Cambridge IELTS 17 - آکادمیک - آزمون 2 - شنیداری - بخش 2
در اینجا میتوانید واژگان از آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 در کتاب دوره Cambridge IELTS 17 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده شدن برای آزمون IELTS کمک کند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
a vast area that is the property of an individual, usually with a large house built on it

ملک
او آخر هفتههای خود را به کاوش در ملک وسیع گذراند، از منظر آرام لذت میبرد.
a person whose job is to take tourists to interesting places and show them around

راهنما (گردشگری)
راهنمای ما برای تور قلعه داستانهای جالبی درباره خانواده سلطنتی داشت.
to be formed from particular parts or things

متشکل بودن از, شامل شدن، تشکیل شدن از
کمیته متشکل از نمایندگان بخشهای مختلف است.
an area of land, often in a city or town, that is set aside for public use as a park or recreational space

چمنزار, زمین پارک
حیات وحش در زمینهای پارک حفاظتشده رشد میکند.
to have origins or existence that extends to a specific earlier time

متعلق به گذشته بودن
میراث خانوادگی تاریخچه غنی دارد و ریشههای آن به چندین قرن پیش برمیگردد.
a person, entity, or organization that possesses, controls, or has legal rights to something

مالک, صاحب
به عنوان مالک قانونی حق اختراع، او از استفاده از آن حق امتیاز دریافت میکند.
to have a powerful and lasting effect on someone or something

رد پای خود را به جا گذاشتن, اثر ماندگاری گذاشتن
جنگ تا نسلها رد پای خود را بر شهر به جا گذاشت.
a room with a roof and walls made of glass, often affixed to one side of a building, used for relaxing or growing plants in

گلخانه
به عنوان یک باغبان مشتاق، او ساعتهای بیشماری را در گلخانه خود گذراند، پرورش گیاهان و گلهای عجیب و غریب از سراسر جهان.
to completely destroy or to knock down a building or another structure

تخریب کردن, ویران کردن، کوبیدن
توپ تخریب برای تخریب ساختمان متروکه استفاده شد.
to a large extent

خیلی زیاد, بسیار
an area of ground planted with flowers or plants, often arranged in a decorative or artistic pattern

باغچه, گلشن
او بعد از ظهر را به کاشت گلهای جدید در باغچه گل کنار ایوان گذراند.
people in general; especially a distinctive group of people with some shared interest

جهان, گیتی
someone who works in the government or a law-making organization

سیاستمدار
او در کنفرانس با یک سیاستمدار معروف ملاقات کرد.
possessing qualities or abilities that deserve recognition or consideration

شایسته, لیاقتدار
فداکاری و کار سخت او او را به یک نامزد شایسته برای ارتقاء تبدیل میکند.
a group of particular objects put together and considered as a whole

مجموعه, کلکسیون
مجموعه موزه شامل مصنوعات تمدنهای باستانی بود.
a solid figure or object made as a work of art by shaping and carving wood, clay, stone, etc.

مجسمه
بازدیدکنندگان از مجسمه برنزی بلندی که در ورودی موزه ایستاده بود متحیر شدند.
to end a romantic or personal relationship suddenly

قطع کردن, پایان دادن
او پس از یک سری خیانتها دوستی را قطع کرد.
a means of communication between different groups or individuals

راه ارتباطی, روش ارتباطی
(of a person) having filled a specific status or position in an earlier period

سابق, قبلی، پیشین، اسبق، پیشکسوت
او سابق کاپیتان تیم بسکتبال قبل از مصدومیتش بود.
someone who helps or supports someone else in certain activities or against someone else

دوست
در زمان نیاز، داشتن متحدانی که میتوانند کمک و راهنمایی ارائه دهند، مهم است.
to be the organizer of an event such as a meeting, party, etc. to which people are invited

میزبانی کردن, میزبان بودن
دوستان میتوانند برای جشن گرفتن مناسبتهای خاص با عزیزانشان یک مهمانی شام برگزار کنند.
a person who does the housework as a job

خدمتکار
او یک خدمتکار استخدام کرد تا در باغبانی و طراحی منظره در اطراف ملکش کمک کند.
to wear specific clothing and accessories, often resembling a character or theme, for entertainment, celebrations, or events

