کمبریج آیلتس 17 - آکادمیک - آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2

در اینجا می‌توانید واژگان آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 در کتاب دوره Cambridge IELTS 17 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده شدن برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 17 - آکادمیک
attempt [اسم]
اجرا کردن

تلاش

Ex: The team 's attempt to win the championship was admirable , even though they finished second .

تلاش تیم برای قهرمانی قابل تحسین بود، هرچند که دوم شدند.

اجرا کردن

اهلی کردن

Ex: The process of domesticating horses revolutionized transportation and agriculture .

فرایند اهلی کردن اسب‌ها تحولی در حمل و نقل و کشاورزی ایجاد کرد.

اجرا کردن

کشت کردن

Ex: The company cultivates flowers for export to various countries .

شرکت گل‌ها را برای صادرات به کشورهای مختلف پرورش می‌دهد.

nutritious [صفت]
اجرا کردن

مغذی

Ex: He packed a nutritious lunchbox with whole grain sandwiches , fruit , and nuts .

او یک جعبه غذای مغذی با ساندویچ‌های غلات کامل، میوه و آجیل بسته‌بندی کرد.

to rely on [فعل]
اجرا کردن

تکیه کردن به

Ex: In a crisis , people often rely on their instincts to make quick decisions .

در بحران، مردم اغلب برای تصمیم‌گیری سریع به غرایز خود تکیه می‌کنند.

اجرا کردن

بنیادین

Ex: The implementation of universal healthcare was seen as a revolutionary step toward ensuring access to medical services for all citizens .

اجرای مراقبت‌های بهداشتی جهانی به عنوان گامی انقلابی در جهت تضمین دسترسی به خدمات پزشکی برای همه شهروندان دیده شد.

genome [اسم]
اجرا کردن

ژنوم

Ex: The genome of the fruit fly , Drosophila melanogaster , has been extensively studied as a model for understanding genetic principles .

ژنوم مگس میوه، Drosophila melanogaster، به عنوان مدلی برای درک اصول ژنتیکی به طور گسترده مورد مطالعه قرار گرفته است.

DNA [اسم]
اجرا کردن

دی‌ان‌ای

Ex: Scientists use DNA analysis to identify individuals in criminal investigations .

دانشمندان از تجزیه و تحلیل DNA برای شناسایی افراد در تحقیقات جنایی استفاده می‌کنند.

cell [اسم]
اجرا کردن

سلول

Ex: Cells can be classified into two main categories : prokaryotic cells , lacking a nucleus , and eukaryotic cells , which have a nucleus enclosed within a membrane .

سلول‌ها را می‌توان به دو دسته اصلی تقسیم کرد: سلول‌های پروکاریوتی، که فاقد هسته هستند، و سلول‌های یوکاریوتی، که هسته‌ای محصور در غشاء دارند.

to alter [فعل]
اجرا کردن

تغییر دادن

Ex: Last year , the company altered its marketing strategy to reach a wider audience .

سال گذشته، شرکت استراتژی بازاریابی خود را تغییر داد تا به مخاطبان گسترده‌تری دست یابد.

crop [اسم]
اجرا کردن

محصول

Ex: They rotated their crop of soybeans to maintain soil fertility .

آنها محصول سویای خود را چرخاندند تا حاصلخیزی خاک را حفظ کنند.

appealing [صفت]
اجرا کردن

جذاب

Ex:

لبخند گرم و خوش‌آمدگویی او بلافاصله او را برای هر کسی که ملاقات می‌کرد جذاب می‌کرد.

fast-track [صفت]
اجرا کردن

میان‌بر (در رسیدن به موفقیت)

supply [اسم]
اجرا کردن

ذخیره

Ex: There was a shortage of medical supplies during the peak of the pandemic .

در اوج همه‌گیری، کمبود تجهیزات پزشکی وجود داشت.

resistant [صفت]
اجرا کردن

مقاوم

Ex: The sunscreen lotion is resistant to water , making it suitable for swimming .

