کلمات انگلیسی برای "ادبیات" | واژگان B1

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره ادبیات، مانند "نویسنده"، "پرفروش"، "داستان" و غیره، که برای زبان آموزان سطح B1 آماده شده است را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح B1
author [اسم]
اجرا کردن

نویسنده

Ex: During the book signing event , fans eagerly lined up to meet their favorite author and get their copies autographed .

در طول مراسم امضای کتاب، طرفداران با اشتیاق در صف ایستادند تا با نویسنده مورد علاقه خود ملاقات کنند و نسخه‌های خود را امضا شده دریافت کنند.

bestseller [اسم]
اجرا کردن

پرفروش‌ترین محصول

Ex: The self-help book was a bestseller , with millions of copies sold worldwide .

کتاب خودیاری یک پرفروش بود، با میلیون‌ها نسخه فروخته شده در سراسر جهان.

biography [اسم]
اجرا کردن

زندگی‌نامه

Ex: He spent years researching to write an accurate biography of the historical figure .

او سال‌ها تحقیق کرد تا یک زندگینامه دقیق از شخصیت تاریخی بنویسد.

fairy tale [اسم]
اجرا کردن

قصه

Ex: Many classic fairy tales , like " Snow White " and " Sleeping Beauty , " have been adapted into popular films and animations .

بسیاری از داستان‌های پریان کلاسیک، مانند "سفیدبرفی" و "زیبای خفته"، به فیلم‌ها و انیمیشن‌های محبوب اقتباس شده‌اند.

fiction [اسم]
اجرا کردن

ادبیات داستانی

Ex: The author is renowned for her captivating fiction stories .

نویسنده به خاطر داستان‌های جذاب تخیلی خود مشهور است.

non-fiction [اسم]
اجرا کردن

ادبیات غیرداستانی

Ex:

فیلم‌های غیرداستانی اغلب دیدگاه‌های بینش‌آوری در مورد مسائل دنیای واقعی ارائه می‌دهند.

اجرا کردن

مقدمه

Ex: The author penned an engaging introduction to her novel , setting the stage for the story that would unfold .

نویسنده یک مقدمه جذاب برای رمان خود نوشت و صحنه را برای داستانی که قرار بود روایت شود آماده کرد.

metaphor [اسم]
اجرا کردن

استعاره

Ex: In her poem , the author uses a metaphor to compare love to a blooming flower .

در شعر خود، نویسنده از یک استعاره برای مقایسه عشق با یک گل شکوفا استفاده می‌کند.

mystery [اسم]
اجرا کردن

ادبیات معمایی

Ex: Agatha Christie is a well-known author in the mystery genre .

آگاتا کریستی نویسنده‌ای شناخته شده در ژانر معمایی است.

myth [اسم]
اجرا کردن

افسانه

Ex: His book explores the myths surrounding the origins of the universe .

کتاب او افسانه‌های پیرامون منشأ جهان را کاوش می‌کند.

plot [اسم]
اجرا کردن

خط داستانی

Ex: The plot of the TV series unfolded gradually , revealing secrets about each character .

طرح سریال تلویزیونی به تدریج آشکار شد و رازهایی درباره هر شخصیت را فاش کرد.

poem [اسم]
اجرا کردن

شعر

Ex: Reading the poem , you could feel the sorrow and longing in every line .

با خواندن شعر، می‌توانستید غم و اشتیاق را در هر سطر احساس کنید.

poetry [اسم]
اجرا کردن

شعر

Ex: She expressed her sorrow through poetry , pouring her heart onto the page .

او غم خود را از طریق شعر بیان کرد، قلب خود را بر روی صفحه ریخت.

quotation [اسم]
اجرا کردن

نقل قول

Ex: The speech was filled with memorable quotations from historical figures .

سخنرانی پر از نقل‌قول‌های به یادماندنی از شخصیت‌های تاریخی بود.

to quote [فعل]
اجرا کردن

نقل‌قول کردن

Ex: The coach quoted the motivational speech from " Rocky " to inspire his team .

مربی برای الهام بخشیدن به تیمش، سخنرانی انگیزشی از "راکی" را نقل کرد.

to review [فعل]
اجرا کردن

نقد کردن

Ex: She enjoys reviewing classic films on her channel .

او از بررسی فیلم‌های کلاسیک در کانالش لذت می‌برد.

setting [اسم]
اجرا کردن

زمان و مکان (داستان، فیلم و نمایش)

Ex: The TV series has a modern-day setting in New York City .

سریال تلویزیونی صحنه‌ای مدرن در شهر نیویورک دارد.

short story [اسم]
اجرا کردن

داستان کوتاه

Ex: Many writers begin with short stories before moving on to novels .

بسیاری از نویسندگان با داستان‌های کوتاه شروع می‌کنند قبل از اینکه به رمان‌ها روی آورند.

storyline [اسم]
اجرا کردن

پی‌رنگ

Ex: The storyline of the movie was both thrilling and heartwarming .

داستان فیلم هم هیجان‌انگیز و هم دلگرم‌کننده بود.

title [اسم]
اجرا کردن

عنوان

Ex: He spent weeks deciding on the perfect title for his new novel .

او هفته‌ها صرف تصمیم‌گیری درباره عنوان کامل برای رمان جدیدش کرد.

verse [اسم]
اجرا کردن

شعر

Ex: The beauty of verse lies in its ability to transcend language barriers , resonating with readers across cultures and generations .

زیبایی شعر در توانایی آن برای فراتر رفتن از موانع زبانی نهفته است، که با خوانندگان از فرهنگ‌ها و نسل‌های مختلف طنین‌انداز می‌شود.

writing [اسم]
اجرا کردن

آثار

Ex: The library shelves were filled with a diverse array of writing , from classic novels to contemporary essays , catering to readers of all interests and tastes .

قفسه‌های کتابخانه با نوشته‌های متنوعی پر شده بود، از رمان‌های کلاسیک تا مقاله‌های معاصر، که به علاقه‌ها و سلیقه‌های همه خوانندگان پاسخ می‌داد.

Gothic [صفت]
اجرا کردن

گوتیک (اثر هنری)

Ex: From sinister villains lurking in shadowy corners to ghostly apparitions haunting ancient ruins , gothic stories are replete with elements that evoke a sense of unease and foreboding .

از شروران شوم پنهان شده در گوشه‌های تاریک تا ظهورات روح‌مانند که ویرانه‌های باستانی را تسخیر کرده‌اند، داستان‌های گوتیک مملو از عناصری هستند که احساس ناراحتی و پیش‌بینی بد را برمی‌انگیزند.

literary [صفت]
اجرا کردن

ادبی

Ex: The professor 's lectures on literary theory provided valuable insights into understanding texts .

سخنرانی‌های استاد در مورد نظریه ادبی بینش‌های ارزشمندی برای درک متون ارائه داد.

poetic [صفت]
اجرا کردن

شاعرانه

Ex: The poetic language of the novel painted vivid images in the reader 's mind , evoking a sense of wonder and nostalgia .

نوشته‌اش درک عمیقی از فرم‌های شاعرانه نشان می‌دهد.

young adult [صفت]
اجرا کردن

جوانان (ژانر فیلم، کتاب و...)

play [اسم]
اجرا کردن

نمایش

Ex: The drama club is rehearsing a classic Shakespearean play for their spring production .

باشگاه درام در حال تمرین یک نمایشنامه کلاسیک شکسپیر برای تولید بهاری خود است.