کلمات انگلیسی برای "ورزش های دیسک پرنده"

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
ورزش
اجرا کردن

زمینه دیسک دوتایی

Ex: The rules of double disc court emphasize teamwork and strategic positioning .

قوانین double disc court بر کار تیمی و موقعیت‌یابی استراتژیک تأکید می‌کنند.

guts [اسم]
اجرا کردن

گاتس

Ex: The rules of guts stipulate that players must catch the disc cleanly without dropping it .

قوانین گاتس مقرر می‌کند که بازیکنان باید دیسک را به صورت تمیز و بدون افتادن بگیرند.

hyzer shot [اسم]
اجرا کردن

شوت هایزر

Ex: The hyzer shot requires precise control of the disc 's angle to achieve the desired curve .

شوت هایزر نیازمند کنترل دقیق زاویه دیسک برای رسیدن به منحنی مورد نظر است.

anhyzer [اسم]
اجرا کردن

آنهایزر

Ex: The windy conditions forced her to use an anhyzer to avoid turning the disc over too much .

شرایط بادی او را مجبور کرد تا از یک آنهایزر استفاده کند تا از چرخش بیش از حد دیسک جلوگیری کند.

bid [اسم]
اجرا کردن

تلاش

Ex: Her bid in the end zone secured a crucial point for the team .

Bid او در منطقه پایانی یک امتیاز حیاتی برای تیم به ارمغان آورد.

اجرا کردن

اولتیمیت فرایزبی

Ex: Playing ultimate frisbee is a fun way to stay active .

بازی اولتیمیت فرایزبی یک راه سرگرم‌کننده برای فعال ماندن است.

disc golf [اسم]
اجرا کردن

گلف دیسک

Ex: The disc golf community organized a charity event to raise funds for local youth programs .

جامعه دیسک گلف یک رویداد خیریه برای جمع‌آوری کمک‌های مالی برای برنامه‌های جوانان محلی سازماندهی کرد.

اجرا کردن

فری استایل دیسک پرنده

Ex: Learning flying disc freestyle requires mastering various spins and catches .

یادگیری فری استایل دیسک پرنده مستلزم تسلط بر چرخش‌ها و گرفتن‌های مختلف است.

pull [اسم]
اجرا کردن

پرتاب اولیه

Ex: The audience cheered as the pull sailed gracefully through the air .

تماشاگران تشویق کردند در حالی که پرتاب با ظرافت در هوا حرکت می‌کرد.

mark [اسم]
اجرا کردن

نوعی حرکت دفاعی در فریزبی

Ex: The handler struggled to break the strong mark applied by the defender .

هندلر برای شکستن مارک قوی اعمال شده توسط مدافع تقلا کرد.

layout [اسم]
اجرا کردن

شیرجه

Ex: A successful layout requires speed and agility .

یک layout موفق به سرعت و چابکی نیاز دارد.

ace [اسم]
اجرا کردن

آس

Ex: They cheered loudly when he landed an ace .

وقتی که او یک ace انجام داد، آنها با صدای بلند تشویق کردند.

scoober [اسم]
اجرا کردن

نوعی پرتاب در ورزش‌های دیسک پرنده که در آن دیسک به صورت وارونه با حرکتی بالای سر رها می‌شود

Ex: His scoober passed over the defender 's head with ease .

اسکوبر او به راحتی از بالای سر مدافع گذشت.

ورزش
اصطلاحات عمومی در ورزش زمین‌ها و مناطق ورزشی تأسیسات ورزشی ورزشکاران حرفه‌ای
کارکنان و پرسنل مسابقات ورزشی رویدادهای ورزشی دستاوردها و نتایج ورزشی
عنوان‌ها در ورزش انواع ورزش‌ها ورزش‌های تیمی اصطلاحات در ورزش‌های تیمی
موقعیت‌ها در ورزش‌های تیمی نقش‌های بازیکنان در ورزش‌های تیمی بازیکنان تهاجمی در ورزش‌های تیمی بازیکنان دفاعی در ورزش‌های تیمی
Soccer American Football Rugby Basketball
Volleyball Baseball Cricket Lacrosse
Golf Bowling ورزش‌های راکتی Tennis
Athletics Running ورزش‌های رزمی ورزشکاران رزمی
Boxing تیراندازی با کمان و تیراندازی ورزش‌های زمستانی Skiing
Hockey ورزش‌های آبی Surfing Scuba Diving
Swimming ورزش‌های اسکیت Figure Skating Climbing
Weightlifting ورزش‌های موتوری Cycling ورزش‌های هوایی
ورزش‌های اسب‌سواری Gymnastics Cue Sports ورزش‌های دیسک پرنده
Sport Fishing لباس ورزشی توپ‌ها و دیسک‌ها چوب‌ها، راکت‌ها و سلاح‌ها
تجهیزات محافظتی تجهیزات دادگاه و آموزش تخته‌ها و اسکی‌ها تجهیزات ویژه
وسایل نقلیه ابزارها و ماشین‌آلات دستگاه‌ها