فهرست واژگان سطح B1 - اینترنت و وبسایت

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد اینترنت و وب سایت ها، مانند "حساب"، "چت"، "مرورگر" و غیره، آماده شده برای زبان آموزان سطح B1 را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح B1
account [اسم]
اجرا کردن

حساب کاربری

Ex: Logging into your email account enables you to send and receive messages securely .

ورود به حساب ایمیل شما امکان ارسال و دریافت پیام‌ها را به صورت ایمن فراهم می‌کند.

to attach [فعل]
اجرا کردن

ضمیمه کردن (ایمیل)

Ex: The application requires you to attach a scanned copy of your identification document .

اپلیکیشن از شما می‌خواهد که یک کپی اسکن شده از مدرک شناسایی خود را ضمیمه کنید.

blog [اسم]
اجرا کردن

وبلاگ

Ex: The company 's blog offers insights into industry trends and best practices .

وبلاگ شرکت بینشی در مورد روندهای صنعت و بهترین روش‌ها ارائه می‌دهد.

blogger [اسم]
اجرا کردن

وبلاگ‌نویس

Ex: As a lifestyle blogger , she shared her passion for cooking by posting delicious recipes and cooking tips on her blog .

به عنوان یک وبلاگ نویس سبک زندگی، او عشق خود به آشپزی را با انتشار دستور العمل‌های خوشمزه و نکات آشپزی در وبلاگش به اشتراک گذاشت.

blog post [اسم]
اجرا کردن

پست وبلاگ

Ex: He shared a blog post with tips on how to improve your productivity at work .

او یک پست وبلاگ با نکاتی درباره چگونگی بهبود بهره‌وری شما در کار به اشتراک گذاشت.

browser [اسم]
اجرا کردن

مرورگر

Ex:

او تاریخچه مرورگر خود را پاک کرد تا حریم خصوصی خود را حفظ کند.

to chat [فعل]
اجرا کردن

آنلاین چت کردن

Ex: She logged in to chat with her family who lives abroad .

او وارد سیستم شد تا با خانواده‌اش که در خارج زندگی می‌کنند چت کند.

chat room [اسم]
اجرا کردن

اتاق گفتگو

Ex: The chat room was full of people discussing the latest movie releases .

اتاق گفتگو پر از افرادی بود که در مورد آخرین فیلم‌های منتشر شده بحث می‌کردند.

DM [اسم]
اجرا کردن

پیام شخصی (در شبکه‌های اجتماعی)

Facebook [اسم]
اجرا کردن

فیسبوک

Ex: They followed their favorite celebrities on Facebook for the latest news .

آنها افراد مشهور مورد علاقه خود را در فیس‌بوک دنبال کردند تا از آخرین اخبار مطلع شوند.

to follow [فعل]
اجرا کردن

دنبال کردن (فضای مجازی)

Ex: If you follow our company 's Instagram account , you 'll get exclusive sneak peeks of our upcoming products .

اگر شما حساب اینستاگرام شرکت ما را دنبال کنید، پیش نمایش های انحصاری از محصولات آینده ما را دریافت خواهید کرد.

to forward [فعل]
اجرا کردن

ارسال کردن (ایمیل، نامه و غیره)

Ex:

سیاست شرکت ارسال درخواست‌های مشتریان به تیم پشتیبانی مشتری برای حل و فصل است.

inbox [اسم]
اجرا کردن

صندوق نامه (ایمیل)

Ex: He organized his inbox by creating folders for different projects .

او صندوق ورودی خود را با ایجاد پوشه‌هایی برای پروژه‌های مختلف سازماندهی کرد.

to like [فعل]
اجرا کردن

لایک کردن (فضای مجازی)

Ex: I liked your picture on Instagram .

من عکس شما در اینستاگرام را پسندیدم.

to log in [فعل]
اجرا کردن

وارد سیستم شدن (کامپیوتر و غیره)

Ex: You need to log in to your bank account to transfer money .

برای انتقال پول باید به حساب بانکی خود وارد شوید.

outbox [اسم]
اجرا کردن

پوشه ایمیل‌های ارسال‌نشده

page [اسم]
اجرا کردن

صفحه (اینترنتی)

Ex: I found an interesting article on the news page of the site .

من یک مقاله جالب در صفحه اخبار سایت پیدا کردم.

server [اسم]
اجرا کردن

سرور (کامپیوتر)

Ex: Cloud servers let you back up photos from your phone .

سرورهای ابری به شما امکان می‌دهند از عکس‌های تلفن خود پشتیبان تهیه کنید.

spam [اسم]
اجرا کردن

هرزنامه

Ex: The company 's IT policy includes guidelines for reporting and handling spam .

سیاست فناوری اطلاعات شرکت شامل دستورالعمل‌هایی برای گزارش‌دهی و مدیریت اسپم است.

to surf [فعل]
اجرا کردن

جست‌وجو کردن

Ex: Unable to decide on a book to read , he spent the afternoon surfing his bookshelf .

ناتوان از تصمیم‌گیری برای انتخاب کتابی برای خواندن، او بعدازظهر را به گشتن در قفسه کتاب‌هایش گذراند.

to tweet [فعل]
اجرا کردن

توئیت زدن

Ex: They tweeted their opinions on the latest news story to engage in conversation .

آن‌ها نظرات خود را درباره آخرین خبر توییت کردند تا در گفتگو شرکت کنند.

tweet [اسم]
اجرا کردن

توئیت

Ex: I received a notification that someone liked my tweet about the recent sports game .

من اعلانی دریافت کردم که کسی توییت من در مورد بازی ورزشی اخیر را لایک کرده است.

URL [اسم]
اجرا کردن

آدرس (وبسایت)

to visit [فعل]
اجرا کردن

بازدید کردن (از سایت)

Ex: They visited the website to see if the event tickets were available for purchase .

آنها برای دیدن اینکه آیا بلیط‌های رویداد برای خرید در دسترس هستند، وبسایت را بازدید کردند.

YouTube [اسم]
اجرا کردن

یوتیوب (وبسایت اشتراک ویدیو)