کمبریج آیلتس 17 - آکادمیک - آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2)

در اینجا می‌توانید واژگان آزمون 1 - خواندن - بخش 2 (2) در کتاب دوره‌ای Cambridge IELTS 17 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده‌سازی برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 17 - آکادمیک
blueprint [اسم]
اجرا کردن

نقشه موفقیت

Ex: The startup used a detailed blueprint to attract investors .

استارت‌آپ از یک طرح دقیق برای جذب سرمایه‌گذاران استفاده کرد.

phenomenon [اسم]
اجرا کردن

پدیده

Ex: The young pianist is a musical phenomenon .

پیانیست جوان یک پدیده موسیقایی است.

اجرا کردن

کارخانه برق

Ex: Engineers at the power station worked tirelessly to restore electricity after the outage .

مهندسان در نیروگاه بی‌وقفه کار کردند تا پس از قطعی، برق را بازیابی کنند.

اجرا کردن

ادغام کردن

Ex: Engineers had to integrate various components to create a fully functional and cohesive system .

مهندسان مجبور بودند اجزای مختلف را ادغام کنند تا یک سیستم کاملاً عملکردی و منسجم ایجاد کنند.

network [اسم]
اجرا کردن

شبکه

Ex: She has built a robust network of mentors and peers in her field .

او یک شبکه قوی از مربیان و همکاران در حوزه خود ساخته است.

to detect [فعل]
اجرا کردن

کشف کردن

Ex: Last week , the researcher detected a discrepancy in the experiment results .

هفته گذشته، محقق یک ناهمخوانی در نتایج آزمایش تشخیص داد.

اجرا کردن

فتوولتائیک

Ex:

سیستم‌های فتوولتائیک بر روی پشت‌بام‌ها نصب می‌شوند تا انرژی خورشیدی را برای خانه‌ها و کسب‌وکارها مهار کنند.

panel [اسم]
اجرا کردن

پنل (در، دیوار، ....)

Ex:
wave [اسم]
اجرا کردن

افزایش ناگهانی

Ex: The restaurant saw a wave of new customers after the positive review .

رستوران پس از نقد مثبت، موجی از مشتریان جدید را تجربه کرد.

the latter [ضمیر]
اجرا کردن

دومی

Ex: You can either take the bus or walk ; I suggest the latter , as it 's a nice day .

شما می‌توانید یا اتوبوس بگیرید یا پیاده بروید؛ من دومی را پیشنهاد می‌کنم، چون روز خوبی است.

اجرا کردن

رسمی کردن

Ex: They inaugurated the museum with a grand celebration .

آنها موزه را با جشنی بزرگ افتتاح کردند.

output [اسم]
اجرا کردن

the quantity of production or work done in a specified time period

Ex: Output per shift must meet the target .
اجرا کردن

دی‌اکسید کربن

Ex: Scientists monitor carbon dioxide emissions to study climate change .
decidedly [قید]
اجرا کردن

به طور قطعی

Ex: The new policy is decidedly more efficient than the old one .

سیاست جدید قطعاً از سیاست قدیمی کارآمدتر است.

in terms of [حرف اضافه]
اجرا کردن

از نظر

Ex: In terms of customer service , this restaurant excels in providing a pleasant dining experience .

از نظر خدمات به مشتری، این رستوران در ارائه یک تجربه غذاخوری دلپذیر عالی عمل می‌کند.

hub [اسم]
اجرا کردن

قطب (هواپیما)

Ex: The university is a hub for research and academic excellence .

دانشگاه یک مرکز برای تحقیق و تعالی علمی است.

power plant [اسم]
اجرا کردن

نیروگاه برق

Ex:

در طول قطعی برق، بسیاری از مردم به پارک محلی رفتند، جایی که نیروگاه خورشیدی همچنان مقداری نور فراهم می‌کرد.

trend [اسم]
اجرا کردن

روند

Ex: Educational trends are shifting towards online learning .

روندهای آموزشی به سمت یادگیری آنلاین در حال تغییر هستند.

to serve [فعل]
اجرا کردن

به درد خوردن

Ex: This tool serves a dual purpose : it cuts and polishes simultaneously .

این ابزار خدمت می‌کند به یک هدف دوگانه: همزمان می‌برد و صیقل می‌دهد.

function [اسم]
اجرا کردن

کارکرد

Ex: A smartphone has multiple functions beyond calling .
retail [اسم]
اجرا کردن

خرده‌فروشی

Ex:

بخش خرده‌فروشی در فصل تعطیلات افزایش قابل توجهی داشت.

outlet [اسم]
اجرا کردن

فروشگاه (فروش مستقیم)

Ex: The outlet store sells last season 's merchandise at a steep discount to make room for new inventory .

