فهرست واژگان سطح B1 - مفاهیم انتزاعی
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی را در مورد مفاهیم انتزاعی، مانند "نگرش"، "تئوری"، "گزینه" و غیره، که برای زبان آموزان سطح B1 آماده شده است، یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
(usually plural) the things that are held, included, or contained within something

محتوا
بعد از تکان دادن کیف، او محتوای آن را بدون باز کردنش حدس زد.
the way things are or have been at a certain time or place

شرایط, وضعیت، موقعیت
در یک وضعیت بحرانی، بسیار مهم است که آرام بمانید و منابع موجود را قبل از اقدام ارزیابی کنید.
the typical way a person thinks or feels about something or someone, often affecting their behavior and decisions

نگرش, طرز برخورد
نگرش محترمانه نسبت به دیگران، روابط سالم و درک متقابل را تقویت میکند.
an opinion or feeling that one has about someone or something, particularly one formed unconsciously

تصور, برداشت
دفتر شلوغ تأثیر بدی بر روی کارمند جدید گذاشت.
the most important thing that is said or done which highlights the purpose of something

نکته, مقصود، منظور، هدف
در طول مناظره، هر نامزد سعی کرد نکات اصلی خود را به وضوح بیان کند.
a set of ideas intended to explain the reason behind the existence or occurrence of something

نظریه, تئوری
نظریه او درباره تغییرات آب و هوایی، اجماع علمی سنتی را به چالش میکشد.
the activity or process of carefully considering something in one's mind

تفکر
تفکر روشن برای ارتباط مؤثر حیاتی است، زیرا به افراد امکان میدهد ایدهها و نظرات خود را به طور منسجم بیان کنند.
the number of different things or people that one can pick from

گزینه, چاره
داشتن طیف گستردهای از انتخابها میتواند خلاقیت و نوآوری را تقویت کند زیرا افراد احتمالات مختلف را کاوش میکنند.
something that can or may be chosen from a number of alternatives

گزینه, انتخاب
چندین گزینه پرداخت موجود است، از جمله کارت اعتباری و پی پال.
the fact or state of not having the necessary information, knowledge, or understanding of something

جهل, ناآگاهی، غفلت، نادانی
معلم سخت کار کرد تا نادانی دانشآموزان را در مورد موضوع برطرف کند، و با ارائه درسهای اضافی درک آنها را بهبود بخشد.
a feeling of disbelief or uncertainty about something

شک, شبهه
اعتماد به نفس او در مواجهه با عدم قطعیت متزلزل شد و شک را به وجود آورد.
something that one can choose or do among many other things

احتمال
در آغوش گرفتن عدم قطعیت در را به روی امکانات و نتایج غیرمنتظره باز میکند و انعطافپذیری و تابآوری را تقویت میکند.
the true principles or facts about something, in contrast to what is imagined or thought

حقیقت, راستی، درستی
در دادگاه، شاهدان سوگند میخورند که در طول شهادت حقیقت را بگویند.
(usually plural) a set of things that allow someone to achieve their goal or live comfortably

ضروریات, مایحتاج
در یک کیت بقا، آب، کبریت و جعبه کمکهای اولیه به عنوان نیازهای ضروری در نظر گرفته میشوند.
the action of allowing someone to do a particular thing or letting something happen, particularly in an official way

اجازه
والدین اغلب به فرزندان خود اجازه میدهند تا در فعالیتهای فوق برنامه خارج از ساعات مدرسه شرکت کنند.
anything that is done to make a task or process easier or less difficult for someone

یاری, کمک
ارائه دستورالعملهای واضح و منابع میتواند کمک بزرگی برای دانشجویانی باشد که برای امتحانات مطالعه میکنند.
to take steps to confirm if something is correct, safe, or properly arranged

اطمینان حاصل کردن, خاطرجمع شدن
used to indicate that something is impossible, unacceptable, or absolutely will not happen under any conditions

به هیچ وجه, عمراً
به هیچ وجه قبول نمیکند دوباره با او زندگی کند.
anything that proves the truth or possibility of something, such as facts, objects, or signs

مدرک, شاهد
مطالعات علمی شواهد محکمی ارائه کردهاند که ورزش منظم را با بهبود سلامت قلبی-عروقی مرتبط میکنند.
a difference, particularly an unwanted one, causing separation between two people, situations, or opinions

تفاوت, اختلاف
اختلافات سیاسی آنها شکاف در دوستی یکبار نزدیکشان ایجاد کرد.
used to show support for or agreement with someone or something

به نفع, در حمایت از، به سود
او در جلسه به نفع سیاست جدید صحبت کرد.
feeling ashamed or apologetic about something that one has or has not done

متأسف, ناراحت
او نامهای نوشت تا بگوید چقدر از ناامید کردن آنها متأسف است.
used to say that something depends on something else to happen or be true

مگر اینکه
آنها به موقع نخواهند رسید مگر اینکه همین حالا حرکت کنند.
to show something to someone by pointing one's finger toward it

نشان دادن, یادآور شدن
میتوانید آن را روی نقشه به من نشان دهید؟
the process of examining the similarities and differences between two or more things or people

سنجش, مقایسهکردن
یک مقایسه بین دلفینها و نهنگها نشان میدهد که هر دو پستانداران دریایی باهوش هستند.
a subject of significance or interest to someone or something

دغدغه
ثبات مالی اغلب یک نگرانی برای حرفهایهای جوان است.
an increase in the amount, degree, importance, or size of something

افزایش
یک رشد سریع در خرید آنلاین رخ داده است.
a series of images, feelings, or events happening in one's mind during sleep

رؤیا
رویای او آنقدر واقعی بود که با احساس سردرگمی از خواب بیدار شد.
a very scary, unpleasant, or disturbing dream

کابوس, خواب بد
دیشب، کابوس دیدنم که توسط هیولاها در یک جنگل تاریک تعقیب میشدم.
the action of presenting something verbally

پیشنهاد
من از پیشنهاد شما برای کمک به پروژه قدردانی کردم.
to a degree or extent that is unclear

یک جورهایی
او تا حدی به پروژه جدید علاقه دارد، اما هنوز کاملاً متعهد نشده است.
the way that two or more people or things are different from each other

تفاوت, اختلاف
تفاوت قابل توجهی در طعم بین قهوه معمولی و اسپرسو وجود دارد.
a group of similar events, things, or people coming one after the other

سلسله, زنجیره، سری، مجموعه
شرکت قصد دارد در طول سال آینده یک سری از محصولات جدید را برای گسترش دسترسی خود به بازار عرضه کند.
the fact of owning or having something

داشتن, دارابودن
مالکیت مجموعه سکه های عتیقه برای او هم شادی و هم امنیت مالی به ارمغان آورد.
protection against harm or danger

دفاع, محافظت
واکسیناسیون محافظت در برابر بیماریهای عفونی ارائه میدهد.
the part, position, or point of something that has an equal distance from the edges or sides

وسط, میان
وسط صحنه در طول اجرا با نورافکن روشن شد.
a limit that defines distinctions or separations between particular elements, such as ideas, cultures, or rules

محدوده
نقض مرزهای کسی میتواند منجر به احساس ناراحتی، بیاعتمادی یا کینه در تعاملات بین فردی شود.
an emotional state or sensation that one experiences such as happiness, guilt, sadness, etc.

احساس
پس از دریافت هدیه غیرمنتظره، یک احساس قدردانی بر او غلبه کرد.
