آزرده
من ناراحت هستم که در آخرین لحظه لغو کردند.
در اینجا شما برخی از صفات ضروری انگلیسی را یاد خواهید گرفت، مانند "عصبانی"، "آگاه"، "مست" و غیره، که برای زبان آموزان سطح B1 آماده شده است.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
آزرده
من ناراحت هستم که در آخرین لحظه لغو کردند.
خودکار
قهوه ساز دارای تایمر خودکار است، بنابراین میتوانید صبح با قهوه تازه دم بیدار شوید.
آگاه
دانشآموزان از آزمون پیشرو مطلع نبودند تا اینکه معلم به آنها یادآوری کرد.
انسانی
دلسوزی و همدلی، ویژگیهای ذاتی انسانی هستند که به ما کمک میکنند با یکدیگر ارتباط برقرار کنیم.
بنیادی
مواد پایه برای دستور غذا شامل آرد، شکر و تخم مرغ میشود.
مرکزی
پارک در یک منطقه مرکزی شهر واقع شده است که بازدید از آن را برای ساکنان راحت میکند.
پیچیده
او یک ماشین پیچیده طراحی کرد که چندین عملکرد را به طور همزمان انجام میدهد.
گیج
او درباره احساساتش نسبت به دوستش سردرگم بود.
مناسب
من دوست دارم که کتابخانه ساعتهای کاری طولانیتری دارد؛ این برای دانشجویان بسیار راحت است.
فرهنگی
تفاوتهای فرهنگی میتوانند به سوءتفاهم منجر شوند، اما آنها همچنین فرصتهایی برای یادگیری و رشد ارائه میدهند.
کنونی
انتظار میرود که مذاکرات جاری بین دو شرکت به یک مشارکت مهم منجر شود.
مست
محدودیت قانونی رانندگی برای افرادی که مست هستند کمتر است.
شرقی
خورشید در بخش شرقی آسمان طلوع میکند.
خجالتآور
لغزش خجالتآور او روی پوست موز در مقابل همه باعث شد از خجالت سرخ شود.
مساوی
به همه دانشآموزان کلاس زمان برابر برای ارائه پروژههایشان داده شد.
بسیار بزرگ
درخت عظیم در حیاط خلوتشان سایهای برای تمام باغ فراهم میکرد.
لازم
ارتباط برای ساختن روابط قوی ضروری است.
آشنا
سبک تدریس استاد برای دانشجویانی که قبلاً در کلاس او شرکت کرده بودند آشنا بود.
جهانی
سازمان ملل متحد برای مقابله با چالشهای جهانی مانند فقر، گرسنگی و نقض حقوق بشر کار میکند.
تاریخی
عمارت تاریخی اکنون موزهای است که برای عموم باز است.
خیالی
قصه پریان یک پادشاهی را به تصویر کشید که پر از موجودات تخیلی مانند اژدهاها و حیوانات سخنگو بود.
سرپوشیده
زمینهای بسکتبال سرپوشیده محیطی کنترلشده برای بازیکنان فراهم میکنند تا تمرین کنند و رقابت کنند.
آسیبدیده
پای مجروح سارا راه رفتن را برایش دشوار کرده بود، بنابراین از عصا برای حمایت استفاده کرد.
بیگناه
کارمند بیگناه پس از یک تحقیق دقیق که بیگناهی او را آشکار کرد، از سوءظن تبرئه شد.
قانونی
قرارداد قانونی تلقی شد زیرا با تمام شرایط و ضوابط مندرج در قوانین رسمی تعیین شده توسط مرجع نظارتی مطابقت داشت.
جادویی
آنها به وجود طلسمهای جادویی که میتوانست آرزوها را برآورده کند، باور داشتند.
بومی
مردم بومی قطب شمال، مانند اینوئیتها و یوپیکها، با شرایط سخت منطقه سازگار شدهاند و هزاران سال از طریق شکار، ماهیگیری و شیوههای سنتی خود را حفظ کردهاند.
شمالی
مرز شمالی ایالت با یک رودخانه مشخص شده است.
سنتی
آنها خانه را با تزئینات سنتی تعطیلات آراستند.
باستانی
افسانهها از یک پادشاهی قدیمی سخن میگفتند که شکوه آن با گذشت زمان به افسانه تبدیل شده بود.
سری
آنها یک جلسه محرمانه داشتند تا در مورد مهمانی غافلگیرانه بحث کنند.
بسیار مهم
هیئت مدیره شرکت با یک تصمیم بزرگ در مورد آینده سازمان روبرو شد.
مخفی
او در حین تمیز کردن جعبههای قدیمی، محفظه پنهان را در اتاق زیر شیروانی کشف کرد.