Cambridge IELTS 17 - آکادمیک - آزمون 1 - شنیدن - بخش 3
در اینجا میتوانید واژگان آزمون 1 - بخش شنیداری - قسمت 3 را در کتاب درسی Cambridge IELTS 17 - Academic پیدا کنید، تا به شما در آمادهسازی برای آزمون آیلتس کمک کند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
the action of finding someone a job, home, or school

پیداکردن (خانه، شغل، مدرسه) برای دیگری
animals that are kept on a farm, such as cows, pigs, or sheep

دام, احشام
کشاورزان اغلب دامهای خود را در بازار برای سود میفروشند.
to help someone, especially to make it easier for them to do something

کمک کردن
او از خواهرش خواست که با خرید مواد غذایی به او کمک کند.
to give birth to a baby or offspring

به دنیا آوردن
پس از ساعتها زایمان، او سرانجام یک دختر سالم را به دنیا آورد.
easy to comprehend or perform without any difficulties

واضح, ساده
دستورالعملهای مونتاژ مبلمان سرراست بودند، با مراحل واضحی که هر کسی میتوانست دنبال کند.
the event or process of a baby being born

تولد
ماما در طول کل فرآیند زایمان در کنار او ماند.
to move unsteadily or with difficulty

تلوتلو خوردن, لنگیدن
کوهنورد خسته شروع به تلوتلو خوردن در سرازیری تند کرد، خسته و ناپایدار روی پاهایش.
without any delay

بلافاصله, فورا
او بلافاصله به من زنگ زد وقتی خبر را شنید.
to discuss thoroughly and understand all the details of something

مفصل درباره چیزی بحث کردن
آنها زمان صرف بحث دقیق در مورد گزینههای موجود خود کردند.
a low area of land between mountains or hills, often with a river flowing through it

دره
قطار از یک دره زیبا در مسیر خود عبور کرد.
a doctor who is trained to treat animals

دامپزشک
دامپزشک سگ زخمی را معاینه کرد و درمان مناسب را انجام داد.
to reset broken or dislocated bones before the cast, brace, or splint is put on and without cutting the skin open

جا انداختن (استخوان)
او تماشا کرد که دکتر با دقت انگشت شکستهاش را جا انداخت.
to make animals produce offspring in a way that is suitable for human beings

پرورش دادن (حیوانات)
حافظان محیط زیست برای پرورش گونههای در معرض خطر در اسارت کار میکنند تا جمعیت آنها را در طبیعت تقویت کنند.
having a strong and sturdy structure

محکم, پایدار
معمار یک پایه محکم برای ساختمان طراحی کرد تا ثبات بلندمدت آن را تضمین کند.
(of a material or product) durable and able to withstand frequent use or wear without showing signs of damage

بادوام, مقاوم
این ژاکت از پارچه بادوام ساخته شده است که در برابر پارگی مقاوم است.
an additional component or element that enhances or improves the capability of something

مکمل, ضمیمه
مکمل برنامه آموزشی تمرینهای پیشرفته اضافه کرد.
a substance that, when dissolved in a solution, produces ions and enables the conduction of electric current

الکترولیت
هیدروکسید سدیم (NaOH) یک الکترولیت قوی است که هنگام حل شدن، یونهای سدیم (Na⁺) و یونهای هیدروکسید (OH⁻) را تشکیل میدهد.
expensive in way that is not reasonable

خیلی پرهزینه, بیش از حد گران
او شکایت کرد که بلیطهای کنسرت خیلی گران بودند.
a small amount of time, quantity, or degree
a set of actions or behaviors that someone does regularly or habitually

روال
روال خواب کودک همیشه با یک داستان شروع میشود.
to need or demand something as necessary for a particular purpose or situation

نیاز داشتن, لازم داشتن
درخواست شغل نیازمند رزومه و نامه پوششی خواهد بود.
causing a person to feel ashamed or uneasy

خجالتآور, شرمآور
رفتار شرمآور او سر میز شام مهمانها را ناراحت کرد.
to provide medical care such as medicine or therapy to heal injuries, illnesses, or wounds and make someone better

مداوا کردن, درمان کردن
پزشکان داروهایی را برای درمان بیماریها و عفونتهای مختلف تجویز میکنند.
a medicine that kills or stops the growth of bacteria

آنتیبیوتیک
او دوره کامل آنتیبیوتیک را به پایان رساند.
the process of taking in food or drink through the mouth

*مصرف
مصرف روزانه آب بیمار به دقت تحت نظارت قرار گرفت.
any object that can be used to store something in, such as a bottle, box, etc.

