to record an arrest, offense, or charge in official police records
to record an arrest, offense, or charge in official police records
افسر پلیس
پلیسها یک جستجوی کامل از منطقه برای یافتن سرنخهای مربوط به سرقت انجام دادند.
نشانه رفتن
نگهبان با اسلحه خود متجاوز را پوشاند و به او دستور داد تا رسیدن نیروهای کمکی بیحرکت بماند.
دستبند زدن
پروتکل این است که هر فرد بالقوه خطرناکی را دستبند بزنند تا در طول دستگیری کنترل حفظ شود.
در جای خود میخکوب شدن
همانطور که متجاوز وارد اتاق شد، مری یخ زد، چشمانش از وحشت گشاده شد.
مالکیت را واگذار کردن
او باید پروژه را به همکارش تحویل دهد در حالی که در تعطیلات است.
سرقت کردن
مردان مسلح ماسکدار کامیون زرهپوش را در راه به کازینو سرقت کردند.