کتاب Street Talk 3 - درس 7
واژگان، عبارات غیررسمی و انگلیسی محاورهای ارائهشده در Street Talk 3 درس 7 را بیاموزید.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
to completely fail, lose, or stop functioning

شکست خوردن, باختن، از کار افتادن (ماشینآلات و ...)
used to describe a situation in which an incompetent or inexperienced person is advising others who have no knowledge or experience at all

کور عصاکش کور دیگر, نادان راهنمای نادان
هیچکداممان نرمافزار را بلد نبودیم، برای همین کارگاه شد کور عصاکش کور دیگر.
to take great risks that could result in one's own death

با جان خود بازی کردن, خود را به خطر انداختن
کوهنوردها روی آن یال یخزده با جان خودشان بازی میکردند.
to wait for something anxiously or eagerly

با دلشوره منتظر ماندن, بیقرار منتظر ماندن
تمام آخر هفته با دلشوره منتظر نتیجه امتحان بود.
used to advise someone to proceed with caution or be careful with something

آهسته و بااحتیاط, آرامتر
با رنگ آهسته و بااحتیاط کار کن؛ یک لایه ضخیم ظاهر کار را خراب میکند.
to do something that one has not done before in order to become more experienced or familiar with it

اولین تجربه را به دست آوردن, برای شروع دست به کار شدن
این پروژه کوچک به کارآموزها کمک میکند اولین تجربهشان را به دست بیاورند.
to learn how something works or how to use it

قلق چیزی دست آمدن, راه و چاهش را یاد گرفتن
وقتی قلقش دستت بیاید، دوچرخهسواری آسان میشود.
courage or self-control when facing something difficult, frightening, or unpleasant

جرئت, شهامت
the renewal of one's energy or endurance that allows one to continue or start over a physical exertion

نفس تازه, جان دوباره
خسته بودم، اما مسیر سرازیری بهم نفس تازه داد.
![to [bite] the dust to [bite] the dust](/assets/img/no-pic-260w.png)