کمبریج آیلتس 17 - آکادمیک - آزمون 2 - شنیداری - بخش 3

در اینجا می‌توانید واژگان از آزمون 2 - شنیداری - بخش 3 در کتاب دوره Cambridge IELTS 17 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده شدن برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 17 - آکادمیک
اجرا کردن

مفصل درباره چیزی بحث کردن

Ex:

قبل از نهایی کردن بودجه، بیایید با دقت در مورد آن صحبت کنیم با بخش مالی.

essay [اسم]
اجرا کردن

مقاله

Ex: I need to finish my essay by tomorrow morning .

من باید مقاله خود را تا فردا صبح تمام کنم.

to focus on [فعل]
اجرا کردن

بر چیزی تمرکز کردن

Ex:

او تصمیم گرفت تمرکز کند بر مهم‌ترین جنبه‌های طرح کسب‌وکار.

poetry [اسم]
اجرا کردن

شعر

Ex: She expressed her sorrow through poetry , pouring her heart onto the page .

او غم خود را از طریق شعر بیان کرد، قلب خود را بر روی صفحه ریخت.

imagery [اسم]
اجرا کردن

تصویرسازی (ادبیات)

relevant [صفت]
اجرا کردن

مرتبط

Ex: They had a relevant discussion about the implications of the new policy .

آنها یک بحث مرتبط در مورد پیامدهای سیاست جدید داشتند.

production [اسم]
اجرا کردن

اثر سینمایی، نمایشی یا تلویزیونی

Ex: Filming for the new production began in the spring and wrapped up in the fall .

فیلمبرداری برای تولید جدید در بهار آغاز شد و در پاییز به پایان رسید.

to handle [فعل]
اجرا کردن

پرداختن

Ex: He managed to handle the controversial subject matter carefully in his essay .

او توانست موضوع بحث‌برانگیز را در مقاله‌اش با دقت مدیریت کند.

اجرا کردن

واضح

Ex: The recipe for the dish was straightforward , requiring only a few ingredients and basic cooking techniques .

دستور غذا سرراست بود، فقط به چند ماده و تکنیک‌های پخت اولیه نیاز داشت.

set [اسم]
اجرا کردن

صحنه

Ex: During the behind-the-scenes tour , fans were excited to see the iconic set where their favorite scenes from the series were filmed .

در طول تور پشت صحنه، طرفداران هیجان‌زده بودند که صحنه نمادین را ببینند که صحنه‌های مورد علاقه‌شان از سریال در آن فیلم‌برداری شده بود.

visually [قید]
اجرا کردن

از لحاظ ظاهری

Ex: The movie relied heavily on visually stunning special effects .

فیلم به شدت به جلوه‌های ویژه دیدنی خیره‌کننده متکی بود.

stunning [صفت]
اجرا کردن

خیره‌کننده

Ex: His performance was so stunning that it left the audience speechless .
memorable [صفت]
اجرا کردن

به‌یادماندنی

Ex: The speech he gave at the graduation was so inspiring that it became the most memorable part of the ceremony .

سخنرانی که او در مراسم فارغ‌التحصیلی ایراد کرد چنان الهام‌بخش بود که به به یاد ماندنی‌ترین بخش مراسم تبدیل شد.

lighting [اسم]
اجرا کردن

نورپردازی

Ex: The film ’s unique lighting added depth to the storytelling .

نورپردازی منحصر به فرد فیلم به عمق داستان افزود.

scene [اسم]
اجرا کردن

صحنه

Ex: The scene in the restaurant was hilarious .

صحنه در رستوران خنده‌دار بود.

dimly [قید]
اجرا کردن

تیره‌وتار

Ex: The lanterns on the pathway lit up dimly , creating a subtle glow .

فانوس‌های روی مسیر کم‌نور روشن شدند و درخششی ظریف ایجاد کردند.

costume [اسم]
اجرا کردن

لباس (بازیگر و غیره)

Ex: Halloween is the perfect opportunity to get creative and put together a unique costume that reflects your personality or favorite character .

هالووین فرصت مناسبی برای خلاقیت و تهیه یک لباس منحصر به فرد است که شخصیت یا شخصیت مورد علاقه شما را منعکس می‌کند.

اجرا کردن

امروزی

Ex: They designed a contemporary home , using sustainable materials and open layouts .

آن‌ها یک خانه مدرن طراحی کردند، با استفاده از مواد پایدار و چیدمان‌های باز.

اجرا کردن

قراردادی

Ex: Her conventional approach to problem-solving is appreciated by her colleagues , who prefer traditional methods .

رویکرد مرسوم او در حل مسئله توسط همکارانش که روش‌های سنتی را ترجیح می‌دهند، مورد تقدیر قرار می‌گیرد.

brilliant [صفت]
اجرا کردن

فوق‌العاده

Ex: His brilliant idea revolutionized the way we use technology .

ایده درخشان او روش استفاده ما از فناوری را متحول کرد.

shame [اسم]
اجرا کردن

شرم

Ex: Such a shame he missed the last train .

چه شرم که او آخرین قطار را از دست داد.

to deliver [فعل]
اجرا کردن

بیان کردن

Ex: The teacher delivered a thought-provoking lesson on human rights to her students .

معلم یک درس فکربرانگیز درباره حقوق بشر به دانش‌آموزانش ارائه داد.

line [اسم]
اجرا کردن

دیالوگ

Ex: The actor practiced his lines in the mirror .
relevant [صفت]
اجرا کردن

مرتبط

Ex: The documentary remains relevant as it addresses issues that are still present in society today .

