واژگان سطح پیشرفته برای TOEFL - Biology

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد زیست شناسی، مانند "آنزیم"، "میکروب"، "جنین"، و غیره که برای آزمون TOEFL مورد نیاز است را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان سطح پیشرفته برای TOEFL
anatomy [اسم]
اجرا کردن

کالبدشناسی

Ex:

کالبدشناسی یک موضوع اساسی برای دانشجویانی است که به دنبال مشاغل در پزشکی و زیست‌شناسی هستند.

enzyme [اسم]
اجرا کردن

آنزیم

Ex: Enzymes in saliva begin the process of starch digestion even before food enters the stomach .

آنزیم‌ها در بزاق، فرآیند هضم نشاسته را حتی قبل از ورود غذا به معده آغاز می‌کنند.

antigen [اسم]
اجرا کردن

آنتی ژن

Ex: The body 's defense mechanism identifies the antigen as foreign .

مکانیسم دفاعی بدن آنتی‌ژن را به عنوان بیگانه شناسایی می‌کند.

to incubate [فعل]
اجرا کردن

خسپاندن (قراردادن تخم، ترکیزه و... برای جوجه‌آوری یا تکثیر در محیط مناسب)

fetus [اسم]
اجرا کردن

جنین

Ex: The fetus had started to move by the end of the first trimester .

جنین تا پایان سه ماهه اول شروع به حرکت کرده بود.

embryo [اسم]
اجرا کردن

جنین

Ex: In the laboratory , scientists can observe the growth and development of a mouse embryo under controlled conditions .

در آزمایشگاه، دانشمندان می‌توانند رشد و نمو یک جنین موش را در شرایط کنترل شده مشاهده کنند.

to ovulate [فعل]
اجرا کردن

تخمک‌گذاری کردن

Ex: The doctor explained that women ovulate approximately once a month .

پزشک توضیح داد که زنان تقریباً ماهی یک بار تخمک‌گذاری می‌کنند.

to mutate [فعل]
اجرا کردن

جهش یافتن

Ex: The DNA of a population can slowly mutate , contributing to evolutionary processes .

DNA یک جمعیت می‌تواند به آرامی جهش یابد، به فرآیندهای تکاملی کمک می‌کند.

mutant [اسم]
اجرا کردن

(ارگانیسم) جهش‌یافته

lymph [اسم]
اجرا کردن

لنف

Ex: Increased lymph production is a response to an infection .

افزایش تولید لنف پاسخ به یک عفونت است.

membrane [اسم]
اجرا کردن

غشا

Ex: The membranes between muscles and bones are crucial for movement .

غشاها بین عضلات و استخوان ها برای حرکت حیاتی هستند.

neuron [اسم]
اجرا کردن

یاخته عصبی

Ex:

قوس رفلکس شامل یک سیگنال مستقیم از نورون‌های حسی به نورون‌های حرکتی است.

اجرا کردن

فرارسان عصبی

Ex: Serotonin acts as a neurotransmitter that affects sleep and mood .

سروتونین به عنوان یک انتقال دهنده عصبی عمل می‌کند که بر خواب و خلق و خو تأثیر می‌گذارد.

اجرا کردن

میتوکندری

Ex:

میتوکندری به عنوان نیروگاه سلول شناخته می‌شود که از طریق تنفس هوازی انرژی تولید می‌کند.

cortisol [اسم]
اجرا کردن

کورتیزول

Ex:

کورتیزول در کنترل چرخه خواب و بیداری بدن نقش دارد.

to secrete [فعل]
اجرا کردن

ترشح کردن

Ex: Endocrine glands secrete hormones that play crucial roles in various bodily functions .

غده‌های درون‌ریز ترشح می‌کنند هورمون‌هایی که نقش‌های حیاتی در عملکردهای مختلف بدن دارند.

RNA [اسم]
اجرا کردن

آران‌ای

Ex:

آر ان ای ریبوزومی به جمع آوری اسیدهای آمینه به پروتئین‌ها کمک می‌کند.

genome [اسم]
اجرا کردن

ژنوم

Ex: The genome of the fruit fly , Drosophila melanogaster , has been extensively studied as a model for understanding genetic principles .

ژنوم مگس میوه، Drosophila melanogaster، به عنوان مدلی برای درک اصول ژنتیکی به طور گسترده مورد مطالعه قرار گرفته است.

dominant [صفت]
اجرا کردن

غالب (ژنتیک)

Ex:

یک ژن غالب برای موهای صاف می‌تواند هر ژن مغلوب برای موهای موج‌دار را پنهان کند.

stimulus [اسم]
اجرا کردن

محرک

Ex: Positive reinforcement can be a powerful stimulus for shaping desired behaviors in both children and animals .

تقویت مثبت می‌تواند یک محرک قدرتمند برای شکل‌دهی به رفتارهای مطلوب در کودکان و حیوانات باشد.

hybrid [اسم]
اجرا کردن

دورگه

Ex: The hybrid , a mix of a wolf and a domestic dog , had the wild instincts of its wolf parent and the friendly demeanor of a household pet .

دورگه، ترکیبی از گرگ و سگ خانگی، غرایز وحشی والد گرگ خود و رفتار دوستانه یک حیوان خانگی را داشت.

clone [اسم]
اجرا کردن

کلون (زیست‌شناسی)

Ex: The lab technician confirmed that the clone had identical genetic material to the donor cell , ensuring the success of the cloning process .

تکنسین آزمایشگاه تأیید کرد که کلون ماده ژنتیکی یکسانی با سلول اهداکننده دارد، که موفقیت فرآیند شبیه‌سازی را تضمین می‌کند.