لباس خاص پوشیدن (برای مناسبت خاص)
هر سال در هالووین، مردم محله جمع میشوند تا با لباسهای خلاقانه و ترسناک مبدل شوند.
to continue or start an activity

شروع به انجام کاری کردن
او تصمیم گرفت با ایجاد یک برنامهریزی مطالعه دقیق، ادامه دهد به مطالعه برای امتحان.
a play area where kids play freely with simple materials like wood, tires, and tools, designed for creativity and manageable risk

زمین بازی ماجراجویی, محوطه بازی ماجراجویانه
بچهها با جعبههای چوبی در زمینه بازی ماجراجویی یک قلعه ساختند.
having a specified size or bulk, often used in combination with other words to describe the dimensions or magnitude of something

اندازه, سایز
رونوشت در اندازه واقعی دایناسور در موزه موفقیت بزرگی بود.
to transition or progress gradually into a different state or circumstance

وارد شدن
با پیشرفت فناوری، کسبوکارهای سنتی مجبور شدند برای رقابتی ماندن قدم به عصر دیجیتال بگذارند.
a farm where milk and related products are produced

گاوداری, مزرعه لبنی
او در یک لبنیاتی محلی کار میکند.
to stand above and have a view or control over everything around it

سلطه داشتن, چیره شدن
کوه بر چشمانداز مسلط بود، از مایلها دورتر دیده میشد.
a large farm building used to keep animals and store crops or feed

طویله, اسطبل
او کاه را در انبار ذخیره کرد.
to use a large farming equipment to dig the ground and make it ready for farming

با گاوآهن شخم زدن
آنها با تراکتور زمین را شخم میزنند تا خاک را شکسته و علفهای هرز را حذف کنند.
to plant seeds by scattering them on the ground

کاشتن (بذر)
او بذر گلهای وحشی را در کنار جاده میپاشد تا یک چمنزار پرجنبوجوش ایجاد کند.
to brush and take care of the fur or coat of an animal

آراستن, مراقبت کردن
او یک ساعت قبل از مسابقه را به آراستن اسبش گذراند.
a building, typically found on a farm, designed to house horses

اصطبل, طویله
در طول طوفان، اسبها به اصطبل پناه بردند و در محیط آشنا خود آرامش و امنیت یافتند.
a simple and small cottage-like building that is built to store things or shelter animals

سوله, آلونک، آغل، کپر
کشاورز یک سایبان چوبی ساخت تا در زمستان برای بزهایش پناهگاه فراهم کند.
pulled or powered by a horse or horses

کشیده شده توسط اسب, اسب کشیده
در گذشته، گاریهای کشیده شده توسط اسب معمولاً برای حمل و نقل استفاده میشدند.
a vehicle with usually four wheels, pulled by one or more horses

کالسکه
در قرن نوزدهم، کالسکهها وسیلهای رایج برای حمل و نقل خانوادههای ثروتمند بودند.
large farm animals, such as cows and bulls, raised for meat, milk, or labor

گاوها (اعم از نر و ماده), دام
آنها دامها را هم برای تولید لبنیات و هم برای تولید گوشت پرورش میدهند.
pieces of clothing worn by actors or performers for a role, or worn by someone to look like another person or thing

لباس (بازیگر و غیره)
رقصندگان باله بیوقفه تمرین کردند، حرکات خود را در حالی که با لباسهای ظریف آراسته شده بودند که زیبایی اجراهایشان را افزایش میداد، کامل کردند.
to collect milk from animals such as cows, goats, etc.

شیر دوشیدن
او در کار تابستانی خود در یک مزرعه یاد گرفت که چگونه بزها را دوشیدن.
a particular type of animal or plant that has typically been domesticated by people in a certain way

نژاد, گونه
نژاد سیب Red Delicious به خاطر رنگ قرمز عمیق و طعم شیرینش معروف است.
a small electronic device that plays recorded explanations or stories to help visitors understand what they are seeing in a museum, gallery, or similar place

راهنمای صوتی, صوت راهنما
او از یک راهنمای صوتی در حین بازدید از ویرانههای باستانی استفاده کرد.