مستند مرتبط باقی می‌ماند زیرا به مسائلی می‌پردازد که هنوز در جامعه امروز وجود دارند.

tension [اسم]
اجرا کردن

فشار روانی

Ex: The therapist noticed the couple 's tension as they avoided eye contact .

درمانگر تنش زوجین را متوجه شد در حالی که از تماس چشمی اجتناب می‌کردند.

اجرا کردن

احساس همدردی کردن

Ex: He found it easy to relate to the main character 's struggles in the novel .

او احساس کرد که همذات‌پنداری با کشمکش‌های شخصیت اصلی رمان برایش آسان است.

violence [اسم]
اجرا کردن

خشونت

Ex: Authorities are working to address the root causes of violence in high-crime neighborhoods .

مقامات در حال کار برای رسیدگی به علل ریشه‌ای خشونت در محله‌های پرجرم هستند.

اجرا کردن

شدت بخشیدن

Ex: The dark clouds overhead seemed to intensify the feeling of foreboding in the air .

ابرهای تیره بالای سر به نظر می‌رسید که احساس پیش‌آگاهی در هوا را تشدید می‌کنند.

appeal [اسم]
اجرا کردن

جذابیت

Ex: They focused on the product 's appeal to younger audiences .

آن‌ها بر جذابیت محصول برای مخاطبان جوان تمرکز کردند.

depth [اسم]
اجرا کردن

the quality of thought or emotion showing great insight or understanding

Ex: The artist 's work reveals a depth of perception .
angle [اسم]
اجرا کردن

زاویه

Ex: Each author has a distinct angle that shapes their interpretation of the same event .

هر نویسنده زاویه دید متمایزی دارد که تفسیر او از یک رویداد را شکل می‌دهد.

plot [اسم]
اجرا کردن

خط داستانی

Ex: The plot of the TV series unfolded gradually , revealing secrets about each character .
reaction [اسم]
اجرا کردن

واکنش

Ex: The team 's victory elicited a joyful reaction from their fans .

پیروزی تیم یک واکنش شاد از طرف هوادارانشان برانگیخت.

atmosphere [اسم]
اجرا کردن

فضای یک محیط

Ex: His stern lecture created an atmosphere of unease in the classroom .

سخنرانی سختگیرانه او یک جو ناراحتی در کلاس درس ایجاد کرد.

aspect [اسم]
اجرا کردن

ویژگی

Ex: Learning a new language involves understanding every aspect of its grammar .

یادگیری یک زبان جدید شامل درک هر جنبه از دستور زبان آن می‌شود.

اجرا کردن

توضیح دادن

Ex: The author illustrated the idea of teamwork through various stories in the book .

نویسنده ایده کار تیمی را از طریق داستان‌های مختلف در کتاب توضیح داد.

play [اسم]
اجرا کردن

نمایش

Ex: The drama club is rehearsing a classic Shakespearean play for their spring production .
to end up [فعل]
اجرا کردن

کار به جایی رسیدن

Ex: Sometimes life takes unexpected turns , and you might end up in a career you had n't initially considered .

گاهی زندگی چرخش‌های غیرمنتظره‌ای دارد، و ممکن است به پایان برسید در شغلی که در ابتدا در نظر نگرفته بودید.

impression [اسم]
اجرا کردن

تصور

Ex: The first impression of the town was one of charm and hospitality .
in case [حرف ربط]
اجرا کردن

در صورتی که

Ex:

یک جعبه کمک‌های اولیه در ماشین نگه دارید در صورتی که هرگونه آسیب جزئی در طول سفر کمپینگ ما پیش آید.

assignment [اسم]
اجرا کردن

تکلیف

Ex: He struggled with the math assignment but sought help from a tutor .

او با تکلیف ریاضی دست و پنجه نرم کرد اما از یک معلم کمک خواست.

demanding [صفت]
اجرا کردن

دشوار

Ex:

تعادل بین تکالیف مدرسه و فعالیت‌های فوق‌برنامه می‌تواند برای دانش‌آموزان سخت باشد و نیاز به مدیریت زمان و سازماندهی دارد.

moving [صفت]
اجرا کردن

تکان‌دهنده

Ex:

او کتاب را به طرز باورنکردنی تکان‌دهنده یافت، با توصیف‌های زنده از مبارزات و پیروزی‌های شخصیت‌ها.

اجرا کردن

قابل شناسایی

Ex: The brand 's logo is instantly recognizable , making their products stand out on the shelves .

لوگوی برند به سرعت قابل تشخیص است، که باعث می‌شود محصولاتشان در قفسه‌ها متمایز شوند.

اجرا کردن

تعبیر کردن

Ex: Scientists use advanced algorithms to interpret complex data gathered from experiments .

دانشمندان از الگوریتم‌های پیشرفته برای تفسیر داده‌های پیچیده جمع‌آوری شده از آزمایش‌ها استفاده می‌کنند.

کمبریج آیلتس 17 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 آزمون 1 - شنیدن - بخش 4
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 آزمون 2 - شنیداری - بخش 3
آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 1 آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 آزمون 3 - شنیدن - بخش 3
آزمون 3 - شنیداری - بخش 4 آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 آزمون 4 - شنیدن - بخش 2
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3