بارها و بارها
او با وجود هشدارهای مکرر، همان اشتباه را بارها و بارها تکرار کرد.
بارها و بارها
او با وجود هشدارهای مکرر، همان اشتباه را بارها و بارها تکرار کرد.
زخم کوچک
کودک نوپا به سمت مادرش دوید و زخم کوچک روی انگشتش را نشان داد.
گونه به گونه
او چیزی در گوشش زمزمه کرد در حالی که آنها گونه به گونه ایستاده بودند.
لبخند تا بناگوش باز بودن
بسیار پیچیده یا تزئینی
کافه یک فضای frou-frou داشت، پر از پردههای گلدار و مبلمان پاستلی.
to walk while holding hands, often as a sign of affection or unity
در ارتباط مستقیم با یکدیگر بودن
دست به دست
مسابقات شامل نبردهای شدید تن به تن بین جنگجویان ماهر بود.
صادقانه و جدی
مشاور آنها را تشویق کرد تا یک جلسه دل به دل برای حل مشکلات خود داشته باشند.
یک لباس گشاد و روان، معمولاً در آب و هوای گرم پوشیده میشود
میهمانان استراحتگاه با مایو و موومو راه میرفتند.
دهان به دهان
او بیهوش بود، اما پس از چند تنفس دهان به دهان سریع، دوباره شروع به تنفس کرد.
شیطون شیطون
او سرش را تکان داد و گفت، شیطون شیطون، بعد از اینکه سگ را روی مبل گرفت.
تقریبا برابر
ادرار کردن (به زبان بچگانه)
در زمان آموزش دستشویی، تمرکز بر آموزش کودک برای جیش کردن در توالت بود.
پوم پوم
سگش با هیجان یک پومپوم را از زمین برداشت و با آن دوید.
used to indicate that nothing has changed and things remain the same
معمولی، متوسط
طرح فیلم معمولی بود، اما جلوههای بصری خیرهکننده بودند.
فلان
معلم گفت که ما این و آن موضوعات را در آزمون پوشش خواهیم داد.
to urinate, often used when speaking to or around children to make the topic sound less serious or more playful
شکم
بچه وقتی پدرش شکمش را قلقلک داد خندید.
دو به دو
در عروسی، ساقدوشها و همراهان داماد دو به دو وارد شدند.
در کنار یکدیگر
نقاشیها در گالری کنار هم نمایش داده شدند.
یام
یام, این کیک شکلاتی خیلی مرطوب و غنی است.