تلاش
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره موفقیت و شکست، مانند "سعی"، "تلاش"، "دشواری" و غیره، که برای زبان آموزان سطح B1 آماده شده است را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
تلاش
سعی کردن
محققان در حال تلاش برای درک رفتار گونه جدید هستند.
موجب از دست دادن چیزی شدن
انتخاب تامین کننده اشتباه میتواند منجر به ضررهای مالی قابل توجه و آسیب به تصویر برند یک کسبوکار شود.
دشواری
امتیاز
اشکال
ناتوانی او در صحبت کردن به زبان محلی یک ضعف بزرگ در مصاحبه شغلی بود.
ناامیدکننده
عملکرد ناامیدکننده تیم در مسابقه قهرمانی باعث شد هواداران احساس دلسردی کنند.
انتظار
دشمن
ناکام ماندن
استراتژی تیم شکست خورد وقتی که نتوانستند آن را به درستی اجرا کنند.
بهسختی
من سخت تلاش کردم تا جعبه سنگین را بلند کنم.
غلبه کردن
جوامع از طریق وحدت و حل مسئله جمعی بر سختیها غلبه میکنند.
هدف
رسیدن (به هدف)
جامعه برای دستیابی به هدف خود در ساخت یک زمین بازی جدید برای کودکان، با همکاری یکدیگر بر موانع مالی و لجستیکی غلبه کرد.
ناموفق
کاندیدای ناموفق شهرداری با بزرگواری شکست را پذیرفت.
ادامه دادن
کارهای ساختمانی ادامه خواهند یافت تا زمانی که پروژه تکمیل شود.
تسلیم شدن
وقتی کارها سخت میشود دست کشیدن آسان است، اما پشتکار کلید است.
دست کشیدن
تلاش کردن
سازمان برای حفاظت از گونههای در معرض خطر میجنگد.
به سختی به دست آوردن
با کار سخت و پشتکار، او رویای شروع کسب و کار خود را محقق کرد.
موفقیت
علیرغم مشکلات اولیه، تلاشهای مشترک تیم در نهایت به یک موفقیت چشمگیر منجر شد.
موفق شدن
با درآمد بالا
به زحمت انداختن
اقدامات بیمسئولیت او شروع به آزار همکارانش در محل کار کرد.
اشتباه