سلامت و بیماری - توصیف سلامت و بیماری ها

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به توصیف سلامت و بیماری مانند "مزمن"، "التهابی" و "ویروسی" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
سلامت و بیماری
autoimmune [صفت]
اجرا کردن

خودایمن

Ex: Researchers explore ways to control autoimmune responses .

محققان راه‌هایی برای کنترل پاسخ‌های خودایمنی را بررسی می‌کنند.

اجرا کردن

واگیردار

Ex: Public health measures aim to contain communicable outbreaks .

اقدامات بهداشت عمومی به منظور کنترل شیوع بیماری‌های واگیردار طراحی شده‌اند.

chronic [صفت]
اجرا کردن

مزمن (بیماری)

Ex: Despite following a strict diet , Tim 's chronic diabetes requires constant monitoring of his blood sugar levels .

علیرغم رعایت رژیم غذایی سخت، دیابت مزمن تیم نیاز به نظارت مداوم بر سطح قند خون او دارد.

benign [صفت]
اجرا کردن

بی‌خطر (بیماری)

Ex: The specialist explained that the irregular heartbeat was benign and manageable with medication .

متخصص توضیح داد که ضربان نامنظم قلب خوش‌خیم بود و با دارو قابل کنترل است.

autistic [صفت]
اجرا کردن

مرتبط با اوتیسم

Ex: She advocates for inclusive education to support autistic students in mainstream classrooms .

او از آموزش فراگیر برای حمایت از دانش‌آموزان اوتیستیک در کلاس‌های معمولی دفاع می‌کند.

اجرا کردن

بدون علائم مشخص

Ex: The doctor explained that some people can be asymptomatic carriers of genetic disorders .

پزشک توضیح داد که برخی افراد می‌توانند ناقلان بی‌علامت اختلالات ژنتیکی باشند.

congenital [صفت]
اجرا کردن

مادرزادی

Ex:

اختلال مادرزادی سارا بر رشد ستون فقرات او تأثیر گذاشت و منجر به اسکولیوز شد.

contagious [صفت]
اجرا کردن

مسری

Ex: Healthcare workers take precautions to prevent the spread of contagious illnesses in hospitals .

کارکنان مراقبت‌های بهداشتی اقدامات احتیاطی را برای جلوگیری از گسترش بیماری‌های مسری در بیمارستان‌ها انجام می‌دهند.

اجرا کردن

رو به زوال

Ex: Regular exercise can slow down the degenerative effects on the cardiovascular system .

ورزش منظم می‌تواند اثرات تخریبی بر سیستم قلبی عروقی را کند کند.

febrile [صفت]
اجرا کردن

تب‌دار

Ex: The febrile reaction indicated that he was battling a serious infection .

واکنش تبدار نشان می‌داد که او با یک عفونت جدی در حال مبارزه است.

fulminant [صفت]
اجرا کردن

شدید و ناگهانی

Ex: Certain toxins can trigger fulminant poisoning with swift and severe consequences .

برخی سموم می‌توانند مسمومیت فلومینانت را با عواقب سریع و شدید ایجاد کنند.

infectious [صفت]
اجرا کردن

عفونی

Ex:

آبله مرغان یک بیماری واگیردار است که عمدتاً کودکان را تحت تأثیر قرار می‌دهد و با تاول‌های خارش‌دار مشخص می‌شود.

اجرا کردن

ملتهب

Ex:

بیماری‌های مزمن التهابی مانند آرتریت روماتوئید می‌توانند با گذشت زمان منجر به آسیب مفاصل شوند.

malignant [صفت]
اجرا کردن

بدخیم

Ex: She underwent surgery to remove the malignant growth in her lung .

او تحت عمل جراحی قرار گرفت تا رشد بدخیم در ریه‌اش را بردارد.

mentally [قید]
اجرا کردن

از نظر روانی

Ex: The training program was designed to stimulate participants mentally , enhancing cognitive abilities .

برنامه آموزشی برای تحریک شرکت‌کنندگان ذهنی طراحی شده بود، که توانایی‌های شناختی را افزایش می‌دهد.

mild [صفت]
اجرا کردن

خفیف

Ex: His mild reaction to the criticism was unexpected .

واکنش ملایم او به انتقاد غیرمنتظره بود.

morbid [صفت]
اجرا کردن

مربوط به آسیب‌شناسی

Ex: A morbid pathology report indicated advanced stages of the disease .

یک گزارش پاتولوژی موربید مراحل پیشرفته بیماری را نشان داد.

اجرا کردن

بیمارگونه

Ex: Pathological fractures occur as a result of weakened bones due to diseases like osteoporosis .

شکستگی‌های پاتولوژیک در نتیجه ضعیف شدن استخوان‌ها به دلیل بیماری‌هایی مانند پوکی استخوان رخ می‌دهد.

quiescent [صفت]
اجرا کردن

بدون نشانه

Ex: Certain diseases remain quiescent until activated , showing no symptoms .

برخی بیماری‌ها تا زمان فعال شدن خاموش می‌مانند و هیچ علائمی نشان نمی‌دهند.

rheumatic [صفت]
اجرا کردن

روماتیسمی

Ex: Weather changes may worsen rheumatic symptoms , requiring precautions .

تغییرات آب و هوایی ممکن است علائم روماتیسمی را بدتر کند و نیاز به اقدامات احتیاطی دارد.

terminal [صفت]
اجرا کردن

لاعلاج

Ex: Sarah 's aunt had a terminal illness that caused her health to deteriorate rapidly .

