جذابیت داشتن
سخنرانی او به خواست رایدهندگان برای تغییر و فرصتهای بهتر توجه کرد.
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد ترجیح، مانند "appeal"، "favor"، "pick out" و غیره، آماده شده برای زبان آموزان سطح B2 را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
جذابیت داشتن
سخنرانی او به خواست رایدهندگان برای تغییر و فرصتهای بهتر توجه کرد.
مشورت کردن
قبل از پذیرفتن پیشنهاد کار، با خانوادهام مشورت کردم تا نظرشان را بگیرم.
به چالش کشیدن
او قصد دارد اتهامات مطرح شده علیه خود را در دادگاه به چالش بکشد.
متنفر کردن
دیدن زبالههای پراکنده در پارک زیبا، محیطبانان را مشمئز کرد.
ترجیح دادن
مدیر ممکن است در فرآیند استخدام از نامزدهایی با تجربه مرتبط حمایت کند.
فرد یا چیز موردعلاقه
جزیره گرمسیری به دلیل مناظر نفسگیرش به محل تعطیلات مورد علاقه آنها تبدیل شد.
انتخاب کردن
هنگام خرید یک تلفن جدید، او تصمیم گرفت انتخاب کند آخرین مدل را.
طفره رفتن
سیاستمدار از پرداختن به موضوعات جنجالی در طول مناظره اجتناب کرد.
تصمیم نهایی گرفتن
انتخاب کردن
او وقت خود را صرف انتخاب لباس عالی برای مراسم کرد.
تحمل کردن
ساکنان تحمل میکنند سر و صدای زندگی شهری را به خاطر راحتیهایی که ارائه میدهد.
خوب راجع به موضوعی فکر کردن
ما باید به عواقب اعمالمان به دقت فکر کنیم.
در نظر گرفتن
رو کردن به کسی (برای نظر گرفتن)
او برای راهنمایی در مورد شروع کسبوکار خود به مربی خود مراجعه کرد.
تصمیمگیرنده
هیئت مدیره به عنوان تصمیمگیرندگان برای تأیید سرمایهگذاریهای عمده عمل میکند.
بیعلاقگی
ناخوشایندی او از موسیقی بلند، کنسرت را برایش ناخوشایند کرد.
ترجیح
تصمیم قاطع
تصمیم او برای ترک سیگار ناشی از نگرانیهایش برای سلامتیاش بود.
سلیقه
سلیقه بیعیب آنها در دکوراسیون خانه در ترکیب هماهنگ رنگها و بافتها مشهود است.
معیارها
معیارهای استخدام شامل تجربه مرتبط، تحصیلات و نگرش مثبت میشود.
علاقه
کودکان علاقهای به معلم جدید نشان دادند زیرا او یادگیری را سرگرمکننده کرد.
طبع
متناوباً
شما میتوانید محصول را به صورت آنلاین خریداری کنید، یا به عنوان گزینه دیگر، به صورت حضوری از فروشگاه دیدن کنید.
خشنود کردن
معلم سبک تدریس خود را برای خوشحال کردن دانشآموزان و نگه داشتن آنها درگیر تنظیم کرد.
در عوض
ما مجبور شدیم سفرمان را به دلیل آب و هوا لغو کنیم، بنابراین به جای آن یک فیلم تماشا کردیم.
برای کسی یا چیزی بیتابی کردن
من دارم میمیرم برای یک فنجان قهوه همین حالا.