فهرست واژگان سطح B2 - علم و دانش

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره دنیای علم، مانند "بیوشیمی"، "بیولوژیکی"، "باکتری" و غیره، که برای زبان آموزان سطح B2 آماده شده است را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح B2
اجرا کردن

بیوشیمی

Ex: Advances in biochemistry can lead to breakthroughs in agriculture and biotechnology .

پیشرفت‌ها در بیوشیمی می‌تواند منجر به پیشرفت‌هایی در کشاورزی و زیست‌فناوری شود.

biological [صفت]
اجرا کردن

بیولوژیکی

Ex: Biological experiments often involve observing the behavior of organisms in controlled settings .

آزمایش‌های زیستی اغلب شامل مشاهده رفتار ارگانیسم‌ها در محیط‌های کنترل‌شده می‌شوند.

artificial [صفت]
اجرا کردن

مصنوعی

Ex: Artificial light sources such as lamps and streetlights illuminate urban areas at night .

منابع نور مصنوعی مانند چراغ‌ها و چراغ‌های خیابانی، مناطق شهری را در شب روشن می‌کنند.

bacteria [اسم]
اجرا کردن

باکتری

Ex: The scientist studied the bacteria under a microscope to identify their characteristics .

دانشمند باکتری‌ها را زیر میکروسکوپ مطالعه کرد تا ویژگی‌های آنها را شناسایی کند.

being [اسم]
اجرا کردن

موجود

Ex: Trees are living beings that provide oxygen and shelter for many species .

درختان موجودات زنده‌ای هستند که اکسیژن و پناهگاه را برای بسیاری از گونه‌ها فراهم می‌کنند.

cycle [اسم]
اجرا کردن

دوره

Ex: Understanding biological cycles helps scientists study the health of ecosystems .

درک چرخه‌های زیستی به دانشمندان کمک می‌کند تا سلامت اکوسیستم‌ها را مطالعه کنند.

DNA [اسم]
اجرا کردن

دی‌ان‌ای

Ex: Scientists use DNA analysis to identify individuals in criminal investigations .

دانشمندان از تجزیه و تحلیل DNA برای شناسایی افراد در تحقیقات جنایی استفاده می‌کنند.

genetics [اسم]
اجرا کردن

علم ژنتیک

Ex: She is pursuing a degree in genetics to research genetic disorders .

او برای تحقیق در مورد اختلالات ژنتیکی در حال تحصیل در مقطع ژنتیک است.

to evolve [فعل]
اجرا کردن

تکامل یافتن (زیست‌شناسی)

Ex: Whales , originally land-dwelling mammals , evolved over millions of years to adapt to aquatic environments

نهنگ‌ها، که در اصل پستانداران ساکن خشکی بودند، طی میلیون‌ها سال تکامل یافتند تا با محیط‌های آبی سازگار شوند.

compound [اسم]
اجرا کردن

ترکیب (شیمیایی)

Ex: Table salt is a compound made from sodium and chlorine .

نمک خوراکی یک ترکیب ساخته شده از سدیم و کلر است.

element [اسم]
اجرا کردن

عنصر

Ex: Hydrogen is the simplest element , with only one proton in its nucleus .

عنصر ساده‌ترین هیدروژن است، با تنها یک پروتون در هسته آن.

matter [اسم]
اجرا کردن

ماده

Ex: Scientists study matter to understand its properties and behavior .

دانشمندان ماده را مطالعه می‌کنند تا خواص و رفتار آن را درک کنند.

mineral [اسم]
اجرا کردن

کانی

Ex: Calcium is an essential mineral for building strong bones and teeth .

کلسیم یک معدن ضروری برای ساختن استخوان‌ها و دندان‌های قوی است.

molecule [اسم]
اجرا کردن

مولکول

Ex: Larger molecules , like proteins , play important roles in living organisms .

مولکول‌های بزرگتر، مانند پروتئین‌ها، نقش‌های مهمی در موجودات زنده ایفا می‌کنند.

solution [اسم]
اجرا کردن

محلول

Ex: Solutions can vary in concentration , depending on the amount of each liquid used .

محلول‌ها می‌توانند در غلظت متفاوت باشند، بسته به مقدار هر مایع استفاده شده.

اجرا کردن

نقطه جوش

Ex: High-altitude cooking requires adjustments due to the lower boiling point of water .

