without one knowing or approving

پشتِ سر کسی, در غیاب کسی
در جلسهها به رویش لبخند میزد و پشت سرش مسخرهاش میکرد.
a day on which one feels unattractive, particularly due to one's hair not looking as well as it should

روز موهای بدحالت, روز موهای ژولیده
او در روزهایی که موهایش بدحالت است کلافه است.
to wholeheartedly believe in a set of ideas

با تمام وجود باور داشتن به, پذیرفتن
عموم مردم شروع به باور کردن مفهوم ارز دیجیتال به عنوان یک شکل قانونی پرداخت کردند.
to be deceived or tricked by someone or something

فریب خوردن
خیلی سریع فریب وعدههایشان را نخورید؛ مطمئن شوید که اطلاعات را به طور مستقل تأیید میکنید.
used to describe someone who is dressed up in a very fashionable way to draw attention

خیلی شیک, مجلسی و شیک
در مراسم جوایز خیلی شیک بود.
to get people to praise one, often by pretending not to be happy with oneself

برای تعریف شکستهنفسی کردن, تعریف گرفتن
گفت ارائهاش افتضاح بوده، ولی فقط میخواست ازش تعریف کنند.
to criticize or nag someone persistently
to make someone really mad by constantly doing something that angers or annoys them

روی اعصاب کسی رفتن, اعصاب کسی را خرد کردن
لطفاً با خودکارت ضرب نگیر؛ دارد روی اعصابم میرود.
to complete a task or activity with thoroughness, efficiency, and speed, often suggesting a focused and diligent approach

حسابی مایه گذاشتن, با جدیت افتادن به جان کار
حسابی افتاد به جان آشپزخانه و در یک ساعت برقش انداخت.
to use all of one's energy, resources, determination, or strength to do something

با تمام توان جلو رفتن, همه چیز را وسط گذاشتن
برای آخرین اجرای فصلش همه چیزش را وسط گذاشت.
to try very hard and do everything that is possible to succeed in something

تمام توان خود را گذاشتن, از همه امکانات استفاده کردن
برای موفق شدن عرضه، از همه امکانات استفاده کردند.
(of a person) to be completely ignored, usually in a system or process

نادیده گرفته شدن, کسی به او توجه نکردن
در روند انتقال، هیچ بیماری نباید نادیده گرفته شود.
*** a bar at a social event where guests are required to pay for the drinks themselves