عمه سارا یک بیماری لاعلاج داشت که باعث شد سلامتی او به سرعت رو به زوال برود.

aggressive [صفت]
اجرا کردن

تهاجمی (بیماری)

Ex: Due to its aggressive spread , the disease was declared an epidemic .

به دلیل گسترش مهاجم آن، بیماری به عنوان یک اپیدمی اعلام شد.

allergic [صفت]
اجرا کردن

مربوط به آلرژی

Ex: The child 's skin became red and itchy due to an allergic response to a new soap .

پوست کودک به دلیل واکنش آلرژیک به یک صابون جدید قرمز و خارش دار شد.

anemic [صفت]
اجرا کردن

کم‌خون (پزشکی)

Ex: Anemic patients often require regular monitoring of their blood counts and may need to make dietary changes or receive iron infusions to improve their condition .

بیماران کم‌خون اغلب نیاز به نظارت منظم بر شمارش خون خود دارند و ممکن است نیاز به تغییر رژیم غذایی یا دریافت تزریق آهن برای بهبود وضعیت خود داشته باشند.

asthmatic [صفت]
اجرا کردن

دچار تنگی نفس

Ex: Asthmatic inhalers are commonly prescribed to alleviate wheezing and improve breathing .

اسپری‌های آسم معمولاً برای کاهش خس‌خس سینه و بهبود تنفس تجویز می‌شوند.

diabetic [صفت]
اجرا کردن

مربوط به بیماری دیابت

Ex: The research team focused on developing new technologies for diabetic care and monitoring .

تیم تحقیقاتی بر توسعه فناوری‌های جدید برای مراقبت و نظارت بر دیابت متمرکز شد.

diseased [صفت]
اجرا کردن

بیمار

Ex: The scientist studied the diseased cells under a microscope to understand the mechanisms of the illness .

دانشمند سلول‌های بیمار را زیر میکروسکوپ مطالعه کرد تا مکانیسم‌های بیماری را درک کند.

emaciated [صفت]
اجرا کردن

لاغر و تحلیل‌رفته

Ex: The emaciated horse was rescued from neglect and given proper care .

اسب لاغر از بی‌توجهی نجات یافت و مراقبت مناسب دریافت کرد.

nauseous [صفت]
اجرا کردن

تهوع‌آور

Ex: The pungent odor of the chemicals was nauseous and unpleasant .

بوی تند مواد شیمیایی تهوع آور و ناخوشایند بود.

viral [صفت]
اجرا کردن

ویروسی

Ex:

پنومونی ویروسی توسط ویروس‌های مختلف ایجاد می‌شود و می‌تواند منجر به علائم تنفسی شدید شود.

virulent [صفت]
اجرا کردن

بیماری‌زا

Ex:

دانشمندان پاتوژن کشنده را برای توسعه یک واکسن موثر مطالعه کردند.

notifiable [صفت]
اجرا کردن

گزارش‌دادنی (به‌خصوص بیماری جدی و مسری)

peaky [صفت]
اجرا کردن

رنگ‌پریده

Ex:

سگ جک بعد از استفراغ چندباره رنگ پریده به نظر می‌رسید، که منجر به مراجعه به دامپزشک شد.

celiac [صفت]
اجرا کردن

مربوط به بیماری سلیاک

symptomatic [صفت]
اجرا کردن

نشانه (بیماری)

Ex: Chest pain can be symptomatic of heart problems .
unfit [صفت]
اجرا کردن

بیمار

Ex: He was unfit to participate in the marathon because of his recent illness .

او به دلیل بیماری اخیرش برای شرکت در ماراتن مناسب نبود.

unhealthy [صفت]
اجرا کردن

مریض‌احوال

Ex: Sam looked unhealthy after several days of battling a flu .

سم بعد از چند روز مبارزه با آنفلوانزا ناسالم به نظر می‌رسید.

weak [صفت]
اجرا کردن

ضعیف

Ex: He pointed to a weak section in the wall that needed reinforcement .

او به بخش ضعیف در دیوار اشاره کرد که نیاز به تقویت داشت.

rundown [صفت]
اجرا کردن

خسته و وامانده

Ex:

ظاهر خسته او دوستانش را نگران کرد، که به او اصرار کردند استراحت کند.

seasick [صفت]
اجرا کردن

دریازده

Ex: She had to lie down to relieve her seasick symptoms .

او مجبور شد دراز بکشد تا علائم بیماری دریا خود را تسکین دهد.

sick [صفت]
اجرا کردن

بیمار

Ex: She stayed home because she is sick .

او در خانه ماند چون مریض بود.

hereditary [صفت]
اجرا کردن

موروثی

Ex:

مطالعه بر روی بیماری‌های ارثی متمرکز بود که در برخی جمعیت‌ها شایع هستند.

anorexic [صفت]
اجرا کردن

مبتلا به بی‌اشتهایی عصبی

Ex: Anorexic individuals often have distorted body image .
sea legs [اسم]
اجرا کردن

توانایی حفظ تعادل در کشتی

Ex: After a few days at sea , the crew members had finally gotten their sea legs and were able to move around the ship without stumbling .

پس از چند روز در دریا، اعضای خدمه finalmente به پاهای دریایی خود رسیده بودند و می‌توانستند بدون لغزش روی کشتی حرکت کنند.