فهرست واژگان سطح B2 - تصمیمگیری
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد ترجیح، مانند "appeal"، "favor"، "pick out" و غیره، آماده شده برای زبان آموزان سطح B2 را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to attract or gain interest, approval, or admiration

جذابیت داشتن, خوشایند بودن
داستان منحصر به فرد رمان و شخصیتهای جذاب آن، خوانندگان در تمام سنین را جذب کرد.
to seek information or advice from someone, especially before making a decision or doing something

مشورت کردن
قبل از خرید تجهیزات جدید، نظرات کاربران را به صورت آنلاین مشورت کردم تا ببینم آیا ارزش دارد یا نه.
to formally oppose or challenge a decision or a statement

به چالش کشیدن, زیر سؤال بردن
ورزشکار تصمیم گرفت در طول بازی تصمیم داور را مورد اعتراض قرار دهد.
to make someone feel upset, shocked, and sometimes offended about something

متنفر کردن, منزجر کردن
اظهارات بیاحساس او درباره تراژدی، بازماندگان را منزجر کرد.
to prefer someone or something to an alternative

ترجیح دادن, حمایت کردن
او ترجیح میدهد برای مهمانی لباس آبی را به جای قرمز بپوشد.
someone or something that one likes more among others of the same kind

فرد یا چیز موردعلاقه, فرد یا چیز محبوب
رنگ مورد علاقه او فیروزهای است و میتوانید آن را در کمد لباسش ببینید.
to choose something among other things

انتخاب کردن, بیشتر دوست داشتن
در رستوران، او تصمیم گرفت انتخاب کند پاستای غذاهای دریایی را.
to avoid an activity, person, etc. because one is scared, unwilling, or not confident

طفره رفتن, دوری کردن، اجتناب کردن
شرکت تصمیم گرفت پس از آخرین بحران مالی از سرمایهگذاریهای پرخطر دوری کند.
to come to a final decision or conclusion after considering different options or possibilities

تصمیم خود را گرفتن, به نتیجه رسیدن
بالاخره تصمیمش را گرفت و پیشنهاد کار را قبول کرد.
to choose among a group of people or things

انتخاب کردن, گزینش کردن
او بهترین نامزدها را برای مصاحبه از لیست طولانی انتخاب کرد.
to tolerate something or someone unpleasant, often without complaining

تحمل کردن
او به خاطر رشد شغلی، چالشهای شغل پرزحمت خود را تحمل میکند.
to consider a matter carefully before reaching a decision

خوب راجع به موضوعی فکر کردن
او به زمان نیاز دارد تا در مورد پذیرفتن دعوت فکر کند.
to consider all the known facts and details before making a final decision

در نظر گرفتن
to seek guidance, help, or advice from someone

رو کردن به کسی (برای نظر گرفتن), روی آوردن
در زمانهای مشکل، طبیعی است که برای حمایت به دوستان روی آوریم.
used to express a preference for one option over another

ترجیح دادن
a person or thing responsible for making important choices or judgments, especially within an organization

تصمیمگیرنده
اعضای کمیته تصمیمگیرندگان در انتخاب برنده بورس تحصیلی هستند.
the feeling of not liking something or someone

بیعلاقگی, بیزاری
ناخوشایندی فزایندهای نسبت به آلودگی در جامعه وجود دارد.
a tendency or predisposition to favor something over other options

ترجیح, سلیقه
نظرسنجی نشاندهنده ترجیح نسبت به محصولات دوستدار محیط زیست بود.
a firm decision to do something or to behave in a certain way, often made after careful consideration

تصمیم قاطع, اراده
تصمیم برای پسانداز پول بیشتر در هر ماه به او کمک کرد تا به اهداف مالی خود دست یابد.
the ability to recognize something with good quality or high standard, especially in art, style, beauty, etc., based on personal preferences

سلیقه, ذوق
the particular characteristics that are considered when evaluating something

معیارها, ملاکها
a positive feeling or preference toward someone or something, based on personal enjoyment, attraction, or approval

علاقه, تمایل
a mental disposition or attitude that favors one option over others

طبع, منش، خو
as a second choice or another possibility

متناوباً, در عوض
to make someone satisfied or happy

خشنود کردن, راضی کردن، خوشحال کردن
مدیر تمام تلاش خود را کرد تا مشتری سختگیر را راضی کند.
as a replacement or equal in value, amount, etc.

در عوض, به جای
او تصمیم گرفت به جای آن اتوبوس بگیرد به جای.
to act toward someone or something in a way that shows lack of respect

بیاحترامی کردن, رعایت ادب نکردن