کلمات انگلیسی برای "ساختارهای شهر" | واژگان B2

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد ساختارهای شهری، مانند "رها شده"، "کلاسیک"، "خارجی" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای زبان آموزان سطح B2 آماده شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح B2
abandoned [صفت]
اجرا کردن

متروکه

Ex: They found an abandoned puppy on the street .

آن‌ها یک توله سگ رها شده را در خیابان پیدا کردند.

classical [صفت]
اجرا کردن

کلاسیک (وابسته به یونان و روم باستان)

Ex: Classical mythology has inspired countless artists and writers throughout history.

اسطوره‌شناسی کلاسیک الهام‌بخش هنرمندان و نویسندگان بی‌شماری در طول تاریخ بوده است.

external [صفت]
اجرا کردن

خارجی

Ex: She used an external microphone to capture high-quality audio for her podcast recordings .

او از یک میکروفون خارجی برای ضبط صدای با کیفیت بالا برای پادکست‌هایش استفاده کرد.

industrial [صفت]
اجرا کردن

صنعتی

Ex: Industrial machinery is used to automate production processes in factories .

ماشین‌آلات صنعتی برای خودکارسازی فرآیندهای تولید در کارخانه‌ها استفاده می‌شود.

open-plan [صفت]
اجرا کردن

پلان آزاد

Ex: The apartment has an open-plan kitchen and living area , perfect for entertaining guests .

آپارتمان دارای یک آشپزخانه و فضای نشیمن باز است که برای پذیرایی از مهمانان عالی است.

spacious [صفت]
اجرا کردن

جادار

Ex: They enjoyed cooking in the spacious kitchen , with plenty of room for multiple people to work .

آنها از آشپزی در آشپزخانه وسیع لذت می‌بردند، با فضای زیادی برای کار چندین نفر.

اجرا کردن

ساختن

Ex: The company is planning to construct a new office building to accommodate its growing workforce .

شرکت در حال برنامه‌ریزی برای ساخت یک ساختمان اداری جدید برای اسکان نیروی کار در حال رشد خود است.

brick [اسم]
اجرا کردن

آجر

Ex: They used brick to create a sturdy fireplace in the living room .

آنها از آجر برای ساخت یک شومینه محکم در اتاق نشیمن استفاده کردند.

column [اسم]
اجرا کردن

ستون

Ex: The Roman architecture featured grand columns supporting large arches .

معماری رومی دارای ستون‌های بزرگ بود که طاق‌های بزرگ را نگه می‌داشت.

concrete [اسم]
اجرا کردن

بتن

Ex: The sidewalk was made of concrete , providing a durable surface for pedestrians .

پیاده‌رو از بتن ساخته شده بود، که سطحی بادوام برای عابران پیاده فراهم می‌کرد.

development [اسم]
اجرا کردن

شهرک

Ex: The waterfront development transformed the old industrial district into a vibrant residential and commercial area .

توسعه ساحلی منطقه صنعتی قدیمی را به یک منطقه مسکونی و تجاری پر جنب و جوش تبدیل کرد.

digger [اسم]
اجرا کردن

بیل مکانیکی (نوعی ماشین)

Ex: He operated the digger with precision to create a deep trench .

او بیل مکانیکی را با دقت کار کرد تا یک ترانشه عمیق ایجاد کند.

passage [اسم]
اجرا کردن

راهرو

Ex: The apartment had a long passage connecting the rooms .

آپارتمان یک راهروی طولانی داشت که اتاق‌ها را به هم متصل می‌کرد.

exit [اسم]
اجرا کردن

خروجی

Ex: The highway exit was clearly marked with signs indicating the direction to the airport .

خروجی بزرگراه به وضوح با تابلوهایی که جهت فرودگاه را نشان می‌دادند علامت گذاری شده بود.

hut [اسم]
اجرا کردن

کلبه

Ex: The travelers took refuge in a hut while waiting for the storm to pass .

مسافران در حالی که منتظر گذشتن طوفان بودند در یک کلبه پناه گرفتند.

to level [فعل]
اجرا کردن

تخریب کردن

Ex: The hurricane leveled entire neighborhoods , leaving behind a path of destruction .

توفان محله‌های کامل را تسطح کرد و مسیری از تخریب به جا گذاشت.

to rebuild [فعل]
اجرا کردن

بازسازی کردن

Ex: The organization aims to rebuild communities affected by natural disasters .

