قدغن کردن
در تلاش برای مبارزه با روشهای غیرقانونی ماهیگیری، دولت استفاده از تورهای رها شده را در آبهای سرزمینی خود ممنوع کرد.
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به رد اجازه مانند "ممنوع کردن"، "ممنوعیت" و "تحریم" را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
قدغن کردن
در تلاش برای مبارزه با روشهای غیرقانونی ماهیگیری، دولت استفاده از تورهای رها شده را در آبهای سرزمینی خود ممنوع کرد.
ممنوعیت
مدرسه ممنوعیت تنقلات شیرین در کافه تریا را برای ترویج عادات غذایی سالمتر در بین دانشآموزان وضع کرد.
منع کردن
دریور به دلیل رفتار اخلالگرانهاش، مشتری ناآرام را از ورود به باشگاه شبانه منع کرد.
منع کردن
رهبر مذهلی مصرف برخی غذاها را در مراسم مذهبی خاص ممنوع میکند.
ممنوع
عشق ممنوع بین دو عاشق نگونبخت به تراژدی انجامید.
غیرقانونی
دانلود مطالب دارای حق چاپ بدون اجازه غیرقانونی است.
بهصورت غیر قانونی
راننده به غیرقانونی رد کردن چراغ قرمز متهم شد.
غیرقانونی
پلیس شواهدی از یک حلقه قمار غیرقانونی زیرزمینی که از انبار فعالیت میکرد، یافت.
غیرقانونی
او در حال دسترسی غیرقانونی به اطلاعات محرمانه دستگیر شد.
غیرقابلاستناد
قرارداد، که تحت بهانههای دروغین امضا شده بود، باطل اعلام شد و شرایط آن در دادگاه غیرقابل قبول بود.
غیرسیگاری (مکان)
پرواز سیگار ممنوع بود، بنابراین هیچکس نمیتوانست سیگار روشن کند.
نشدنی
منع کردن
قانون جدید منع میکند فروش الکل در فاصله 500 متری از مدارس و اماکن مذهبی.
غیرقانونی
رانندگی بدون گواهینامه معتبر غیرقانونی محسوب میشود.
بهشکل غیرقانونی
آنها به کپی غیرقانونی نرمافزار متهم شدند.
سلب صلاحیت کردن
تحریم
سازمان ملل متحد تحریمهایی علیه رژیم دیکتاتور اعمال کرد تا آنها را وادار به رعایت استانداردهای حقوق بشر کند.
غیرممکن
برنامه برگزاری جشن غافلگیرانه برای تولدش اکنون که او از آن مطلع شده است غیرممکن است.