فهرست واژگان سطح B1 - غذا و رژیم غذایی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد غذا و رژیم غذایی، مانند "کاری"، "سیر"، "کالری" و غیره، که برای زبان آموزان سطح B1 آماده شده است را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح B1
اجرا کردن

فلفل سیاه

Ex: He prefers to grind his own black pepper rather than using pre-ground pepper for a more intense flavor .

او ترجیح می‌دهد فلفل سیاه خود را آسیاب کند تا از فلفل از پیش آسیاب شده برای طعمی شدیدتر استفاده کند.

bread roll [اسم]
اجرا کردن

نان رول

Ex: The sandwich was served with a side of crispy , golden-brown bread rolls .

ساندویچ با نان رول های ترد و طلایی رنگ سرو شد.

اجرا کردن

چیزبرگر

Ex: The new gourmet burger joint offers a variety of unique toppings for their customizable cheeseburgers .

رستوران جدید برگر گورمه انواع مختلفی از تاپینگ‌های منحصر به فرد را برای چیزبرگرهای قابل تنظیم خود ارائه می‌دهد.

curry [اسم]
اجرا کردن

خورش کاری

Ex: We ordered a takeaway curry from our favorite Indian restaurant to enjoy with naan bread and rice at home .

ما یک کاری برای بیرون‌بر از رستوران هندی موردعلاقه‌مان سفارش دادیم تا در خانه با نان نان و برنج میل کنیم.

fruit salad [اسم]
اجرا کردن

سالاد میوه

Ex: The school cafeteria offers fruit salad as a nutritious option for students to enjoy during lunchtime .

کافه تریای مدرسه سالاد میوه را به عنوان یک گزینه مغذی برای لذت بردن دانش آموزان در زمان ناهار ارائه می‌دهد.

garlic [اسم]
اجرا کردن

سیر

Ex:

سیر یک ماده کلیدی در بسیاری از غذاهای ایتالیایی است.

green bean [اسم]
اجرا کردن

لوبیاسبز

Ex: The vitamin A present in green beans plays a crucial role in maintaining healthy skin .

ویتامین A موجود در لوبیا سبز نقش حیاتی در حفظ سلامت پوست دارد.

loaf [اسم]
اجرا کردن

گوشت یا سبزیجات قالبی

pancake [اسم]
اجرا کردن

پنکیک

Ex: He prefers his pancakes with a dollop of whipped cream and a sprinkle of powdered sugar for an extra touch of sweetness .

او پنکیکهایش را با کمی خامه زده شده و مقداری پودر قند برای اضافه کردن شیرینی بیشتر ترجیح می‌دهد.

اجرا کردن

کره بادام‌زمینی

Ex: The bakery offers a variety of cookies , including chocolate chip cookies filled with a gooey peanut butter center .

نانوایی انواع مختلفی از کلوچه‌ها را ارائه می‌دهد، از جمله کلوچه‌های چیپس شکلاتی پر شده با مرکز کره بادام زمینی چسبناک.

popcorn [اسم]
اجرا کردن

ذرت بوداده

Ex: He popped a bag of microwave popcorn and settled onto the couch , ready to binge-watch his favorite TV series .

او یک بسته پاپ کورن را در مایکروویو ترکاند و روی مبل نشست، آماده برای تماشای پشت سر هم سریال مورد علاقه اش.

pickle [اسم]
اجرا کردن

خیارشور

Ex: She packed a lunchbox with a turkey sandwich layered with pickles .

او یک جعبه ناهار با ساندویچ بوقلمون که با خیارشور لایه‌گذاری شده بود بسته‌بندی کرد.

raw [صفت]
اجرا کردن

خام

Ex: The raw oysters were served on ice with a squeeze of lemon .

صدف‌های خام روی یخ با فشردن لیمو سرو شدند.

ripe [صفت]
اجرا کردن

رسیده

Ex: He waited until the bananas were ripe with brown speckles before making banana bread .

