فهرست واژگان سطح B1 - صفات 1
در اینجا شما برخی از صفات ضروری انگلیسی را یاد خواهید گرفت، مانند "عصبانی"، "آگاه"، "مست" و غیره، که برای زبان آموزان سطح B1 آماده شده است.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
feeling slightly angry or irritated

آزرده, عصبی
حالت عصبانی روی صورتش ناامیدی او از اتصال کند اینترنت را نشان میداد.
(of devices or processes) being or working with little or no human involvement

خودکار, اتوماتیک
ماشین لباسشویی دارای یک چرخه خودکار است که به خودی خود شروع و متوقف میشود و کارهای لباسشویی را آسانتر میکند.
having an understanding or perception of something, often through careful thought or sensitivity

آگاه
شرکت کارمندان را از طریق اعلانهای ایمیل از سیاستهای جدید آگاه کرد.
related or belonging to people, not machines or animals

انسانی
علیرغم پیشرفتهای فناوری، تعامل انسانی همچنان جنبهای حیاتی از زندگی روزمره ماست.
forming or being the necessary part of something, on which other things are built

بنیادی, اساسی، پایهای
اصول پایه فیزیک توضیح میدهد که چگونه اشیاء در فضا حرکت میکنند.
located at or near the center or middle of something

مرکزی
ایستگاه اتوبوس مرکزی فقط چند بلوک با منطقه خرید فاصله دارد.
having or made of several parts

پیچیده, مرکب
طرح رمان پیچیده است، با چندین داستان درهم تنیده.
feeling uncertain or not confident about something because it is not clear or easy to understand

گیج, سردرگم
به نظر میرسید او دربارهی اینکه چه مسیری را در حرفهاش انتخاب کند سردرگم است.
favorable or well-suited for a specific purpose or situation

مناسب
این مسیر مناسب است اگر به فرودگاه سفر میکنید.
involving a society's customs, traditions, beliefs, and other related matters

فرهنگی
زبان بخش جداییناپذیر از هویت فرهنگی است که ارزشها و سنتهای مشترک را منعکس میکند.
happening or existing in the present time

کنونی, جاری، فعلی
او در حال مطالعه روندهای فعلی در مد برای پروژه طراحی خود است.
not satisfied or happy with something, because it did not meet one's expectations or hopes

ناامید, مأیوس
والدین او به وضوح ناامید بودند که او امتحان را قبول نشد.
having had too much alcohol and visibly affected by it

مست
مست بودن میتواند منجر به خطرات سلامتی و حوادث شود.
situated in the east

شرقی
خانه منظره زیبایی از کوههای شرقی دارد.
causing a person to feel ashamed or uneasy

خجالتآور, شرمآور
رفتار شرمآور او سر میز شام مهمانها را ناراحت کرد.
having the same amount, size, quantity, etc.

مساوی, برابر
سارا و دیوید هر کدام سهم برابری از سود سرمایهگذاری خود دریافت کردند.
very large in size

بسیار بزرگ, عظیم، گنده
او یک تلویزیون عظیم خرید که یک دیوار کامل در اتاق نشیمنش را اشغال میکرد.
very necessary for a particular purpose or situation

لازم, ضروری
کرم ضد آفتاب برای محافظت از پوست شما در برابر پرتوهای مضر فرابنفش ضروری است.
easily recognized due to prior contact or involvement, often evoking a sense of comfort or ease

آشنا
او در محیط آشنا زادگاهش احساس آرامش کرد.
unable to be moved or changed physically

ثابت
مکانیک پیچهای ثابت را سفت کرد تا پایداری ماشین را تضمین کند.
regarding or affecting the entire world

جهانی
تغییر آب و هوا یک مسئله جهانی است که نیازمند اقدام جمعی از سوی کشورهای سراسر جهان است.
belonging to or significant in the past

تاریخی
موزه بسیاری از آثار تاریخی از دورانهای مختلف را به نمایش میگذارد.
not real and existing only in the mind rather than in physical reality

خیالی
دوست تخیلی که کودک با آن صحبت میکرد، آفریدهای از تخیل او بود، نه یک شخص واقعی.
(of a place, space, etc.) situated inside a building, house, etc.

سرپوشیده, داخلی
رینگ اسکیت سرپوشیده مقصدی محبوب برای خانوادهها است تا از اسکیت روی یخ در ماههای زمستان لذت ببرند.
physically harmed or wounded

آسیبدیده, صدمهدیده، زخمی
بازوی مجروح مری در یک آویز قرار داده شد تا در حالی که بهبود مییابد ثابت بماند.
not having committed a wrongdoing or offense

بیگناه
شاهد بیگناه شاهد حادثه بود و شهادت مهمی به پلیس ارائه داد.
authorized according to the law and official regulations

قانونی
قاضی پرونده را رد کرد و تأیید کرد که اقدامات متهم در چارچوب قوانین رسمی ایالت قانونی بوده است.
describing or practicing special abilities or powers

جادویی
گفته میشد که شیء باستانی دارای قابلیتهای جادویی برای کنترل آب و هوا است.
describing the people who have lived in an area for a very long time

بومی, محلی
قبایل بومی جنگلهای بارانی آمازون برای نسلهای بیشماری در این منطقه سکونت داشتهاند و در هماهنگی با طبیعت زندگی میکنند.
positioned in the direction of the north

شمالی
منطقه شمالی کشور زمستانهای سختی را تجربه میکند.
belonging to or following the methods or thoughts that are old as opposed to new or different ones

سنتی
او رویکرد سنتی به فرزندپروری دارد، اعتقاد به قوانین و روالهای محکم دارد.
related or belonging to a period of history that is long gone

باستانی
افسانهها و اسطورههای دوران باستان همچنان تخیل مردم سراسر جهان را مجذوب خود میکنند.
not seen by or unknown to other people

سری, پنهانی
جاسوس یک کد محرمانه برای ارتباط با مقر داشت.