فهرست واژگان سطح B1 - سفر و تعطیلات

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره سفر و تعطیلات، مانند "کوله پشتی"، "تعطیلات"، "رزرو" و غیره، که برای زبان آموزان سطح B1 آماده شده است را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح B1
to backpack [فعل]
اجرا کردن

با کوله‌پشتی سفر کردن

Ex: The solo traveler decided to backpack through the Andes .

مسافر تنها تصمیم گرفت کوله‌پشتی بزند و از رشته‌کوه‌های آند عبور کند.

bed and breakfast [عبارت]
اجرا کردن

مهمان‌خانه کوچک

Ex: He enjoyed a hearty meal at the bed and breakfast before heading out for the day .
holiday [اسم]
اجرا کردن

تعطیلات

Ex: His favorite holiday destination is a remote cabin in the woods , where he can disconnect from technology .

مقصد مورد علاقه او در تعطیلات یک کلبه دورافتاده در جنگل است، جایی که می‌تواند از فناوری جدا شود.

brochure [اسم]
اجرا کردن

کتابچه راهنما

Ex: After browsing the brochure , he decided to sign up for the cooking class advertised inside .
affordable [صفت]
اجرا کردن

مقرون‌به‌صرفه

Ex: The university offers affordable tuition rates for students from diverse socioeconomic backgrounds .

دانشگاه نرخ‌های شهریه مقرون‌به‌صرفه را برای دانشجویان از زمینه‌های اجتماعی-اقتصادی مختلف ارائه می‌دهد.

to camp [فعل]
اجرا کردن

اردو زدن

Ex: Hikers often camp along the trail , breaking up long journeys into more manageable segments .

کوهنوردان اغلب در طول مسیر چادر می‌زنند، سفرهای طولانی را به بخش‌های قابل مدیریت‌تر تقسیم می‌کنند.

campfire [اسم]
اجرا کردن

آتش اردوگاه

Ex: The warmth of the campfire provided a welcome respite from the chilly evening air .

گرمای آتش کمپ استراحت خوشایندی از هوای خنک شب فراهم کرد.

outdoors [قید]
اجرا کردن

بیرون

Ex: They set up a projector and watched a movie outdoors .

آن‌ها یک پروژکتور راه اندازی کردند و یک فیلم در فضای باز تماشا کردند.

check-in [اسم]
اجرا کردن

ثبت ورود (در هتل

Ex: As part of the check-in process , guests are required to present a valid ID and provide a credit card for incidental charges .

به عنوان بخشی از فرآیند چک‌این، مهمانان ملزم به ارائه شناسنامه معتبر و ارائه کارت اعتباری برای هزینه‌های احتمالی هستند.

اجرا کردن

میز پذیرش

Ex: As a guest speaker , I was warmly welcomed at the event venue 's reception desk and escorted to the green room .

به عنوان یک سخنران مهمان، در پیشخوان پذیرش محل رویداد به گرمی مورد استقبال قرار گرفتم و به اتاق سبز راهنمایی شدم.

desk clerk [اسم]
اجرا کردن

مسئول پذیرش هتل

Ex: As the desk clerk , Sarah efficiently managed the front desk , skillfully balancing phone calls , guest inquiries , and administrative duties with a calm and friendly demeanor .

به عنوان منشی پذیرش, سارا به طور مؤثر میز پذیرش را مدیریت کرد، با تعادل ماهرانه بین تماس‌های تلفنی، پرسش‌های مهمانان و وظایف اداری با رفتاری آرام و دوستانه.

day trip [اسم]
اجرا کردن

سفر یک‌روزه

Ex: For our anniversary , we decided to go on a romantic day trip to a picturesque vineyard for wine tasting and a scenic picnic .

برای سالگردمان، تصمیم گرفتیم به یک سفر یک روزه رمانتیک به یک تاکستان نقاشی‌گونه برای چشیدن شراب و یک پیک نیک منظره‌ای برویم.

doorman [اسم]
اجرا کردن

دربان

Ex: As the doorman of the prestigious club , he was entrusted with maintaining the exclusivity of the establishment while providing top-notch service to members .

به عنوان دریابان باشگاه معتبر، به او اعتماد شد که انحصاری بودن مؤسسه را حفظ کند در حالی که خدمات درجه یک به اعضا ارائه می‌دهد.

double [اسم]
اجرا کردن

اتاق دونفره

Ex:

زوج‌ها اغلب یک اتاق دو تخته را برای اقامت خود ترجیح می‌دهند.

family room [اسم]
اجرا کردن

اتاق خانوادگی (در هتل)

Ex: Parents and children settled into the family room after a long day of sightseeing , enjoying the convenience of having their own private space within the hotel .