سازمان هدفش بازسازی جوامع آسیب‌دیده از بلایای طبیعی است.

ruin [اسم]
اجرا کردن

خرابه

Ex: The ancient ruins attracted many tourists each year .

ویرانه‌های باستانی هر سال گردشگران زیادی را جذب می‌کرد.

curb [اسم]
اجرا کردن

جدول کنار خیابان

Ex: The construction crew repaired the damaged curb after the winter storms .

تیم ساخت و ساز پس از طوفان‌های زمستانی لبه آسیب دیده را تعمیر کرد.

landfill [اسم]
اجرا کردن

خاک‌چال

Ex: Trash is transported to the landfill for safe disposal .

زباله به محل دفن زباله برای دفع ایمن منتقل می‌شود.

sewer [اسم]
اجرا کردن

فاضلاب

Ex: The maintenance crew cleared a blockage in the sewer line to restore proper flow.

تیم تعمیرات یک انسداد در خط فاضلاب را پاکسازی کرد تا جریان مناسب را بازگرداند.

landmark [اسم]
اجرا کردن

بنای تاریخی

Ex: The Colosseum in Rome , once used for gladiator contests , remains a significant landmark from ancient times .

کولوسئوم در رم، که زمانی برای مسابقات گلادیاتورها استفاده می‌شد، همچنان یک نشانه مهم از دوران باستان باقی مانده است.

monument [اسم]
اجرا کردن

بنای یادبود

Ex: Tourists flock to the city to see the historic monument that commemorates a significant battle .

گردشگران برای دیدن بنای تاریخی که یادبود یک نبرد مهم است، به شهر می‌آیند.

facility [اسم]
اجرا کردن

ساختمان

Ex: The factory expanded its production capacity with a new manufacturing facility .

کارخانه ظرفیت تولید خود را با یک تسهیلات تولیدی جدید گسترش داد.

casino [اسم]
اجرا کردن

کازینو

Ex: They planned a weekend trip to the casino to celebrate their anniversary .

آن‌ها برای جشن سالگرد ازدواجشان یک سفر آخر هفته به کازینو برنامه‌ریزی کردند.

courthouse [اسم]
اجرا کردن

ساختمان دادگستری

Ex: She filed for divorce at the local courthouse .

او در دادگاه محلی تقاضای طلاق داد.

disco [اسم]
اجرا کردن

دیسکو

Ex: She wore a sparkly dress to the disco to stand out on the dance floor .

او یک لباس براق پوشید تا در کف رقص دیسکو بدرخشد.

اجرا کردن

خانه سالمندان

Ex: Many families choose a nursing home when they can no longer care for their elderly loved ones at home .

بسیاری از خانواده‌ها خانه سالمندان را انتخاب می‌کنند وقتی که دیگر نمی‌توانند از عزیزان سالخورده خود در خانه مراقبت کنند.

schoolhouse [اسم]
اجرا کردن

مدرسه

Ex: The schoolhouse is equipped with modern technology for interactive learning .

مدرسه به فناوری مدرن برای یادگیری تعاملی مجهز است.

structure [اسم]
اجرا کردن

بنا

Ex: Engineers design the structure of skyscrapers to withstand wind and seismic forces .

مهندسان ساختار آسمان‌خراش‌ها را طراحی می‌کنند تا در برابر نیروهای باد و زلزله مقاومت کنند.

town hall [اسم]
اجرا کردن

ساختمان شورا یا شهرداری

Ex: The town hall serves as a hub for local government activities .

تالار شهر به عنوان مرکز فعالیت‌های دولت محلی عمل می‌کند.

اجرا کردن

غسالخانه

Ex: The funeral home helped arrange the details of the memorial ceremony .

تالار عزا در ترتیب دادن جزئیات مراسم یادبود کمک کرد.

graveyard [اسم]
اجرا کردن

قبرستان

Ex: They walked through the graveyard to pay their respects to their ancestors .

آنها از میان قبرستان گذشتند تا به اجداد خود ادای احترام کنند.

tomb [اسم]
اجرا کردن

مقبره

Ex: Historians studied the artifacts found in the tomb for clues about the past .

تاریخ‌دانان آثار یافت شده در قبر را برای یافتن سرنخ‌هایی درباره گذشته مطالعه کردند.