فهرست واژگان سطح B2 - شکلها و رنگها
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد اشکال و رنگها، مانند "شیب دار"، "قهوهای"، "بنفش" و غیره، که برای زبانآموزان سطح B2 آماده شدهاند، یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
the space between two lines or surfaces that are joined, measured in degrees or radians

زاویه
درک زاویههای مختلف در هندسه برای حل مسائل ضروری است.
a line or shape that is not straight and bends gradually

منحنی
هنرمند از یک قلم مو برای ایجاد منحنیهای نرم در نقاشی خود استفاده کرد.
the shape of someone or something, especially the outline

فرم, بروننما، طرح کلی، شکل
معمار بر خطوط تمیز تأکید کرد تا فرم ساختمان را برجسته کند.
having a shape that is rounded or bent rather than straight

منحنی, خمیده
گربه در وضعیتی خمیده کش آمد، شبیه به حرف "C".
positioned across and parallel to the ground and not up or down

افقی
نمودار میلهای دادهها را در قالب افقی نمایش داد.
positioned at a right angle to the horizon or ground, typically moving up or down

عمودی
نمودار دادهها را با میلههای عمودی نشان میداد که هر دسته را نمایندگی میکرد.
having an equal distance from each other at every point

موازی
ریلهای راهآهن به یکدیگر موازی هستند.
having a particular structure or external form

دارای شکل بهخصوص
کیک به شکل یک قلعه برای جشن تولد با تم پرنسس شکل داده شده بود.
a three-dimensional figure made of six square or rectangular faces

مکعب
هر مکعب در نمودار یک واحد حجم را نشان میداد.
a geometric shape with five angles and five straight sides

پنجضلعی, پنجگوش
او یک پنج ضلعی روی تخته کشید تا شکل آن را به دانش آموزان نشان دهد.
a shape that is wide in the middle and narrow at both ends

بیضی
در هندسه، یک بیضی اغلب به عنوان یک بیضی با طولهای مختلف توصیف میشود.
a solid with a polygonal base and triangular faces that meet at a single point

هرم
مهندسان یک هرم شیشهای برای ورودی موزه طراحی کردند.
(geometry) a flat shape with four right angles, especially one with opposing sides that are equal and parallel to each other

مستطیل
هنرمند از مستطیلها در نقاشی خود برای ایجاد حس تعادل استفاده کرد.
(in geometry) a three-dimensional surface where all points are equidistant from a center

کره (هندسه)
در فیزیک، میدانها گاهی به صورت کرهها نمایش داده میشوند.
(geometry) a flat shape consisting of three straight sides and three angles

مثلث
او کاغذ را به شکل یک مثلث برای پروژه اریگامی خود تا زد.
having an empty space within

توخالی
چاه قدیمی یک محور توخالی داشت که به عمق زمین منتهی میشد.
having an end or tip that is sharp

نوکتیز
نوک پیکان تیز بود، برای دقت و نفوذ طراحی شده بود.
having a surface that is flat and horizontal

هموار, صاف، مسطح، تراز
پی خانه به صورت همسطح ریخته شد، که ثبات سازه را تضمین میکند.
(of an angle) measuring less than 90 degrees

(زاویه) تند
او نشان داد که چگونه زوایای تند را در کلاس ریاضی خود محاسبه کند.
the quality of having a light color

کمرنگی
رنگپریدگی پارچه آن را برای یک لباس تابستانی ظریف عالی میکرد.
to change the color of something using a liquid substance

رنگ کردن (مو و...)
بعضی از افراد ترجیح میدهند موهای سفید خود را رنگ کنند تا اینکه آن را طبیعی بگذارند.
(of colors) having a bright or pale shade or tone

کمرنگ
معمار توصیه کرد دیوارها را با رنگهای روشن رنگ آمیزی کنید تا اتاق کوچک بزرگتر به نظر برسد.
(of a color) showing darkness and intensity

تیره (رنگ)
غروب خورشید آسمان را در سایههای عمیق نارنجی و صورتی غرق کرد.
having a deep red color, like blood or fresh berries

سرخ خونین
لکه خونین روی فرش قدیمی یادآور تند حادثهای بود که رخ داده بود.
having a dark or deep brown color

رنگ شکلاتی
ماشین قدیمی یک نمای بیرونی شیک و کلاسیک به رنگ شکلاتی تیره داشت.
(of a shade) ranging from a pale or light brown color to a medium brown

رنگ قهوهای روشن
دیوارهای اتاق نشیمن با رنگ قهوهای دنج رنگ آمیزی شده بود.
having a bright yellow color like the lemon fruit

لیمویی
پردههای لیمویی یک لمس آفتابی به اتاق نشیمن اضافه کردند.
having a very dark blue color like the deep sea

سرمهای
او یک لباس زیبا آبی دریایی به مراسم رسمی پوشید.
having a dark brownish-red color

عنابی
برگهای خرمایی در پاییز رنگ پرجنبوجوشی به مناظر اضافه کردند.