لوسیون ضد آفتاب به آب مقاوم است، که آن را برای شنا مناسب می‌کند.

اجرا کردن

ویران کردن

Ex:

آتش‌سوزی جنگلی از میان جنگل گذشت، ویران کردن هکتارها زمین و زیستگاه‌های حیات وحش.

edible [صفت]
اجرا کردن

قابل‌خوردن

Ex: Make sure the meat is cooked enough to be edible .
maize [اسم]
اجرا کردن

ذرت

Ex: As the summer sun set , a family gathered in the backyard , grilling maize skewers alongside juicy grilled meats .

همانطور که خورشید تابستان غروب می‌کرد، خانواده‌ای در حیاط خلوت جمع شدند و سیخ‌های ذرت را در کنار گوشت‌های کبابی آبدار کباب می‌کردند.

mutation [اسم]
اجرا کردن

جهش (زیست‌شناسی)

Ex: Scientists are studying the mutation responsible for giving certain plants drought resistance .

دانشمندان در حال مطالعه جهش مسئول مقاومت به خشکی در برخی گیاهان هستند.

trait [اسم]
اجرا کردن

خصلت

Ex: Honesty is one of her most admirable traits .

صداقت یکی از قابل تحسین‌ترین ویژگی‌های او است.

diversity [اسم]
اجرا کردن

تنوع

Ex: The conference highlighted the diversity of scientific thought , with speakers presenting on a wide range of topics .

کنفرانس تنوع تفکر علمی را برجسته کرد، با سخنرانانی که در مورد طیف گسترده‌ای از موضوعات ارائه دادند.

strain [اسم]
اجرا کردن

نژاد

Ex: Plant breeders select for strains of crops that are resistant to pests or have higher yields .

پرورش‌دهندگان گیاهان، نژادهای محصولات مقاوم به آفات یا با بازدهی بالاتر را انتخاب می‌کنند.

to work out [فعل]
اجرا کردن

چاره‌جویی کردن

Ex:

حل مشکلات به صورت مشارکتی اغلب به راه‌حل‌های بهتری منجر می‌شود.

from scratch [عبارت]
اجرا کردن

از صفر

Ex: I 'm currently working on building this website from scratch .
structure [اسم]
اجرا کردن

ساختار

Ex: The plant 's root structure anchors it to the soil and absorbs water .

ساختار ریشه گیاه آن را در خاک محکم می‌کند و آب را جذب می‌کند.

اجرا کردن

به نسل بعدی دادن

Ex:

پدرم این ساعت را به من انتقال داد.

pigment [اسم]
اجرا کردن

رنگدانه

Ex: The red pigment in tomatoes intensifies as the fruit ripens and lycopene accumulates .

رنگدانه قرمز در گوجه‌فرنگی با رسیدن میوه و تجمع لیکوپن تشدید می‌شود.

to boost [فعل]
اجرا کردن

افزایش دادن

Ex: The new advertising campaign boosted the brand 's visibility in the market .

کمپین تبلیغاتی جدید افزایش دید برند در بازار را به همراه داشت.

tolerant [صفت]
اجرا کردن

*پرطاقت

Ex: Animals tolerant of harsh climates survive in deserts .
regulatory [صفت]
اجرا کردن

تنظیم‌کننده

Ex:

آژانس تنظیمی بر استانداردهای ایمنی در صنعت داروسازی نظارت می‌کند.

obscure [صفت]
اجرا کردن

ناشناخته

Ex: The theory was once obscure , known only to a small group of specialists , but later gained broader recognition .

این نظریه زمانی مبهم بود، تنها توسط گروه کوچکی از متخصصان شناخته می‌شد، اما بعدها به رسمیت شناخته شد.

staple [صفت]
اجرا کردن

اساسی

Ex: The company 's staple product is known for its reliability and durability .

محصول اصلی شرکت به دلیل قابلیت اطمینان و دوام آن شناخته شده است.

mainstream [اسم]
اجرا کردن

عرف

Ex: The band 's music , once considered underground , has now become part of the mainstream .

