موافقت و مخالفت - سازش یا تسلیم
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به مصالحه یا تسلیم مانند "تسلیم شدن"، "اعتراف کردن" و "اجازه دادن" را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
به چیزی تن دادن
در نهایت او به شرایط قرارداد رضایت داد، اگرچه کاملاً از آنها راضی نبود.
تسلیم
در میان اعضای هیئت مدیره رضایت عمومی نسبت به طرح بودجه جدید وجود داشت.
اذعان کردن
آیا میتوانید بپذیرید که در این مورد ممکن است اشتباه کرده باشید؟
تسلیم شدن
در یک مناظره دموکراتیک، ممکن است نامزدها نیاز داشته باشند که به ترجیحات رایدهندگان تسلیم شوند تا حمایت و اعتماد آنها را به دست آورند.
پایان دادن
تسلیم شدن
پس از یک درگیری طولانی، مظنون در برابر پلیس تسلیم شد.
تسلیم بدون قیدوشرط
شرکت پس از یک بحث طولانی با تسلیم در برابر الزامات نظارتی روبرو شد.
تسلیم شدن
حرفشنوی
نرمش سیاستمدار بسیاری از رای دهندگان را جذب کرد، زیرا به نظر میرسید که مشتاق خوشحال کردن همه است.
حرفشنو
سگ مؤدب بود، در حالی که دامپزشک او را معاینه میکرد آرام نشسته بود.
پیرو مقررات
شهروند مطیع مالیات میپردازد و از قوانین کشور پیروی میکند.
مصالحه کردن
در یک رابطه، شرکا اغلب نیاز دارند که در تصمیمها مصالحه کنند تا هماهنگی و رضایت متقابل را تضمین کنند.
حد وسط
مصالحه بین مقررات سخت و منافع تجاری به یک سیاست متعادل منجر شد.
تسلیم کردن
سیاستمدار مجبور شد برخی از خواستههایش را واگذار کند تا به سازشی با مخالفان برسد.
اذعان
صاحبخانه با کاهش اجاره برای مستأجران امتیاز داد.
از روی احترام پذیرفتن
او تصمیم گرفت به احترام به خواستههای والدینش، علیرغم علاقه اولیهاش به هنر، شغلی در پزشکی را دنبال کند.
در برابر کسی یا چیزی تسلیم شدن
پس از ساعتها مذاکره، او در نهایت به دوستش تسلیم شد و اجازه داد ماشین را قرض بگیرد.
کوتاه آمدن
کوتاه آمدن
او از او التماس کرد که کوتاه بیاید و او را ببخشد، با قول جبران.
تسلیم
تسلیم ورزشکار در دور نهایی مسابقه بسیاری از طرفدارانش را متعجب کرد.
مطیع
در محل کار، بیش از حد مطیع بودن گاهی میتواند مانع رشد حرفهای و قاطعیت شود.
مطیعانه
خدمتکار قبل از خطاب به ارباب فرمانبردارانه تعظیم کرد.
تسلیم شدن
انتظار میرود که کارمندان به سیاستها و مقررات شرکت تسلیم شوند.
تسلیم شدن
بوکسور از تسلیم شدن امتناع کرد، حتی پس از دریافت چندین ضربه به سر.
کنار آمدن