فهرست واژگان سطح B1 - هنر

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره هنر، مانند "اثر هنری"، "مجسمه"، "طرح" و غیره، آماده شده برای زبان آموزان سطح B1 را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح B1
artwork [اسم]
اجرا کردن

اثر هنری

Ex: He admired the intricate details of the artwork , marveling at the artist 's skill and creativity .

او از جزئیات پیچیده اثر هنری تحسین کرد، از مهارت و خلاقیت هنرمند شگفت‌زده شد.

اجرا کردن

معماری

Ex: Courses in architecture cover a wide range of topics , from structural engineering to the history of design .

دوره‌های معماری طیف گسترده‌ای از موضوعات را پوشش می‌دهند، از مهندسی سازه تا تاریخ طراحی.

sculpture [اسم]
اجرا کردن

مجسمه‌سازی

Ex:

مجسمه‌سازی به هنرمندان اجازه می‌دهد تا دیدگاه‌های خود را در سه بعد به زندگی تبدیل کنند.

اجرا کردن

هنرهای نگاشتاری

Ex: The graphic arts program at the university offers courses in illustration , branding , and publication design .

برنامه هنرهای گرافیکی در دانشگاه دوره‌هایی در زمینه تصویرسازی، برندینگ و طراحی انتشارات ارائه می‌دهد.

اجرا کردن

هنرهای نمایشی

Ex: The theatre is a central venue for performing arts in the city .

تئاتر مکانی مرکزی برای هنرهای نمایشی در شهر است.

to decorate [فعل]
اجرا کردن

تزئین کردن

Ex: The interior designer suggested using accent rugs to decorate the hardwood floors .

طراح داخلی پیشنهاد کرد از فرش‌های تزئینی برای تزئین کف‌پوش‌های چوبی استفاده شود.

to design [فعل]
اجرا کردن

طراحی کردن

Ex: They designed a prototype that revolutionized the industry .

آنها یک نمونه اولیه را طراحی کردند که صنعت را متحول کرد.

to sketch [فعل]
اجرا کردن

پیش‌طرح زدن

Ex: They sketched the scene from memory after returning from their trip .

آنها پس از بازگشت از سفر، صحنه را از روی حافظه طرح زدند.

sketch [اسم]
اجرا کردن

پیش‌طرح

Ex: They drafted a sketch of the marketing campaign to gauge the team ’s reactions .

آنها یک طرح از کمپین بازاریابی تهیه کردند تا واکنش‌های تیم را بسنجند.

exhibition [اسم]
اجرا کردن

نمایشگاه

Ex: The science fair included an exhibition of innovative student projects .

نمایشگاه علمی شامل یک نمایش از پروژه‌های نوآورانه دانش‌آموزان بود.

fake [صفت]
اجرا کردن

تقلبی

Ex: The fake antique vase was carefully crafted to resemble genuine artifacts from the Ming Dynasty .

گلدان عتیقه جعلی با دقت ساخته شده بود تا شبیه به آثار اصیل سلسله مینگ باشد.

frame [اسم]
اجرا کردن

قاب

Ex: They hung the family portrait in a silver frame above the fireplace .

آنها پرتره خانواده را در یک قاب نقره‌ای بالای شومینه آویزان کردند.

graffiti [اسم]
اجرا کردن

دیوارنگاری

Ex: She admired the graffiti mural that celebrated the history and culture of the local community .

او از نقاشی دیواری گرافیتی که تاریخ و فرهنگ جامعه محلی را جشن می‌گرفت، تحسین کرد.

اجرا کردن

مصور کردن (کتاب و مجله و غیره)

Ex: He illustrates the cookbook with colorful pictures of the finished dishes .

او کتاب آشپزی را با تصاویر رنگی از غذاهای آماده تصویر می‌کند.

اجرا کردن

تصویر

Ex: The manual included an illustration to show how the parts fit together .

دفترچه راهنما شامل یک تصویر بود تا نشان دهد چگونه قطعات به هم متصل می‌شوند.

to paint [فعل]
اجرا کردن

نقاشی کردن

Ex: The students painted murals on the classroom walls as part of a school project .

دانش‌آموزان به عنوان بخشی از یک پروژه مدرسه‌ای، نقاشی‌های دیواری را روی دیوارهای کلاس نقاشی کردند.

portrait [اسم]
اجرا کردن

تک‌چهره

Ex: She decided to commission a portrait of her parents for their anniversary .

او تصمیم گرفت که یک پرتره از والدینش برای سالگردشان سفارش دهد.

statue [اسم]
اجرا کردن

مجسمه

Ex: Visitors paid their respects at the solemn statue commemorating fallen soldiers in the war memorial .

بازدیدکنندگان در مقابل مجسمه جدی که یاد سربازان کشته شده در یادبود جنگ را گرامی می‌دارد، احترام خود را ابراز کردند.

studio [اسم]
اجرا کردن

کارگاه (نقاشی، عکاسی و...)

Ex: She transformed the old room into a bright , airy studio for her art .

او اتاق قدیمی را به یک استودیو روشن و پرنور برای هنرش تبدیل کرد.

symbol [اسم]
اجرا کردن

نماد

Ex: The cross is a symbol of Christianity , representing the crucifixion and resurrection of Jesus Christ .

صلیب یک نماد از مسیحیت است که به صلیب کشیدن و رستاخیز عیسی مسیح را نشان می‌دهد.

master [اسم]
اجرا کردن

استاد (هنر)

Ex: The martial arts instructor was hailed as a master of karate , teaching students the discipline and techniques of the ancient art form .

مربی هنرهای رزمی به عنوان یک استاد کاراته مورد تحسین قرار گرفت، که به دانش‌آموزان انضباط و تکنیک‌های این شکل قدیمی هنر را آموزش می‌داد.

style [اسم]
اجرا کردن

سبک ادبی یا هنری

Ex: The Renaissance style is characterized by its emphasis on realism , symmetry , and classical motifs .
collage [اسم]
اجرا کردن

کلاژ

Ex: The artist 's abstract collage featured torn paper and bold strokes of paint .

کلاژ انتزاعی هنرمند شامل کاغذ پاره و ضربه‌های جسورانه رنگ بود.

اجرا کردن

هنرهای تجسمی

Ex: He believes that visual arts are a powerful tool for communication .

او معتقد است که هنرهای بصری ابزاری قدرتمند برای ارتباط هستند.