واژگان ضروری برای TOEFL - مراقبت های بهداشتی و پزشکی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره مراقبت های بهداشتی و پزشکی، مانند "احیاء"، "شفا"، "درمان" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون TOEFL مورد نیاز است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان ضروری برای TOEFL
treatment [اسم]
اجرا کردن

درمان

Ex: The holistic approach to cancer treatment included chemotherapy , radiation therapy , and complementary therapies to support overall well-being .
medicine [اسم]
اجرا کردن

دارو

Ex: The medicine needs to be taken twice a day after meals .

دارو باید دو بار در روز بعد از غذا مصرف شود.

medication [اسم]
اجرا کردن

دارو

Ex: The pharmacist explained how to take the medication correctly .

داروساز توضیح داد که چگونه دارو را به درستی مصرف کنید.

to heal [فعل]
اجرا کردن

بهبود یافتن

Ex: Many individuals are actively healing with the help of therapy .

بسیاری از افراد با کمک درمان به طور فعال در حال بهبود هستند.

painkiller [اسم]
اجرا کردن

مسکن (دارو)

Ex: They discussed the possible side effects of the painkiller with the pharmacist .

آنها در مورد عوارض جانبی احتمالی مسکن با داروساز بحث کردند.

to cure [فعل]
اجرا کردن

درمان کردن

Ex: Over the years , medical breakthroughs have successfully cured various diseases .

در طول سال‌ها، پیشرفت‌های پزشکی با موفقیت بیماری‌های مختلف را درمان کرده‌اند.

remedy [اسم]
اجرا کردن

درمان

Ex: It 's important to follow the recommended dosage when using over-the-counter remedies to avoid adverse effects .

مهم است که هنگام استفاده از داروهای بدون نسخه، دوز توصیه شده را رعایت کنید تا از عوارض جانبی جلوگیری شود.

to soothe [فعل]
اجرا کردن

آرام کردن

Ex: He is soothing his sore throat with a warm cup of tea .

او با یک فنجان چای گرم گلودردش را تسکین می‌دهد.

to revive [فعل]
اجرا کردن

احیا کردن

Ex: The medical team worked tirelessly to revive the accident victim before transporting him to the hospital .

تیم پزشکی بی‌وقفه کار کرد تا قربانی حادثه را احیاء کند قبل از انتقال او به بیمارستان.

اجرا کردن

بازپروری کردن

Ex: She rehabilitates patients with physical injuries through specialized exercises .

او با تمرین‌های تخصصی بیماران دچار آسیب‌های جسمی را توانبخشی می‌کند.

therapy [اسم]
اجرا کردن

درمان

Ex:

بیمار سکته مغزی تحت درمان فیزیکی قرار گرفت تا کنترل عضلات را بازیابد.

vaccine [اسم]
اجرا کردن

واکسن

Ex: The doctor explained the importance of receiving a tetanus vaccine after a deep cut .

دکتر اهمیت دریافت واکسن کزاز پس از یک بریدگی عمیق را توضیح داد.

vaccination [اسم]
اجرا کردن

واکسیناسیون

Ex: He was nervous about the vaccination , but it was quick and painless .

او در مورد واکسیناسیون عصبی بود، اما سریع و بدون درد بود.

to isolate [فعل]
اجرا کردن

قرنطینه کردن

Ex: To prevent the spread of foot-and-mouth disease , the authorities quickly isolated the infected cattle .

برای جلوگیری از گسترش بیماری تب برفکی، مقامات به سرعت گاوهای آلوده را جدا کردند.

injection [اسم]
اجرا کردن

تزریق

Ex: The veterinarian gave the dog an injection to treat the infection in its paw .

دامپزشک به سگ یک تزریق داد تا عفونت در پنجه‌اش را درمان کند.

side effect [اسم]
اجرا کردن

عارضه جانبی (دارو)

Ex: Researchers are currently studying the long-term side effects of the vaccine to ensure its safety and efficacy in various populations .

محققان در حال حاضر در حال مطالعه عوارض جانبی بلندمدت واکسن هستند تا از ایمنی و اثربخشی آن در جمعیت‌های مختلف اطمینان حاصل کنند.

immune [صفت]
اجرا کردن

مصون (بیماری)

Ex: Some individuals are naturally immune to certain diseases due to genetic factors .

برخی افراد به طور طبیعی به دلیل عوامل ژنتیکی در برابر برخی بیماری‌ها مصون هستند.

resistance [اسم]
اجرا کردن

مقاومت (در برابر بیماری)

Ex: Certain plants evolved resistance to harsh environmental conditions .
practice [اسم]
اجرا کردن

فعالیت حرفه‌ای

Ex: The architect designed a modern building for the law practice in the downtown area .

معمار یک ساختمان مدرن برای دفتر وکالت در منطقه مرکزی شهر طراحی کرد.

pharmacy [اسم]
اجرا کردن

داروخانه

Ex: The pharmacy was well-stocked with both prescription drugs and health supplements .

داروخانه هم با داروهای تجویزی و هم با مکمل‌های سلامت به خوبی مجهز بود.

اجرا کردن

نسخه دکتر

Ex: She lost her prescription and had to call the clinic for a new one .

او نسخه خود را گم کرد و مجبور شد برای گرفتن یک نسخه جدید با کلینیک تماس بگیرد.

recovery [اسم]
اجرا کردن

بهبود

Ex: She felt better after a period of rest and recovery .
اجرا کردن

متداول (پزشکی)

Ex: Conventional treatment usually involves prescription drugs .

درمان متعارف معمولاً شامل داروهای تجویزی می‌شود.

acupuncture [اسم]
اجرا کردن

طب سوزنی

Ex: She was skeptical about acupuncture but decided to give it a try .

او نسبت به طب سوزنی شک داشت اما تصمیم گرفت آن را امتحان کند.

اجرا کردن

سلامت روانی

Ex: He attended a workshop on mental health to learn about coping mechanisms and self-care .
insurance [اسم]
اجرا کردن

بیمه

Ex: Insurance can provide financial support in the event of an unexpected loss .
hygiene [اسم]
اجرا کردن

پاکیزگی

Ex: Public health campaigns emphasize the importance of hygiene in preventing the spread of infectious diseases .

کمپین‌های سلامت عمومی بر اهمیت بهداشت در پیشگیری از شیوع بیماری‌های عفونی تأکید می‌کنند.

anesthetic [اسم]
اجرا کردن

داروی بی‌هوشی

Ex:

کلینیک دامپزشکی از ترکیبی از آرام‌بخش‌ها و بی‌حس‌کننده‌های موضعی برای آرام نگه داشتن حیوانات در طول پروسه‌ها استفاده می‌کند.