کتاب Street Talk 3 - نگاهی دقیق تر: درس 14

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب Street Talk 3
اجرا کردن

کشتن

Ex:

قاتل حرفه‌ای به آرامی شاهد را از بین برد قبل از محاکمه.

to carjack [فعل]
اجرا کردن

سرقت وسیله نقلیه

Ex: The security camera footage captured the intense moment when an armed assailant tried to carjack a taxi .

فیلم دوربین امنیتی لحظه شدیدی را ثبت کرد که یک مهاجم مسلح سعی کرد یک تاکسی را بدزدد.

اجرا کردن

حرکت اشتباه

Ex:

حرکت اشتباه ورزشکار باعث شد که او بلغزد و پیشتازی در مسابقه را از دست بدهد.

to freeze [فعل]
اجرا کردن

در جای خود میخکوب شدن

Ex:

همانطور که متجاوز وارد اتاق شد، مری یخ زد، چشمانش از وحشت گشاده شد.

اجرا کردن

مالکیت را واگذار کردن

Ex:

او باید پروژه را به همکارش تحویل دهد در حالی که در تعطیلات است.

to [hit] the dirt [عبارت]
اجرا کردن

روی زمین افتادن (خصوصا هنگام خطر)

Ex: As the shooting started , the soldiers immediately began hitting the dirt for cover .
to hold up [فعل]
اجرا کردن

سرقت کردن

Ex: The masked gunmen held up the armored truck on its way to the casino .

مردان مسلح ماسک‌دار کامیون زره‌پوش را در راه به کازینو سرقت کردند.

hold-up [اسم]
اجرا کردن

تاخیر

Ex: The approval of the new policy has encountered a hold-up due to disagreements among the board members .

تصویب سیاست جدید با تأخیر به دلیل اختلاف نظر بین اعضای هیئت مدیره مواجه شده است.

to shut up [فعل]
اجرا کردن

خفه شدن

Ex:

وقتی معلم وارد شد کلاس فوراً ساکت شد.

stay down [جمله]
اجرا کردن

a command to remain low, often used in dangerous situations like robberies or police operations

Ex: " Stay down until I give the signal , " the SWAT leader instructed .
stick-up [اسم]
اجرا کردن

سرقت

Ex: The security footage showed the suspect pulling a gun during the stick-up .

فیلم امنیتی نشان داد که مظنون در طول سرقت اسلحه کشید.

to waste [فعل]
اجرا کردن

به قتل رساندن

Ex: In the criminal underworld , it 's not uncommon for rival groups to order a hitman to waste their competition .

در دنیای جنایتکاران زیرزمینی، غیرمعمول نیست که گروه‌های رقیب به یک قاتل حرفه‌ای دستور دهند رقبای خود را از بین ببرند.