فروشگاه اوتلت کالاهای فصل گذشته را با تخفیف زیاد می‌فروشد تا جا برای موجودی جدید باز شود.

اجرا کردن

تقویت کردن

Ex: Rewards encourage sales teams and reinforce their efforts .

پاداش‌ها تیم‌های فروش را تشویق می‌کنند و تلاش‌های آن‌ها را تقویت می‌کنند.

اجرا کردن

عملکرد

Ex: High functionality is essential for tools used in professional settings .

کارایی بالا برای ابزارهای مورد استفاده در محیط‌های حرفه‌ای ضروری است.

efficient [صفت]
اجرا کردن

مؤثر

Ex: The new software streamlined processes , making the office more efficient and organized .

نرم‌افزار جدید فرآیندها را ساده‌تر کرد و دفتر را کارآمدتر و منظم‌تر ساخت.

emission [اسم]
اجرا کردن

انتشار (آلاینده گازی، رادیواکتیو و غیره)

to acquire [فعل]
اجرا کردن

اکتساب کردن

Ex: The caterpillar acquires vibrant colors during metamorphosis .

کرم ابریشم در طول دگردیسی رنگ‌های زنده‌ای به دست می‌آورد.

residential [صفت]
اجرا کردن

مسکونی

Ex: Residential streets are typically quieter and less congested than major thoroughfares .

خیابان‌های مسکونی معمولاً آرام‌تر و کم‌تر شلوغ هستند از شاهراه‌های اصلی.

attitude [اسم]
اجرا کردن

نگرش

Ex: Negative attitudes can limit personal growth and hinder progress in various aspects of life .
figure [اسم]
اجرا کردن

رقم

Ex: The child learned to recognize figures during early math lessons .

کودک در درس‌های اولیه ریاضی یاد گرفت که اعداد را تشخیص دهد.

اجرا کردن

اثبات کردن

Ex: The experiment demonstrated the effectiveness of the new medication in reducing symptoms .

آزمایش نشان داد که داروی جدید در کاهش علائم مؤثر است.

اجرا کردن

ادغام کردن

Ex: The revised policy will incorporate suggestions from employees for improvement .

سیاست تجدید نظر شده پیشنهادات کارمندان را برای بهبود دربرخواهد گرفت.

اجرا کردن

تخیلی

Ex: The architect designed the building imaginatively , with unusual shapes and colors .

معمار ساختمان را تخیلی طراحی کرد، با اشکال و رنگ‌های غیرمعمول.

spacious [صفت]
اجرا کردن

جادار

Ex: Their new house was spacious enough to accommodate their growing family comfortably .

خانه جدیدشان به اندازه کافی وسیع بود تا خانواده در حال رشدشان را به راحتی در خود جای دهد.

convenient [صفت]
اجرا کردن

در دسترس

Ex: Online banking is convenient for people with busy schedules .

بانکداری آنلاین برای افراد با برنامه‌های شلوغ راحت است.

durable [صفت]
اجرا کردن

ماندگار

Ex: Durable fabrics are essential for outdoor clothing .
amenities [اسم]
اجرا کردن

تسهیلات

Ex: The cruise ship is renowned for its extensive amenities , including multiple dining options , entertainment venues , and a wellness center .

کشتی کروز به دلیل امکانات گسترده خود، از جمله گزینه‌های متعدد غذاخوری، مکان‌های تفریحی و یک مرکز سلامتی، معروف است.

resident [اسم]
اجرا کردن

ساکن

Ex: The apartment building has a mix of residents from different cultural backgrounds .

ساختمان آپارتمان دارای ترکیبی از ساکنان از پیشینه‌های فرهنگی مختلف است.

consumption [اسم]
اجرا کردن

مصرف

Ex: The company tracked consumption of raw materials in production .
اجرا کردن

نصب

Ex: Proper installation of the equipment is crucial to ensure it operates safely and effectively .

نصب صحیح تجهیزات برای اطمینان از عملکرد ایمن و مؤثر آن حیاتی است.

renewable [صفت]
اجرا کردن

تجدیدپذیر

Ex:

زیست توده، مانند چوب و ضایعات کشاورزی، یک منبع تجدیدپذیر است که برای گرمایش و تولید انرژی استفاده می‌شود.

canopy [اسم]
اجرا کردن

سایبان

Ex: The walkway was shaded by a metal canopy .

پیاده‌رو با یک سایبان فلزی سایه‌اندازی شده بود.

کمبریج آیلتس 17 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 آزمون 1 - شنیدن - بخش 4
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 آزمون 2 - شنیداری - بخش 3
آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 1 آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 آزمون 3 - شنیدن - بخش 3
آزمون 3 - شنیداری - بخش 4 آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 آزمون 4 - شنیدن - بخش 2
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3