کتاب Street Talk 3 - نگاهی نزدیکتر: درس 11

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب Street Talk 3
chit-chat [اسم]
اجرا کردن

گپ

Ex:

پس از یک هفته کاری طولانی، شب را با لذت بردن از کمی گپ و گفت سبک در شام گذراندیم.

اجرا کردن

آماده (از نظر جسمی)

Ex: After months of training , John felt fit as a fiddle and ready to participate in the marathon .
اجرا کردن

تغییر موضع دادن

Ex: The politician tends to flip-flop on important issues depending on public opinion.

سیاستمدار تمایل دارد که در مورد مسائل مهم بسته به افکار عمومی نظرش را تغییر دهد.

goochie-goo [حرف ندا]
اجرا کردن

قلقلک

Ex:

مادربزرگ همیشه وقتی با بچه‌ها بازی می‌کند می‌گوید 'گوچی‌گو'.

اجرا کردن

صدای فلزی

Ex:

صدای جینگ جینگ زنگ ها نشانگر باز شدن در فروشگاه بود.

junkie [اسم]
اجرا کردن

معتاد

Ex: That guy ’s a video game junkie .

اون پسر یه معتاد بازی های ویدیویی‌ست.

riffraff [اسم]
اجرا کردن

اوباش

Ex: He thinks anyone without money is riffraff .
اجرا کردن

صحیح‌وسالم

Ex: The car had been thoroughly serviced and was now running right as rain .