محفظه, ظرف
او یک ظرف تزئینی برای نگهداری جواهراتش خرید.
to make a container's liquid flow out of it

ریختن
او آب را در لیوان ریخت تا پر شد.
to get rid of what is not needed or wanted anymore

دور انداختن
او تصمیم گرفت اسباببازیهای شکسته را دور بیندازد.
having little importance, effect, or seriousness

نسبتاً ناچیز
او از انتقاد جزئی چشم پوشی کرد و بر مسائل مهمتر تمرکز کرد.
a medical process in which a part of body is cut open to repair or remove a damaged organ

عمل جراحی
بعد از عمل جراحی، بیمار به دقت در اتاق ریکاوری برای هرگونه عارضه تحت نظر بود.
having the ability or capacity to do something

توانا, قادر
ماشین قادر است روزانه هزاران واحد تولید کند.
to think or have an opinion about something

فکر کردن, باور داشتن
پس از بررسی گزینهها، او فکر کرد که اولین انتخاب معقولترین بود.
one of the three periods in the academic year during which multiple classes are held in schools, universities, etc.

ترم تحصیلی, ترم
او تکالیف خود را قبل از پایان ترم به پایان رساند.
a unit of study within a course offered by a college or university, covering a specific topic or area of study

واحد درسی
دانشجویان نظریههای مختلف شخصیت را در ماژول روانشناسی بررسی خواهند کرد.
used to convey that something seems to be true based on the available evidence or information

ظاهراً
a set of specialized terms that are used in a specific science, art, business, or profession

اصطلاحات (علمی یا فنی), واژگان
درک اصطلاحات حقوقی میتواند برای مبتدیان چالشبرانگیز باشد.
used to express one's sadness or disappointment about something

دل کسی فرو ریختن, غمگین شدن
دل من فرو ریخت وقتی آسیب خودرویم را دیدم.
the field of science that studies food and drink and their effects on the human body

تغذیه
اشتیاق او به تغذیه او را به سمت دنبال کردن حرفهای به عنوان متخصص تغذیه سوق داد، به دیگران کمک میکند تا سلامت و رفاه خود را از طریق تغذیه مناسب بهبود بخشند.
made impure or polluted by harmful substances, bacteria, or viruses

آلوده
غذا پس از اینکه آلوده به سالمونلا یافت شد از قفسهها جمعآوری شد.
used to highlight differences or similarities when comparing two or more things or people

در مقایسه
او در مقایسه با همکارانش رویکرد بسیار آرامتری نسبت به کار دارد، در مقایسه.
(of a wild animal) tamed and adapted to live with or to the benefit of humans

اهلی, اهلی
گربههای اهلی شده معمولاً با صاحبان خود پیوندهای نزدیکی برقرار میکنند و به عنوان حیوانات خانگی ارزشمند هستند.
a domestic mammal of the cow family with long horns that is used in farming, originated in Asia

گاومیش, گاومیش آبی
to completely destroy something, particularly a problem or threat

ریشهکن کردن, از بین بردن
کشاورزان اقدامات کنترل آفات را برای ریشهکنی گونههای مهاجم که محصولات آنها را تهدید میکردند، اجرا کردند.
an example of a certain kind of situation

مورد
وکیل یک پرونده قوی به هیئت منصفه ارائه داد و بر شواهد تأکید کرد.
something that we take to prevent or treat a disease, or to feel less pain

دارو, دوا
او امروز صبح داروی خود را فراموش کرد که بخورد.
the accidental or deliberate release of liquid petroleum or its products into the environment, especially into bodies of water, causing ecological damage

آلودگی نفتی
داوطلبان برای تمیز کردن نشت نفت در بندر کار کردند.
a long piece of writing on a particular subject that a university student presents in order to get an advanced degree

رساله (دکترا), تز
رساله او به خاطر تحلیل جامع و اصالتش مورد تحسین قرار گرفت.
related to the beginning of a series or process

اولیه, ابتدایی
واکنش اولیه به خبر، شوک و ناباوری بود.
to connect with someone, often by reaching out through various means such as phone calls, emails, or in-person meetings

تماس برقرار کردن
a taxonomic rank below that of subspecies and refers to distinct forms of a species that differ in minor ways

گونه, فرم
کشاورزان اغلب گونههای مختلف سیب را کشت میکنند تا طعمها و بافتهای متنوعی تولید کنند.
to care for and raise animals until they reach maturity

پرورش دادن, مراقبت کردن
او اسبها را برای مسابقه پرورش میدهد.
to be able to say who or what someone or something is

تشخیص دادن, شناسایی کردن
مامور از من خواست که وسایلم را در میز اشیای گمشده شناسایی کنم.
to handle a difficult situation and deal with it successfully

از عهده (چیزی) برآمدن
افرادی که با از دست دادن کنار میآیند ممکن است برای رفاه عاطفی از دوستان و خانواده کمک بخواهند.
related to the core and most important or basic parts of something

اساسی, بنیادی, اصلی
روش علمی برای انجام آزمایشها و تحقیقات اساسی است.
the area around a city or town where milk is produced and quickly delivered before it spoils

حوض شیر, منطقه تولید شیر
تغییرات در حمل و نقل باعث شده است که حوزه شیر بزرگتر از قبل شود.
