که به صورت ایمن و راحت اندازه می‌شد.

اجرا کردن

ماسک شمشیربازی

Ex: The coach inspected each fencer 's fencing mask to ensure it was properly secured .

مربی ماسک شمشیربازی هر شمشیرباز را بررسی کرد تا مطمئن شود که به درستی محکم شده است.

goggles [اسم]
اجرا کردن

عینک ایمنی

Ex: The astronaut ’s suit included special goggles for protection in space .

لباس فضانورد شامل عینک محافظ ویژه‌ای برای محافظت در فضا بود.

mouthguard [اسم]
اجرا کردن

محافظ دهان

Ex: Biting down on your mouthguard can help absorb the shock of a blow to the jaw .

گاز زدن محافظ دهان شما می‌تواند به جذب شوک ضربه به فک کمک کند.

chin strap [اسم]
اجرا کردن

بند چانه

Ex: The sweat started to soak through the padding of the chin strap .

عرق شروع به خیس کردن پد تسمه چانه کرد.

earplug [اسم]
اجرا کردن

گوش پن

Ex: The musician always keeps a pair of earplugs handy during band rehearsals to protect his hearing .

موسیقیدان همیشه یک جفت گوشی در دسترس دارد تا در هنگام تمرینات گروه از شنوایی خود محافظت کند.

اجرا کردن

تسمه چترنجات

Ex: After landing , the skydiver disconnected themself from the parachute harness .

پس از فرود، چترباز خود را از تجهیزات چترنجات جدا کرد.

plastron [اسم]
اجرا کردن

پلاسترون

Ex: The plastron 's padded layers absorb impacts and reduce the force of thrusts .

لایه‌های بالشتکی پلاسترون ضربه‌ها را جذب می‌کنند و نیروی ضربه‌ها را کاهش می‌دهند.

اجرا کردن

کیف نجات پرتابی

Ex: Regularly inspect your rescue throw bag for signs of wear and tear .

به طور منظم کیف نجات پرتابی خود را برای علائم ساییدگی و پارگی بررسی کنید.

اجرا کردن

شلوارک فشاری

Ex: He put on fresh compression shorts before the intense basketball practice .

او قبل از تمرین شدید بسکتبال، شورت‌های فشرده‌سازی تازه پوشید.

bilge pump [اسم]
اجرا کردن

پمپ آب کشتی

Ex: At the marine supply store , boaters can choose from manual and electric bilge pumps .

در فروشگاه لوازم دریایی، قایقرانان می‌توانند بین پمپ‌های زهکشی دستی و برقی انتخاب کنند.

leg rope [اسم]
اجرا کردن

طناب پا

Ex: Rash from leg rope ?

جوش از طناب پا؟ به زندگی موجسواری خوش آمدید!

ankle band [اسم]
اجرا کردن

نوار مچ پا

Ex: She wrapped her injured ankle with a supportive ankle band before jogging .

او قبل از دویدن، مچ پای آسیب دیده خود را با یک باند مچ پا حمایتی بست.

life jacket [اسم]
اجرا کردن

جلیقه نجات

Ex: The life jacket was bright orange , making it easy to spot in the water .

جلیقه نجات به رنگ نارنجی روشن بود، که دیدن آن را در آب آسان می‌کرد.

اجرا کردن

دستگاه شناور شخصی

Ex: The personal flotation device should be inspected regularly for any signs of wear .

دستگاه شناور شخصی باید به طور منظم برای هرگونه نشانه‌ای از فرسودگی بررسی شود.

ورزش
اصطلاحات عمومی در ورزش زمین‌ها و مناطق ورزشی موسسات ورزشی ورزشکاران حرفه‌ای
کارکنان و پرسنل مسابقات ورزشی رویدادهای ورزشی دستاوردها و نتایج ورزشی
عنوان‌ها در ورزش انواع ورزش‌ها ورزش‌های تیمی اصطلاحات در ورزش‌های تیمی
موقعیت‌ها در ورزش‌های تیمی نقش بازیکنان در ورزش‌های تیمی بازیکنان تهاجمی در ورزش‌های تیمی بازیکنان دفاعی در ورزش‌های تیمی
Soccer American Football Rugby Basketball
Volleyball Baseball Cricket Lacrosse
Golf Bowling ورزش‌های راکتی Tennis
Athletics Running ورزش های رزمی ورزشکاران رزمی
Boxing تیراندازی با کمان و تیراندازی ورزش های زمستانی Skiing
Hockey ورزش‌های آبی Surfing Scuba Diving
Swimming ورزش‌های اسکیت Figure Skating Climbing
Weightlifting ورزش‌های موتوری Cycling ورزش های هوایی
ورزش‌های اسبی Gymnastics Cue Sports ورزش های دیسک پرنده
Sport Fishing لباس ورزشی توپ ها و دیسک ها چوب‌ها، راکت‌ها و سلاح‌ها
تجهیزات محافظتی تجهیزات زمین و تمرین تخته ها و اسکی تجهیزات ویژه
وسایل نقلیه ابزارها و ماشین‌آلات دستگاه‌ها