حکم
دستورات مرجع مرکزی، سیاست محلی را شکل میدهد.
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به وظیفه و مقررات مانند "دستورالعمل"، "تحمیل" و "اجرا" را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
حکم
دستورات مرجع مرکزی، سیاست محلی را شکل میدهد.
بایدها و نبایدها
موعد (پرداخت، انجام کاری و...)
او متوجه شد که پرداخت کارت اعتباریش سررسید شده و سریعاً انتقال را انجام داد.
به اجرا درآوردن
دولت قانون جدیدی را برای اجرای محافظتهای محیط زیستی سختگیرانهتر تصویب کرد.
اجرا
دولت اقدامات سختگیرانهتری برای اجرا جهت مقابله با صید غیرقانونی اعلام کرد.
آداب
او به خاطر آداب معاشرت در مراسم عروسی مورد تحسین قرار گرفت.
استثنا
او استثنای قاعده عدم کار در آخر هفته به دلیل نقش حیاتیاش در پروژه است.
رهنمود
با رعایت دستورالعملهای ایمنی، کارگران ساختمانی در محل کلاه ایمنی و جلیقه ایمنی پوشیدند.
باید
آنها باید برای امتحانات هفته آینده سخت مطالعه کنند.
تحمیل کردن
رئیس تصمیم گرفت یک مهلت تحمیل کند، فشار بر تیم برای تکمیل سریع پروژه.
تخلف
سرعت غیرمجاز یکی از رایجترین تخلفات ترافیکی است که میتواند منجر به جریمه یا تعلیق گواهینامه شود.
نقض کردن
سیاست جدید برای جلوگیری از تخطی ناخواسته کارمندان از دستورالعملهای شرکت اجرا شد.