پخت و پز در ارتفاع بالا به دلیل نقطه جوش پایین‌تر آب نیاز به تنظیمات دارد.

اجرا کردن

نقطه انجماد

Ex: The freezing point of water is 0 degrees Celsius .

نقطه انجماد آب 0 درجه سانتیگراد است.

radiation [اسم]
اجرا کردن

تشعشع

Ex: Radio antennas transmit radiation across long distances .
to advance [فعل]
اجرا کردن

موجب پیشرفت چیزی شدن

Ex: The environmental organization worked to advance conservation efforts .

سازمان محیط زیست برای پیشبرد تلاش‌های حفاظتی کار کرد.

to absorb [فعل]
اجرا کردن

جذب کردن

Ex: Our skin absorbs moisturizer to keep it hydrated .

پوست ما مرطوب کننده را جذب می‌کند تا هیدراته بماند.

to activate [فعل]
اجرا کردن

رادیواکتیو کردن

Ex: To activate the sample , the scientists placed it in a reactor .

برای فعال کردن نمونه، دانشمندان آن را در یک راکتور قرار دادند.

to generate [فعل]
اجرا کردن

تولید کردن

Ex: Solar panels on the rooftop generate renewable energy from sunlight to power the entire building .

پنل‌های خورشیدی روی پشت‌بام از نور خورشید انرژی تجدیدپذیر تولید می‌کنند تا تمام ساختمان را تغذیه کنند.

industry [اسم]
اجرا کردن

صنعت

Ex:

صنعت مد روندهایی را تعیین می‌کند که ترجیحات مصرف‌کننده را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

اجرا کردن

مهندسی عمران

Ex: The field of civil engineering includes areas like transportation , environmental , and structural engineering .

زمینه مهندسی عمران شامل حوزه‌هایی مانند حمل و نقل، محیط زیست و مهندسی سازه می‌شود.

sensor [اسم]
اجرا کردن

حسگر

Ex: In healthcare , sensors can monitor a patient ’s heart rate and other vital signs .

در مراقبت‌های بهداشتی، حسگرها می‌توانند ضربان قلب بیمار و سایر علائم حیاتی را نظارت کنند.

circuit [اسم]
اجرا کردن

مدار انرژی

Ex:

یک مدار مجتمع چندین قطعه الکترونیکی را در یک تراشه واحد ترکیب می‌کند.

field [اسم]
اجرا کردن

میدان (مغناطیسی و...)

Ex:

یک میدان مغناطیسی یک آهنربا را احاطه کرده و بر مواد مغناطیسی دیگر در نزدیکی تأثیر می‌گذارد.

wire [اسم]
اجرا کردن

سیم برق

Ex: The wire in the circuit was damaged , causing a power failure .

سیم در مدار آسیب دیده بود، که باعث قطع برق شد.

live wire [اسم]
اجرا کردن

سیم لخت

Ex:

همیشه فرض کنید که تمام سیم‌ها زنده هستند تا زمانی که یک برقکار واجد شرایط خلاف آن را تأیید کند.

motion [اسم]
اجرا کردن

حرکت

Ex: In physics , understanding the laws of motion is essential for studying how objects interact .
to monitor [فعل]
اجرا کردن

نظارت کردن

Ex: The teacher was actively monitoring student progress during the semester .

معلم به طور فعال پیشرفت دانش‌آموزان را در طول ترم نظارت می‌کرد.

motor [اسم]
اجرا کردن

موتور الکتریکی

Ex: The blender 's motor stopped working after years of heavy use .

موتور مخلوط کن پس از سال‌ها استفاده سنگین از کار افتاد.

rate [اسم]
اجرا کردن

میزان

Ex: The dropout rate among students in the first year of college is a concern for educators .

نرخ ترک تحصیل در بین دانشجویان سال اول دانشگاه نگرانی برای مربیان است.

weathering [اسم]
اجرا کردن

هوازدگی

Ex: Weathering plays a significant role in soil formation by breaking down parent rock material .

هوازدگی نقش مهمی در تشکیل خاک با تجزیه مواد سنگ مادر ایفا می‌کند.

impervious [صفت]
اجرا کردن

رسوخ‌ناپذیر

Ex: The impervious barrier prevents water from seeping into the basement .

مانع نفوذناپذیر از نفوذ آب به زیرزمین جلوگیری می‌کند.