Cambridge IELTS 17 - آکادمیک - آزمون 2 - شنیدن - بخش 1
در اینجا میتوانید واژگان از آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 در کتاب دوره Cambridge IELTS 17 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آمادهسازی برای آزمون IELTS کمک کند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to understand information based on what is available

نتیجه گرفتن
بر اساس لحن ایمیل، او میتوانست بفهمد که مشتری از خدمات اخیر ناراضی بوده است.
to control and organize the different parts of an activity and the group of people involved so that a good result is achieved

مدیریت کردن, کنترل کردن
ما با تأمینکنندگان هماهنگ میکنیم تا تحویل به موقع مواد را تضمین کنیم.
working without pay

داوطلبانه
سازمان به کمکهای داوطلبانه افرادی که میخواستند کمک کنند، متکی بود.
to freely give goods, money, or food to someone or an organization

اهدا کردن
جامعه برای اهدای کمک به یک خانواده نیازمند در دوران سخت، بودجه جمعآوری کرد.
to start participating or engaging in a situation, event, or activity
capable of adjusting easily to different situations, circumstances, or needs

منعطف
نگرش انعطافپذیر او باعث شد دوستان در زمانهای سخت به راحتی به او اعتماد کنند.
to be a good or acceptable match for someone or something's preferences, needs, or circumstances

مناسب بودن
این پیشنهاد شغلی با آرزوهای شغلی من مناسب است و فضایی برای رشد ارائه میدهد.
an item that provides lasting evidence or information about past events, actions, or conditions

مدرک, سند
گواهی تولد یک سند رسمی از تاریخ و محل تولد یک فرد است.
conforming to the most recent developments, updates, or facts

به روز, آپدیت شده
او وبسایت را بهروز کرد تا آن را بهروز با آخرین عرضههای محصول نگه دارد.
to think that something is true based on probability or likelihood

فرض کردن, گمان کردن
با دریافت نکردن تماس، او فرض کرد که مصاحبه شغلی به تعویق افتاده است.
to store information in digital form within a computer

در کامپیوتر ذخیره کردن
آنها در حال کار برای رایانهای کردن دادههای مالکیت زمین هستند.
created or designed for a specific task or function

به طور خاص طراحی شده, برای این منظور ساخته شده
دوچرخه ساخته شده برای هدف خاص به رانندگان اجازه میدهد تا به راحتی مسیرهای ناهموار را طی کنند.
a large room or a building that various events, such as meetings, concerts, etc., are held in

سالن, تالار
to own, manage, or organize something such as a business, campaign, a group of animals, etc.

اداره کردن, کنترل کردن، مدیریت کردن
آنها یک گله شتر را برای سفرهای بیابانی مدیریت میکنند.
a group of individuals who come together based on shared interests, hobbies, activities, or objectives

باشگاه, انجمن
او از شرکت در کلوب آشپزی برای امتحان کردن دستورهای جدید لذت میبرد.
advanced in age

پیر, سالمند
آقای مسن با لبخندی گرم و درخششی در چشمانش به همه سلام کرد.
(of a place) close to another

مجاور, همجوار، همسایه
خانههای همسایه در سبکهای مشابهی ساخته شده بودند، که ظاهری منسجم در طول خیابان ایجاد میکرد.
a person who lives in a particular place, usually on a long-term basis

ساکن
مرکز جامعه رویدادها و فعالیتها را برای ساکنان همه سنین برگزار میکند.
a ride in a vehicle that takes someone from one place to another

سواری
اتوبوس را از دست دادیم، بنابراین مجبور شدیم از یک ماشین عبوری لیفت بگیریم.
to put a great deal of effort to overcome difficulties or achieve a goal

تلاش کردن, مبارزه کردن, کلنجار رفتن
در حال حاضر، کوهنوردان برای رسیدن به قله در تلاش هستند.
the act of removing unwanted wild plants from a garden or area

وجین کردن, حذف علف های هرز
وجین کردن چیزی است که همیشه تا دقیقه آخر به تعویق میاندازم.
used to say that the something is believed to be true based on available information or evidence

احتمالاً, بهاحتمال زیاد
مهلت پروژه تمدید شد، احتمالاً برای فراهم آوردن زمان بیشتر برای تحقیق و توسعه جامع.
to have the necessary knowledge, experience, or set of skills in a particular field

تخصص داشتن (در زمینهای)
پس از دانشکده حقوق، او در حقوق مالکیت معنوی تخصص یافت و از نوآوریهای خلاقانه محافظت کرد.
prior to a particular time or event

از پیش, از قبل، پیشاپیش
او همیشه وعدههای غذایی خود را از قبل آماده میکند تا در هفته کاری شلوغ زمان ذخیره کند.
used to refer to something that is exactly what a person knows a lot about or likes to do

مطابق سلیقه یا استعداد شخص
![to [get|become] involved (with|in) {sth} to [get|become] involved (with|in) {sth}](/assets/img/no-pic-260w.png)