فهرست واژگان سطح B2 - زندگی شهری

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد ساختارهای شهری، مانند "رها شده"، "کلاسیک"، "خارجی" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای زبان آموزان سطح B2 آماده شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح B2
abandoned [صفت]
اجرا کردن

متروکه

Ex: An abandoned suitcase lay in the empty station .

یک چمدان رها شده در ایستگاه خالی افتاده بود.

classical [صفت]
اجرا کردن

کلاسیک (وابسته به یونان و روم باستان)

Ex: The university offers courses in classical languages like Latin and Ancient Greek .

دانشگاه دوره‌هایی در زبان‌های کلاسیک مانند لاتین و یونانی باستان ارائه می‌دهد.

external [صفت]
اجرا کردن

خارجی

Ex: She used an external microphone to capture high-quality audio for her podcast recordings .

او از یک میکروفون خارجی برای ضبط صدای با کیفیت بالا برای پادکست‌هایش استفاده کرد.

industrial [صفت]
اجرا کردن

صنعتی

Ex:

انقلاب صنعتی با مکانیزه کردن تولید و افزایش بهره‌وری، جامعه را دگرگون کرد.

open-plan [صفت]
اجرا کردن

پلان آزاد

Ex:

کلاس‌های open-plan برای تقویت محیط‌های یادگیری تعاملی محبوب‌تر می‌شوند.

spacious [صفت]
اجرا کردن

جادار

Ex: Their new house was spacious enough to accommodate their growing family comfortably .

خانه جدیدشان به اندازه کافی وسیع بود تا خانواده در حال رشدشان را به راحتی در خود جای دهد.

اجرا کردن

ساختن

Ex: Architects designed the blueprint , and construction crews worked together to construct the modern skyscraper .

معماران طرح را طراحی کردند و تیم‌های ساختمانی برای ساختن آسمان‌خراش مدرن با هم همکاری کردند.

brick [اسم]
اجرا کردن

آجر

Ex: They used brick to create a sturdy fireplace in the living room .

آنها از آجر برای ساخت یک شومینه محکم در اتاق نشیمن استفاده کردند.

column [اسم]
اجرا کردن

ستون

Ex: The architect designed the modern office building with sleek , minimalist columns .

معمار ساختمان اداری مدرن را با ستون‌های شیک و مینیمالیستی طراحی کرد.

concrete [اسم]
اجرا کردن

بتن

Ex: They added rebar to the concrete for extra reinforcement .

آنها میلگرد را به بتن اضافه کردند تا مقاومت بیشتری داشته باشد.

development [اسم]
اجرا کردن

شهرک

Ex: The waterfront development transformed the old industrial district into a vibrant residential and commercial area .

توسعه ساحلی منطقه صنعتی قدیمی را به یک منطقه مسکونی و تجاری پر جنب و جوش تبدیل کرد.

digger [اسم]
اجرا کردن

بیل مکانیکی (نوعی ماشین)

Ex: He operated the digger with precision to create a deep trench .

او بیل مکانیکی را با دقت کار کرد تا یک ترانشه عمیق ایجاد کند.

passage [اسم]
اجرا کردن

راهرو

Ex: The museum featured a long passage displaying art from various periods .
exit [اسم]
اجرا کردن

خروجی

Ex: The highway exit was clearly marked with signs indicating the direction to the airport .

خروجی بزرگراه به وضوح با تابلوهایی که جهت فرودگاه را نشان می‌دادند علامت گذاری شده بود.

hut [اسم]
اجرا کردن

کلبه

Ex: She built a cozy hut in the forest for her weekend getaways .

او یک کلبه دنج در جنگل برای فرارهای آخر هفته خود ساخت.

to level [فعل]
اجرا کردن

تخریب کردن

Ex: Wildfires swept through the forest , leveling acres of trees and wildlife habitats .

آتش‌سوزی‌های جنگلی از جنگل گذشتند، ویران کردن هکتارها درخت و زیستگاه حیات وحش.

to rebuild [فعل]
اجرا کردن

بازسازی کردن

Ex: The school district received funding to rebuild the playground .