موسیقی گروه، که زمانی زیرزمینی محسوب می‌شد، اکنون بخشی از جریان اصلی شده است.

drought [اسم]
اجرا کردن

خشکسالی

Ex: The government declared a state of emergency because of the drought .

دولت به دلیل خشکسالی وضعیت اضطراری اعلام کرد.

to thrive [فعل]
اجرا کردن

رشد کردن

Ex: In a nurturing environment , children tend to thrive both physically and emotionally .

در یک محیط پرورش‌دهنده، کودکان تمایل دارند که هم از نظر جسمی و هم از نظر عاطفی رشد کنند.

to reveal [فعل]
اجرا کردن

رونمایی کردن

Ex: The investigation revealed the true identity of the elusive criminal mastermind .

تحقیق هویت واقعی جنایتکار فراری را افشا کرد.

infection [اسم]
اجرا کردن

عفونت

Ex: The wound was cleaned to prevent an infection from developing .

زخم برای جلوگیری از ایجاد عفونت تمیز شد.

to arise [فعل]
اجرا کردن

نشأت گرفتن

Ex: The outbreak probably arose from contaminated water sources .

شیوع بیماری احتمالاً از منابع آب آلوده نشأت کرده است.

genetically [قید]
اجرا کردن

از نظر ژنتیکی

Ex: The characteristic was determined genetically , influenced by the individual 's genetic makeup .

ویژگی به صورت ژنتیکی تعیین شد، تحت تأثیر ساختار ژنتیکی فرد قرار گرفت.

to adapt [فعل]
اجرا کردن

سازگار شدن

Ex: After moving abroad , he had to quickly adapt to the local culture .

پس از نقل مکان به خارج از کشور، او مجبور شد به سرعت با فرهنگ محلی خو بگیرد.

scale [اسم]
اجرا کردن

مقیاس

Ex: The artist had a remarkable ability to capture the scale of natural landscapes in his paintings .
advisable [صفت]
اجرا کردن

توصیه شده

Ex: Arriving early is advisable for securing a good seat .

رسیدن زود توصیه می‌شود برای تضمین صندلی خوب.

to modify [فعل]
اجرا کردن

تغییر دادن

Ex: The team modified the plant ’s DNA to improve its nutrient profile and shelf life .

تیم DNA گیاه را تغییر داد تا پروفایل مواد مغذی و ماندگاری آن را بهبود بخشد.

to affect [فعل]
اجرا کردن

تحت‌تأثیر قرار دادن

Ex: Lack of proper nutrition can affect a child 's physical and cognitive development .

کمبود تغذیه مناسب می‌تواند بر رشد جسمی و شناختی کودک تأثیر بگذارد.

to mimic [فعل]
اجرا کردن

تقلید کردن

Ex: The chef attempted to mimic the presentation of a Michelin-starred dish for their own menu .

سرآشپز سعی کرد ارائه یک غذای میشلن استار را برای منوی خود تقلید کند.

to breed [فعل]
اجرا کردن

پرورش دادن

Ex: Over the years , they bred flowers with brighter colors .

در طول سال‌ها، آن‌ها گل‌هایی با رنگ‌های روشن‌تر پرورش دادند.

truss [اسم]
اجرا کردن

خوشه

Ex: The tomato plant had a large truss of ripe fruit .

گیاه گوجه فرنگی یک خوشه بزرگ از میوه های رسیده داشت.

to catapult [فعل]
اجرا کردن

پرتاب کردن

Ex: That one speech catapulted him into politics .

آن یک سخنرانی او را به سیاست پرتاب کرد.

کمبریج آیلتس 17 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 آزمون 1 - شنیدن - بخش 4
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 آزمون 2 - شنیداری - بخش 3
آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 1 آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 آزمون 3 - شنیدن - بخش 3
آزمون 3 - شنیداری - بخش 4 آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 آزمون 4 - شنیدن - بخش 2
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3