او صبر کرد تا موزها با لکه‌های قهوه‌ای رسیده شوند قبل از اینکه نان موز درست کند.

take-away [صفت]
اجرا کردن

(غذا یا نوشیدنی) بیرون‌بر

Ex: The take-away came in eco-friendly packaging .

غذای بیرون‌بر در بسته‌بندی دوستدار محیط زیست آمد.

اجرا کردن

پوره سیب‌زمینی

Ex: The recipe recommends pairing the dish with mashed potato .

دستور پخت توصیه می‌کند که غذا را با پوره سیب زمینی سرو کنید.

croissant [اسم]
اجرا کردن

کروسان

Ex: The aroma of baking croissants wafted through the kitchen , signaling that breakfast was almost ready .

عطر کروسان‌های در حال پخت در آشپزخانه پیچید، نشان می‌داد که صبحانه تقریباً آماده است.

wrap [اسم]
اجرا کردن

ساندویچ رپ

cupcake [اسم]
اجرا کردن

کاپ‌کیک

Ex: The children giggled with excitement as they frosted their own cupcakes at the birthday party .

بچه‌ها با هیجان می‌خندیدند در حالی که کاپ‌کیکهای خود را در جشن تولد تزئین می‌کردند.

cheesecake [اسم]
اجرا کردن

کیک پنیر

Ex: The chef decorated the cheesecake with edible flowers for a fancy touch .

سرآشپز کیک پنیر را با گل‌های خوراکی برای جلوه‌ای شیک تزئین کرد.

donut [اسم]
اجرا کردن

دونات

Ex: The children eagerly licked the sugary glaze off their fingers after devouring their favorite jelly-filled donuts .

بچه‌ها پس از خوردن دونات‌های مورد علاقه‌شان که پر از ژله بود، با اشتیاق لعاب شیرین را از انگشتانشان لیسیدند.

اجرا کردن

رژیم غذایی کم‌چربی

Ex: The cookbook featured a variety of delicious recipes suitable for a low-fat diet , making healthy eating enjoyable and flavorful .
اجرا کردن

رژیم غذایی کم‌کربوهیدرات

Ex: The ketogenic diet is a popular example of a low-carb diet that emphasizes high fat intake and very low carbohydrate consumption .

رژیم کتوژنیک یک نمونه محبوب از رژیم کم کربوهیدرات است که بر مصرف بالای چربی و مصرف بسیار کم کربوهیدرات تأکید دارد.

اجرا کردن

رژیم غذایی فاقدگلوتن

Ex: She switched to a gluten-free diet after being diagnosed with celiac disease to manage her symptoms and promote intestinal healing .
calorie [اسم]
اجرا کردن

کالری

Ex: Exercise helps burn calories and can contribute to weight loss or weight maintenance .

ورزش به سوزاندن کالری کمک می‌کند و می‌تواند به کاهش وزن یا حفظ وزن کمک کند.

nutrition [اسم]
اجرا کردن

مواد مغذی

Ex: As an athlete , he pays close attention to his nutrition , ensuring that his diet provides the fuel and nutrients needed for optimal performance .

به عنوان یک ورزشکار، او به تغذیه خود توجه زیادی می‌کند، اطمینان حاصل می‌کند که رژیم غذایی او سوخت و مواد مغذی لازم برای عملکرد بهینه را فراهم می‌کند.

chocolate [اسم]
اجرا کردن

شکلات

Ex: The artisanal chocolate shop offers a variety of unique chocolate flavors .
pepper [اسم]
اجرا کردن

فلفل

Ex: She prefers eating raw pepper as a healthy snack .

او ترجیح می‌دهد فلفل خام را به عنوان یک میان‌وعده سالم بخورد.

Jell-O [اسم]
اجرا کردن

ژله

Ex:

Jell-O یک دسر ژلاتینی محبوب است که در طعم‌های مختلفی مانند توت فرنگی، لیمو و پرتقال عرضه می‌شود.