فهرست واژگان سطح B2 - سفر و تعطیلات

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد سفر را یاد خواهید گرفت، مانند "jet lag"، "terminal"، "cruise" و غیره، که برای زبان آموزان سطح B2 آماده شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح B2
budget [صفت]
اجرا کردن

مقرون‌به‌صرفه

Ex:

او یک لپتاپ مقرون‌به‌صرفه پیدا کرد که تمام نیازهای اولیه او برای کارهای مدرسه را برآورده می‌کرد.

resort [اسم]
اجرا کردن

اقامتگاه تفریحی

Ex: We are planning to visit a mountain resort for our family reunion .

ما در حال برنامه‌ریزی برای بازدید از یک منتجع کوهستانی برای تجمع خانوادگی خود هستیم.

lodging [اسم]
اجرا کردن

اقامتگاه (موقت)

Ex:

آژانس مسافرتی اقامت آنها را در یک مهمانخانه دنج ترتیب داد.

lounge [اسم]
اجرا کردن

اتاق استراحت (هتل)

Ex: They met in the lounge of the hotel for drinks before dinner .

آن‌ها در لانژ هتل برای نوشیدن قبل از شام ملاقات کردند.

checkout [اسم]
اجرا کردن

ساعت تسویه و خروج از هتل

Ex: Do n't forget to return your room key during checkout to avoid any key replacement fees .

فراموش نکنید که در زمان تسویه حساب کلید اتاق خود را برگردانید تا از هزینه‌های جایگزینی کلید جلوگیری کنید.

resident [اسم]
اجرا کردن

مهمان (هتل)

Ex: Each resident was given a key card to access their room .

به هر مقیم یک کارت کلید برای دسترسی به اتاقشان داده شد.

اجرا کردن

سرویس اتاق (هتل)

Ex: She called room service to request extra towels and toiletries .

او به سرویس اتاق زنگ زد تا حوله و لوازم بهداشتی بیشتری درخواست کند.

اجرا کردن

آژانس مسافرتی

Ex: The travel agency offers personalized services to ensure clients have a stress-free travel experience .

آژانس مسافرتی خدمات شخصی‌سازی شده را ارائه می‌دهد تا اطمینان حاصل شود که مشتریان تجربه سفر بدون استرسی دارند.

E-ticket [اسم]
اجرا کردن

بلیت الکترونیکی

Ex: The e-ticket included a QR code for easy admission to the venue .

بلیط الکترونیکی شامل یک کد QR برای ورود آسان به محل بود.

vacationer [اسم]
اجرا کردن

مسافر

Ex: He met fellow vacationers at the hotel 's poolside bar and exchanged travel stories .

او با دیگر مسافران در بار کنار استخر هتل ملاقات کرد و داستان‌های سفر را رد و بدل کرد.

excursion [اسم]
اجرا کردن

سفر تفریحی کوتاه

Ex: The company arranged an excursion for employees to promote team building .

شرکت یک گردش برای کارمندان ترتیب داد تا تیم‌سازی را ترویج کند.

اجرا کردن

تور مسافرتی

Ex: They enjoyed a package tour that featured cultural experiences and local cuisine .

آنها از یک تور پکیج لذت بردند که شامل تجربیات فرهنگی و غذاهای محلی بود.

to get away [فعل]
اجرا کردن

به مسافرت رفتن (معمولاً در تعطیلات)

Ex: Every winter , they dream of getting away to a warm , tropical paradise .

هر زمستان، آنها رویای فرار به بهشت گرمسیری گرم را می‌بینند.

to trek [فعل]
اجرا کردن

به سفری سخت و طولانی رفتن

Ex: The wildlife researchers trekked deep into the jungle to study the behavior of rare species .

محققان حیات وحش برای مطالعه رفتار گونه‌های نادر به اعماق جنگل سفر کردند.

aisle [اسم]
اجرا کردن

راهرو (بین صندلی‌ها)

Ex: They sat in the middle seats , so they had to get up and step into the aisle each time someone needed to pass by .

آنها در صندلی‌های وسط نشستند، بنابراین هر بار که کسی نیاز به عبور داشت، باید بلند می‌شدند و به راهرو می‌رفتند.

cabin [اسم]
اجرا کردن

کابین (هواپیما)

Ex: He walked down the aisle in the cabin to use the restroom .

او در راهروی کابین راه رفت تا از دستشویی استفاده کند.

cabin crew [اسم]
اجرا کردن

خدمه پرواز

Ex: She admired how the cabin crew handled an emergency situation with professionalism .

او تحسین کرد که چگونه خدمه کابین یک وضعیت اضطراری را با حرفه‌ای‌گری مدیریت کردند.

اجرا کردن

محل دریافت بار (فرودگاه)

Ex: The airport provided clear signs to guide passengers to the baggage claim .

