فهرست واژگان سطح B2 - بیان نظر و عقیده 2
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد ارزیابی و گفتمان، مانند "figure"، "justify"، "object" و غیره، که برای زبان آموزان سطح B2 آماده شده است را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to form an opinion or assumption about something based on available information or logic

فرض کردن, فکر کردن
او تخمین میزند که پروژه تا ماه آینده تکمیل خواهد شد.
to provide a valid reason or explanation for an action, decision, or belief, usually something that others consider wrong

توجیه کردن
در مقاله تحقیقی خود، نویسنده تلاش کرد تا با ارائه شواهد محکم و استدلال منطقی، نتایج خود را توجیه کند.
used to explain the main reason or starting point of a situation

در وهله اول, از همان اول
چرا او را استخدام کنیم؟ اولاً، او صلاحیت ندارد، و ثانیاً، غیرقابل اعتماد است.
to give a fact or an opinion as a reason against something

اعتراض کردن
وکیل اعتراض کرد که اظهارات شاهد به پرونده مربوط نیست.
based only on facts and not influenced by personal feelings or judgments

بیطرفانه, بیغرض
یک قاضی خوب باید در هر پرونده بی طرف بماند.
based on or influenced by personal feelings or opinions rather than facts

فردی, بر اساس نظر شخصی
تصمیم به استخدام نامزد ذهنی بود، زیرا هر مصاحبهکننده معیارهای خود را داشت.
to firmly and persistently express an opinion, belief, or statement as true and valid

پافشاری کردن, اصرار کردن
آنها ادعا میکنند که محصولشان بر اساس بازخورد مشتریان بهترین در بازار است.
used to admit that a statement is true before making another one

با اینکه شاید..., با اینکه ممکنه...
او ممکن است تجربه نداشته باشد، اما اراده قوی برای یادگیری دارد.
to state the name of someone or something

نام بردن
معلم نام برد از برترین دانشآموزان کلاس و دستاوردهای آنها را تحسین کرد.
to strongly disagree with a policy, plan, idea, etc. and try to prevent or change it

مخالفت کردن
او مخالفت کرد با مقررات جدید و استدلال کرد که آنها برای کسبوکارهای کوچک بسیار محدودکننده هستند.
trying to stop something because one strongly disagrees with it

مخالف, ضد
حزب سیاسی با افزایش مالیات پیشنهادی مخالفت کرد و استدلال نمود که این امر بر خانوادههای کمدرآمد فشار وارد میکند.
to express admiration or approval toward something or someone

تحسین کردن, تعریف و تمجید کردن
والدین اغلب فرزندان خود را به خاطر نشان دادن مهربانی و رفتار خوب ستایش میکنند.
to think or have an opinion about something

فکر کردن, باور داشتن
پس از بررسی گزینهها، او فکر کرد که اولین انتخاب معقولترین بود.
to think about someone or something in a specified way

در نظر گرفتن, محسوب کردن، به حساب آوردن
کارفرمایان اغلب وقتشناسی و قابلیت اعتماد را به عنوان ویژگیهای مهم در کارکنان در نظر میگیرند.
to express one's opinion through a statement

اظهارنظر کردن, اشاره کردن
در طول ارائه، از حضار تشویق شدند تا با نوشتن افکار خود روی نکات کلیدی اظهار نظر کنند.
to form a theory or opinion about a subject without knowing all the facts

حدس زدن
بدون جزئیات واضح، آنها فقط میتوانستند درباره علت قطعی ناگهانی برق حدس بزنند.
the creation of theories or opinions about something with no fact or proof

گمان, حدس
حدس او در مورد ادغام شرکت دقیق از آب درآمد.
a considered or deliberate mental or emotional attitude toward something

موضع, دیدگاه
او در طول مناظره یک موضع بیطرفانه حفظ کرد.
to have a certain opinion regarding an issue

موضع داشتن, عقیده داشتن
با وجود دیدگاههای متفاوت، او همچنان از حفاظت از محیط زیست حمایت میکند.
to express a brief conclusion or judgment about someone or something based on available information

بهطور کلی فهمیدن, پی بردن
پس از گوش دادن به دو طرف بحث، او وضعیت را به عنوان یک سوءتفاهم خلاصه کرد.
the act of interpreting something incorrectly

سوءبرداشت
او به خاطر سوء تفاهم در دستورالعملهایش عذرخواهی کرد.
the image or idea that is formed based on how one understands something

درک, برداشت، تلقی
ادراک شرکت در بین مشتریان با استراتژی بازاریابی جدید آنها بهبود یافت.
an opinion or stance held in opposition to another in a dispute or argument

موضع فکری
او موضع خود را در طول مناظره بیان کرد.
the act or process of testing or verifying the truth of something through evidence or argument

روش اثبات
آنها اثبات دستگاه را قبل از تولید انجام دادند.
the collective attitudes, beliefs, and views held by the general population on various issues, events, or individuals

افکار عمومی
نظرات عمومی در مورد تغییرات اقلیمی در دهه گذشته به طور قابل توجهی تغییر کرده است، با افراد بیشتری فوریت آن را تشخیص میدهند.
the mind's power to understand or think logically

منطق
او در حل تعارضات به جای احساسات بر عقل تکیه کرد.
something that is said that shows one's opinion of something

نظر
اظهار نظر اتفاقی او بحثی پر جنب و جوش در میان گروه برانگیخت.
the general opinion that the public has about someone or something because of what they did in the past

آوازه, شهرت، خوشنامی
شهرت او بهعنوان یک کارمند قابل اعتماد و سختکوش باعث ارتقای شغلی او شد.
used to show one's agreement

باشه, چشم
"ارتباط باز ضروری است." "درست، این خیلی مهم است."
one of the people or groups involved in an argument, contest, etc.

جانب, سمت
مذاکره شامل نمایندگانی از هر دو طرف بود که به یک مصالحه رسیدند.
used to indicate contrast

با اینکه (برای بیان تضاد), با وجود، علیرغم
برخی از دانشآموزان ریاضی را آسان مییابند، در حالی که دیگران با آن دست و پنجه نرم میکنند.
to use sign language for communication

با زبان اشاره ارتباط برقرار کردن
او با سرعت قابل توجهی امضا میکند، که ارتباط را سریع و کارآمد میسازد.
used to convay that one is strongly against someone or something

در مقابل, علیه، ضد
او در مخالفت با تغییرات پیشنهادی در قوانین منطقهبندی شهر ایستاد.