فهرست واژگان سطح B1 - موفقیت و شکست 1
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره موفقیت و شکست، مانند "سعی"، "تلاش"، "دشواری" و غیره، که برای زبان آموزان سطح B1 آماده شده است را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
an effort to achieve or do a particular thing

تلاش, سعی
او یک تلاش صادقانه برای ترمیم رابطه شکسته با دوست دورافتادهاش کرد.
to try to complete or do something difficult

سعی کردن, تلاش کردن
کوهنوردان تلاش میکنند قبل از غروب به قله برسند.
to cause the loss of something, often valuable, or a negative outcome resulting from a particular action or decision

موجب از دست دادن چیزی شدن, به قیمت چیزی تمام شدن
تصمیم شرکت برای صرفهجویی در کنترل کیفیت در نهایت هزینه شهرتشان را پرداخت.
a challenge or circumstance, typically encountered while trying to reach a goal or finish something

دشواری, سختی
تیم تحقیقاتی با مشکلات جدی در به دست آوردن یک معرف خالص مواجه شد که پیشرفت آزمایشهای آنها را به تأخیر انداخت.
a condition that causes a person or thing to be more successful compared to others

امتیاز, مزیت، برتری
آشنایی تیم میزبان با زمین به آنها مزیت در مسابقه فوتبال داد.
a situation that has fewer or no benefits over another, which makes succeeding difficult

اشکال, کاستی، عیب، ایراد، ضرر
کمبود فناوری پیشرفته در مدرسه یک ضرر قابل توجه برای دانشآموزان است.
not fulfilling one's expectations or hopes

ناامیدکننده, مأیوسکننده
واکنش او به هدیه به طور شگفتآوری ناامیدکننده بود.
a belief about what is likely to happen in the future, often based on previous experiences or desires

انتظار, توقع
عملکرد تیم از همه انتظارات فراتر رفت و آنها را به پیروزی در بازی قهرمانی رساند.
someone who is against a person, or hates them

دشمن
سوء ارتباط و سوء تفاهم میتواند دوستان را به دشمنان تبدیل کند اگر به موقع رسیدگی نشود.
to be unsuccessful in accomplishing something

ناکام ماندن, شکست خوردن
آزمایش به دلیل عوارض پیشبینی نشده شکست خورد.
with a lot of difficulty or effort

بهسختی, باتلاش زیاد
او برای امتحاناتش سخت مطالعه کرد.
unable to regain something due to it being gone or not existing anymore

ازدسترفته
خاطرات خانه کودکی او پس از گذشت زمان و تخریب محله گم شد.
to lose the chance to experience or have something

از دست دادن
ما تنها با چند دقیقه از دست دادیم فروش را.
to succeed in solving, controlling, or dealing with something difficult

غلبه کردن, چیره شدن، غالب آمدن
افراد از طریق مواجهه تدریجی و خوداندیشی بر ترسهای شخصی غلبه میکنند.
a desired outcome that guides one's plans or actions

هدف
هدف اصلی شرکت توسعه محصولات پایدار است که تأثیر زیستمحیطی را کاهش میدهد.
to finally accomplish a desired goal after dealing with many difficulties

رسیدن (به هدف), موفق شدن
تیم تحقیقاتی بیوقفه همکاری کردند تا به یک پیشرفت در علوم پزشکی دست یابند، که منجر به یک کشف انقلابی شد.
not achieving the intended or desired outcome

ناموفق, بی نتیجه، بیهوده، بی اثر
علیرغم تلاشهایش، سرمایهگذاری تجاری ناموفق بود و مجبور به رها کردن آن شد.
to make efforts in order to gain something

تلاش کردن
ما در حال کار هستیم تا رابطه خود را قویتر کنیم.
an intangible difficulty or challenge that must be overcome

مانع, سد، مشکل
سوء تفاهم بزرگترین مانع در مذاکرات آنها بود.
to continue without stopping

ادامه دادن
او نگذاشت وقفهها حواسش را پرت کنند و به سادگی ادامه داد ارائه خود را.
to stop trying when faced with failures or difficulties

تسلیم شدن
وقتی با معماي چالش برانگیز روبرو شد، وسوسه شد که دست بکشد، اما پايداری کرد و آن را حل کرد.
to no longer continue something altogether

دست کشیدن
در مواجهه با بدهیهای فزاینده و سودهای کاهشیافته، کارآفرین با اکراه تصمیم گرفت که پروژه تجاری خود را رها کند.
to make a strong and continuous effort to achieve something

تلاش کردن
او در طول تمام دوران حرفهای خود برای حقوق زنان جنگید.
to achieve something after dealing with the difficulties

به سختی به دست آوردن, موفق شدن
تیم بیوقفه کار کرد تا در بازی قهرمانی به دست آورد پیروزی شود.
the fact of reaching what one tried for or desired

موفقیت
موفقیت اغلب نتیجه پشتکار و انعطافپذیری در مواجهه با چالشها است.
to reach or achieve what one desired or tried for

موفق شدن
علیرغم مواجهه با شکستها، کارآفرین در نهایت در ایجاد یک کسبوکار موفق موفق شد.
(of a job or occupation) providing a high salary or income in comparison to others in the same industry or field

با درآمد بالا, پردرآمد
بسیاری از مردم مشاغل در صنعت فناوری را به خوبی پرداخت شده میدانند به دلیل تقاضای بالا و حقوق رقابتی.
to create problems for someone, resulting in hardship

به زحمت انداختن, مشکل ایجاد کردن
مشکلات سلامتی جاری آزارش داد، بر سلامت جسمی و روانی او تأثیر گذاشت.