فرودگاه علائم واضحی را برای هدایت مسافران به تحویل بار فراهم کرد.

jet lag [اسم]
اجرا کردن

پرواززدگی

Ex: Tips for minimizing jet lag include staying hydrated and gradually adjusting sleep schedules before travel .

نکاتی برای به حداقل رساندن پرواز زدگی شامل هیدراته ماندن و تنظیم تدریجی برنامه‌های خواب قبل از سفر است.

terminal [اسم]
اجرا کردن

پایانه (اتوبوس، هواپیما و غیره)

Ex: He met his friend at the terminal after a long journey .

او پس از یک سفر طولانی دوستش را در ترمینال ملاقات کرد.

main line [اسم]
اجرا کردن

خط آهن اصلی

Ex: Many businesses rely on the main line for transporting goods efficiently between regions .

بسیاری از کسب‌وکارها به خط اصلی برای حمل و نقل کارآمد کالا بین مناطق متکی هستند.

to cruise [فعل]
اجرا کردن

به سفر دریایی رفتن

Ex: They cruised on a luxury liner with many activities .

آن‌ها با یک کشتی لوکس با فعالیت‌های زیاد کروز کردند.

to delay [فعل]
اجرا کردن

دیر رسیدن

Ex: He often delays when it comes to making decisions .

او اغلب در تصمیم گیری تاخیر می کند.

to navigate [فعل]
اجرا کردن

سفر (با کشتی یا قایق)

Ex: Yachtsmen often compete in regattas , showcasing their ability to navigate through a designated course in open waters .

قایقرانان اغلب در مسابقات قایقرانی شرکت می‌کنند، توانایی خود را در ناوبری از طریق یک مسیر مشخص در آب‌های آزاد به نمایش می‌گذارند.

caravan [اسم]
اجرا کردن

ماشین کاروان

Ex: The caravan included solar panels to provide electricity while off-grid .

کاروان شامل پنل‌های خورشیدی برای تأمین برق در حالت آف‌گرید بود.

اجرا کردن

تقاطع هم‌سطح خیابان و راه‌آهن

Ex: The town installed new safety features at the railroad crossing to prevent accidents .

شهر ویژگی‌های ایمنی جدیدی در گذرگاه راه‌آهن نصب کرد تا از حوادث جلوگیری کند.

compartment [اسم]
اجرا کردن

کوپه (قطار)

Ex: Each compartment had its own window for passengers to enjoy the scenery .

هر اتاقک پنجره خود را داشت تا مسافران از مناظر لذت ببرند.

rest stop [اسم]
اجرا کردن

استراحتگاه جاده‌ای

Ex: Some rest stops include tourist information centers to help travelers plan their route .

برخی از مناطق استراحت شامل مراکز اطلاعات گردشگری برای کمک به مسافران در برنامه‌ریزی مسیرشان می‌شوند.

gift shop [اسم]
اجرا کردن

کادوسرا

Ex: Tourists often visit the gift shop to buy souvenirs from their trip .

گردشگران اغلب به فروشگاه سوغاتی سر می‌زنند تا یادگاری‌هایی از سفرشان بخرند.

اجرا کردن

بالون هوای گرم

Ex: The crew carefully deflated the hot-air balloon after the flight .

خدمه به دقت بالون هوای گرم را پس از پرواز خالی کردند.

اجرا کردن

دروغ اول آوریل

Ex:

دفتر با شوخی‌های سرگرم‌کننده و روحیه‌ای شاد روز اول آوریل را جشن گرفت.

اجرا کردن

روز استقلال ایالات متحده آمریکا

Ex: The city hosts a large parade featuring floats and marching bands for Independence Day .

شهر میزبان یک رژه بزرگ با حضور شناورها و گروه‌های موسیقی برای روز استقلال است.

اجرا کردن

روز سنت پاتریک

Ex:

بسیاری از مردم در روز سنت پاتریک به مراسم کلیسا می‌روند تا این قدیس را گرامی بدارند.

اجرا کردن

جمعه سیاه

Ex: Consumers plan their purchases in advance to make the most of Black Friday savings .

مصرف‌کنندگان خریدهای خود را از قبل برنامه‌ریزی می‌کنند تا بیشترین بهره را از پس‌اندازهای بلک فرایدی ببرند.

Mardi Gras [اسم]
اجرا کردن

ماردی گرا (آخرین مهمانی بزرگ زمستان)

Ex: Tourists travel from all over to experience the excitement of Mardi Gras in New Orleans .

گردشگران از همه جا برای تجربه هیجان ماردی گراس در نیواورلئان سفر می‌کنند.

اجرا کردن

حمل‌ونقل

Ex: Logistics companies specialize in the transportation of products across regions .

شرکت‌های لجستیک در حمل و نقل محصولات بین مناطق تخصص دارند.