منطقه آموزشی بودجه‌ای برای بازسازی زمین بازی دریافت کرد.

ruin [اسم]
اجرا کردن

خرابه

Ex: They took photographs of the beautiful ruins in the sunset .

آنها از ویرانه‌های زیبا در غروب عکس گرفتند.

curb [اسم]
اجرا کردن

جدول کنار خیابان

Ex: The construction crew repaired the damaged curb after the winter storms .

تیم ساخت و ساز پس از طوفان‌های زمستانی لبه آسیب دیده را تعمیر کرد.

landfill [اسم]
اجرا کردن

خاک‌چال

Ex: Regulations require that all waste be sorted before it goes to the landfill .

مقررات الزام می‌کند که تمام زباله‌ها قبل از رفتن به زباله‌دانی تفکیک شوند.

sewer [اسم]
اجرا کردن

فاضلاب

Ex: Urban planners designed the new neighborhood with a modern sewer to accommodate population growth .

برنامه‌ریزان شهری محله جدید را با یک فاضلاب مدرن طراحی کردند تا رشد جمعیت را در خود جای دهند.

landmark [اسم]
اجرا کردن

بنای تاریخی

Ex: The Taj Mahal in India , with its stunning white marble architecture , is a universally recognized landmark .

تاج‌محل در هند، با معماری خیره‌کننده‌ی مرمر سفیدش، یک نشانه جهانی شناخته‌شده است.

monument [اسم]
اجرا کردن

بنای یادبود

Ex: The monument features intricate carvings that tell the story of the event it represents .

بنای یادبود دارای حکاکی‌های پیچیده‌ای است که داستان رویدادی را که نمایندگی می‌کند، روایت می‌کند.

facility [اسم]
اجرا کردن

ساختمان

Ex:

تسهیلات تحقیقاتی شامل آزمایشگاه‌ها و دفترهایی برای دانشمندان و محققان است.

casino [اسم]
اجرا کردن

کازینو

Ex: Many people visit the casino hoping to win big jackpots .

بسیاری از مردم به امید برنده شدن جایزه‌های بزرگ از کازینو دیدن می‌کنند.

courthouse [اسم]
اجرا کردن

ساختمان دادگستری

Ex: The courthouse security tightened ahead of the high-profile trial .

امنیت دادگاه قبل از محاکمه پرسر و صدا افزایش یافت.

disco [اسم]
اجرا کردن

دیسکو

Ex: She wore a sparkly dress to the disco to stand out on the dance floor .

او یک لباس براق پوشید تا در کف رقص دیسکو بدرخشد.

اجرا کردن

خانه سالمندان

Ex: Staff members at the nursing home are trained to handle various health conditions .

اعضای کارکنان در خانه سالمندان برای مدیریت شرایط مختلف سلامتی آموزش دیده‌اند.

schoolhouse [اسم]
اجرا کردن

مدرسه

Ex: The schoolhouse is equipped with modern technology for interactive learning .

مدرسه به فناوری مدرن برای یادگیری تعاملی مجهز است.

structure [اسم]
اجرا کردن

بنا

Ex: The architect designed a sustainable structure using environmentally friendly materials .

معمار یک سازه پایدار را با استفاده از مواد دوستدار محیط زیست طراحی کرد.

town hall [اسم]
اجرا کردن

ساختمان شورا یا شهرداری

Ex: Citizens can access public records at the town hall .

شهروندان می‌توانند به اسناد عمومی در شهرداری دسترسی داشته باشند.

اجرا کردن

غسالخانه

Ex: A viewing was held at the funeral home for friends and family to gather .

یک مراسم دیدار در خانه تشییع جنازه برای گردهم آمدن دوستان و خانواده برگزار شد.

graveyard [اسم]
اجرا کردن

قبرستان

Ex: Flowers were placed on each grave in the graveyard during the memorial service .

در طول مراسم یادبود، گل‌ها روی هر قبر در قبرستان قرار داده شدند.

tomb [اسم]
اجرا کردن

مقبره

Ex: Historians studied the artifacts found in the tomb for clues about the past .

تاریخ‌دانان آثار یافت شده در قبر را برای یافتن سرنخ‌هایی درباره گذشته مطالعه کردند.