ورزش - Weightlifting

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
ورزش
اجرا کردن

پاورلیفتینگ

Ex:

او از تمرین با وزنه معمولی به پاورلیفتینگ روی آورد چون می‌خواست با بلند کردن وزنه‌های سنگین‌تر خود را به چالش بکشد.

اجرا کردن

پارا پاورلیفتینگ

Ex: The para powerlifting event at the Paralympic Games showcases incredible strength and determination .

رویداد پاورلیفتینگ پارا در بازی‌های پارالمپیک، قدرت و عزمی باورنکردنی را به نمایش می‌گذارد.

snatch [اسم]
اجرا کردن

اسنچ

Ex: His snatch was smooth and powerful , earning him applause .

ضربه او روان و قدرتمند بود، که برای او تشویق به ارمغان آورد.

hook grip [اسم]
اجرا کردن

گیر قلاب

Ex: She opted for the hook grip to prevent the barbell from slipping during heavy lifts .

او برای جلوگیری از لغزش میله در هنگام بلند کردن وزنه‌های سنگین، گیره قلاب را انتخاب کرد.

front rack [اسم]
اجرا کردن

موقعیت قفسه جلو

Ex: She worked on her mobility to improve her front rack flexibility .

او روی تحرک خود کار کرد تا انعطاف‌پذیری رک جلو خود را بهبود بخشد.

اجرا کردن

موقعیت بالای سر

Ex: Achieving a stable overhead position is crucial for a successful jerk lift .

دستیابی به یک موقعیت بالای سر پایدار برای یک لیفت جرک موفق حیاتی است.

one-rep max [اسم]
اجرا کردن

حداکثر یک تکرار

Ex: He attempted his deadlift one-rep max and successfully lifted the weight .

او حداکثر یک تکرار خود را در ددلیفت امتحان کرد و با موفقیت وزنه را بلند کرد.

pull [اسم]
اجرا کردن

کشش

Ex: The coach emphasized the importance of explosive power during the pull .

مربی بر اهمیت قدرت انفجاری در حین کشش تأکید کرد.

اجرا کردن

کلیندر و جرک

Ex: His clean and jerk lift was impressive , earning him a spot on the podium .

حرکت کِلین و جِرک او چشمگیر بود و برایش جایگاهی روی سکو به ارمغان آورد.

اجرا کردن

وزنه برداری با کتل بل

Ex: Kettlebell lifting can provide a full-body workout in a short amount of time .

بلند کردن کتل بل می‌تواند یک تمرین کامل بدن را در زمان کوتاهی فراهم کند.

اجرا کردن

فدراسیون بین‌المللی وزنه‌برداری

Ex: Changes to competition categories are announced by the International Weightlifting Federation .

تغییرات در دسته‌های مسابقه توسط فدراسیون بین‌المللی وزنه‌برداری اعلام می‌شود.

اجرا کردن

فدراسیون بین‌المللی پاورلیفتینگ

Ex: National powerlifting bodies often affiliate with the International Powerlifting Federation .

سازمان‌های ملی پاورلیفتینگ اغلب با فدراسیون بین‌المللی پاورلیفتینگ وابسته هستند.

to press [فعل]
اجرا کردن

وزنه زدن

Ex: The athlete pressed the kettlebell above his head in a controlled motion .

ورزشکار کتل بل را با حرکتی کنترل شده بالای سرش فشرد.

press [اسم]
اجرا کردن

وزنه‌برداری

Ex: His strict press was steady and controlled , showcasing his technique .

پرس سخت او پایدار و کنترل شده بود، که تکنیک او را نشان می‌داد.

ورزش
اصطلاحات عمومی در ورزش زمین‌ها و مناطق ورزشی موسسات ورزشی ورزشکاران حرفه‌ای
کارکنان و پرسنل مسابقات ورزشی رویدادهای ورزشی دستاوردها و نتایج ورزشی
عنوان‌ها در ورزش انواع ورزش‌ها ورزش‌های تیمی اصطلاحات در ورزش‌های تیمی
موقعیت‌ها در ورزش‌های تیمی نقش بازیکنان در ورزش‌های تیمی بازیکنان تهاجمی در ورزش‌های تیمی بازیکنان دفاعی در ورزش‌های تیمی
Soccer American Football Rugby Basketball
Volleyball Baseball Cricket Lacrosse
Golf Bowling ورزش‌های راکتی Tennis
Athletics Running ورزش های رزمی ورزشکاران رزمی
Boxing تیراندازی با کمان و تیراندازی ورزش های زمستانی Skiing
Hockey ورزش‌های آبی Surfing Scuba Diving
Swimming ورزش‌های اسکیت Figure Skating Climbing
Weightlifting ورزش‌های موتوری Cycling ورزش های هوایی
ورزش‌های اسبی Gymnastics Cue Sports ورزش های دیسک پرنده
Sport Fishing لباس ورزشی توپ ها و دیسک ها چوب‌ها، راکت‌ها و سلاح‌ها
تجهیزات محافظتی تجهیزات زمین و تمرین تخته ها و اسکی تجهیزات ویژه
وسایل نقلیه ابزارها و ماشین‌آلات دستگاه‌ها