والدین و فرزندان پس از یک روز طولانی گردشگری در اتاق خانوادگی مستقر شدند و از راحتی داشتن فضای خصوصی خود در هتل لذت بردند.

exchange [اسم]
اجرا کردن

بازدید تبادلی

Ex: As part of a teacher exchange initiative , educators from Japan spent a semester teaching at American schools , while their American counterparts taught in Japan .
to explore [فعل]
اجرا کردن

سیاحت کردن

Ex: He has explored various countries during his years of travel .

او در طول سال‌های سفرش کشورهای مختلفی را کشف کرده است.

front desk [اسم]
اجرا کردن

میز پذیرش

Ex: The front desk is where you can find information about hotel amenities and nearby attractions .
tour guide [اسم]
اجرا کردن

راهنمای تور

Ex: The tour guide 's passion for wildlife was evident as they pointed out rare birds and animals during our nature hike .

اشتیاق راهنمای تور به حیات وحش در حالی که در طول پیاده‌روی طبیعت‌مان به پرندگان و حیوانات نادر اشاره می‌کرد، آشکار بود.

hostel [اسم]
اجرا کردن

مسافرخانه

Ex: Many hostels have communal kitchens where guests can cook their meals and save money on dining out .

بسیاری از هتل‌های ارزان قیمت آشپزخانه‌های مشترکی دارند که مهمانان می‌توانند غذای خود را بپزند و با نخوردن غذا در بیرون پول پس‌انداز کنند.

minibar [اسم]
اجرا کردن

مینی‌بار

Ex: During our staycation , we appreciated the convenience of having a minibar in our room , allowing us to enjoy refreshments at our leisure .

در طول اقامت محلی ما، از راحتی داشتن یک مینی بار در اتاقمان قدردانی کردیم، که به ما امکان می‌داد در اوقات فراغت خود از نوشیدنی‌ها لذت ببریم.

luggage [اسم]
اجرا کردن

چمدان

Ex: He struggled to carry all his luggage up the hotel stairs .

او برای حمل تمام چمدان‌هایش از پله‌های هتل به سختی تلاش کرد.

visitor [اسم]
اجرا کردن

بازدیدکننده

Ex: The website 's analytics showed a significant increase in visitor traffic after implementing a new marketing campaign .

تحلیل‌های وبسایت نشان داد که پس از اجرای یک کمپین بازاریابی جدید، ترافیک بازدیدکنندگان به میزان قابل توجهی افزایش یافته است.

to sunbathe [فعل]
اجرا کردن

حمام آفتاب گرفتن

Ex: The friends sunbathed in the backyard during the holiday .

دوستان در تعطیلات در حیاط خلوت آفتاب گرفتند.

stay [اسم]
اجرا کردن

اقامت

Ex: During his stay at the hotel , he enjoyed room service and spa treatments .

در طول اقامت خود در هتل، او از سرویس اتاق و درمان‌های اسپا لذت برد.

seaside [اسم]
اجرا کردن

دریاکنار

Ex: The children built sandcastles on the seaside during their vacation .

کودکان در تعطیلات خود قلعه‌های شنی روی ساحل دریا ساختند.

safari [اسم]
اجرا کردن

سیاحت اکتشافی (به‌ویژه در آفریقا)

Ex:

بسیاری از لودج‌ها و کمپ‌های سافاری اقامتگاه‌های لوکسی ارائه می‌دهند که اقامتی راحت و به یاد ماندنی در میان زیبایی وحشی ساوانا را تضمین می‌کنند.

single [اسم]
اجرا کردن

اتاق یک‌نفره

Ex:

هتل‌ها معمولاً اتاق‌های تک نفره را به عنوان یک گزینه مقرون‌به‌صرفه برای مسافرانی که تنها سفر می‌کنند ارائه می‌دهند.

sight [اسم]
اجرا کردن

مکان دیدنی

Ex:
to tour [فعل]
اجرا کردن

سفر کردن

Ex: As part of the cultural exchange program , students had the opportunity to tour various museums .
cottage [اسم]
اجرا کردن

کلبه

Ex: The old cottage at the edge of the village has been restored beautifully .

کلبه قدیمی در حاشیه روستا به زیبایی بازسازی شده است.