Cambridge IELTS 17 - آکادمیک - آزمون 2 - خواندن - متن 3 (2)
در اینجا میتوانید واژگان آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) در کتاب دوره Cambridge IELTS 17 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده شدن برای آزمون IELTS کمک کند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
showing a variety of distinct types or qualities

متنوع, مختلف
کنفرانس مجموعهای متنوع از موضوعات را از فناوری تا هنر در بر داشت.
having the ability to last over a long period of time

ماندگار
محبوبیت پایدار رمان کلاسیک گواهی بر جذابیت بیزمان آن است.
nothing more than what is to be said

صرفاً, تنها
او فقط در پاسخ سر تکان داد و رفت.
to assign a quality to someone or something in order to categorize them

برچسب زدن, دسته بندی کردن
منتقدان این فیلم را به خاطر داستانگویی نوآورانهاش یک شاهکار خواندند.
to propose an idea or theory for discussion

ارائه دادن, مطرح کردن
دانشمند با اشتیاق یک فرضیه در مورد پدیده مشاهده شده ارائه داد.
original and pioneering in a certain field, often setting a new standard for others to follow

پیشگامانه, نوآورانه
رمان انقلابی او هنجارهای اجتماعی را به چالش کشید و گفتگوهای مهمی درباره برابری جنسیتی برانگیخت.
to resist or hold back from doing or saying something

خودداری کردن
با آگاهی از اهمیت زمانبندی، او از قطع کردن صحبت گوینده در طول ارائه خودداری کرد.
to the fullest or complete degree

بهطور کامل, کاملاً
وضعیت کاملاً خارج از کنترل من بود.
(biology) an organism that has characteristics resulting from chromosomal alteration

تنوع, جهش
a natural process resulting in the evolution of organisms best adapted to the environment

انتخاب
a goal that one wants to achieve

هدف, منظور
دستیابی به هدف به استراتژی دقیق و فداکاری نیاز داشت.
the origin or source of a particular thing

منشأ, منبع
موزه با دقت منشأ هر شیء را قبل از اضافه کردن آن به مجموعهاش تأیید میکند.
to function in a specific way

عمل کردن, کار کردن، فعالیت کردن
کامپیوتر با آخرین بهروزرسانیهای نرمافزاری عمل میکند.
to restrict movement or actions through restraint or confinement

بستن
اگر او به رفتار بد ادامه دهد، مجبور خواهیم بود او را در صندلی تایماوت محدود کنیم.
happening or existing before something else

مقدم, پیشین
او یک تعهد قبلی داشت و نتوانست در جلسه شرکت کند.
to stop supporting an idea, policy, concept, etc.

ترک کردن, رها کردن
سازمان به دلیل محدودیتهای بودجهای مجبور شد برنامههای توسعه خود را رها کند.
to investigate something to gain knowledge or understanding about it

تحقیق کردن
دانشمند اغلب نظریههای جدید در زمینه فیزیک را کاوش میکند.
to support someone or try to justify an action, plan, etc.

طرفداری کردن, حمایت کردن، دفاع کردن
وکیل آماده شد تا از اقدامات موکل خود در طول دادگاه دفاع کند.
to show that something is false or incorrect

رد کردن, تکذیب کردن
دلیل او توسط فیلم دوربین های امنیتی رد شد.
to give a brief description of something excluding the details

خلاصه گفتن, مختصر گفتن
مدیر خلاصهای از اهداف کلیدی پروژه آینده را در جلسه تیم ارائه داد.
an idea or belief that one thinks is true without having a proof

فرض, گمان
طرح بر اساس فرضیه این بود که همه شرکت خواهند کرد.
to point out the faults or weaknesses of someone or something

انتقاد کردن
سارا همیشه ارائههای همکارانش را انتقاد میکند، اما به ندرت بازخورد سازنده ارائه میدهد.
to provide a valid reason or explanation for an action, decision, or belief, usually something that others consider wrong

توجیه کردن
در مقاله تحقیقی خود، نویسنده تلاش کرد تا با ارائه شواهد محکم و استدلال منطقی، نتایج خود را توجیه کند.
an opinion or decision that is formed based on one's belief or circumstances

دیدگاه, نقطهنظر
a person or thing that does not follow a general rule or is excluded from a class or group

استثنا
سیاست مستلزم آن است که همه افراد یونیفرم بپوشند، به استثنای کسانی که الزامات پوشش مذهبی دارند.
someone or something considered to possess unmatched or unparalleled qualities of perfection

ایده آل, الگو
آخرین محصول شرکت به عنوان ایدهآل کارایی و نوآوری در نظر گرفته میشود.
to desire to have or become something

آرزوی (چیزی را) در دل داشتن
به عنوان یک هنرمند، مارک آرزو دارد که آثار هنری اش در گالری های معروف سراسر جهان به نمایش گذاشته شود.
acknowledgment or approval given to someone or something for their achievements, qualities, or actions

تشخیص
موفقیت تیم تشخیص گستردهای در صنعت دریافت کرد.
the general opinion that the public has about someone or something because of what they did in the past

آوازه, شهرت، خوشنامی
شهرت او بهعنوان یک کارمند قابل اعتماد و سختکوش باعث ارتقای شغلی او شد.
a doubting or questioning attitude towards ideas, beliefs, or claims that are generally accepted

شکاکیت
شکاکیت دانشمند او را برانگیخت تا آزمایشهای بیشتری برای تأیید نتایج انجام دهد.
a process or state in which something becomes more advanced, stronger, etc.

رشد, پیشرفت
پروژه در سال گذشته توسعه قابل توجهی را تجربه کرد.
to try to find a particular thing or person

به دنبال (چیزی یا کسی) گشتن, جستجو کردن
در حال حاضر، تیم جستجو و نجات به طور فعال در حال جستجوی بازماندگان در منطقه فاجعه است.
to move away from one's area of interest or original path

دور شدن, منحرف شدن
پس از سالها پیگیری حرفهای در امور مالی، او احساس نیاز به دور شدن و دنبال کردن علاقهاش به فعالیت محیط زیستی کرد.
the fact that something must happen or is needed

نیاز, اجبار، ضرورت
ضرورت رعایت قوانین ترافیک، ایمنی در جادهها را برای همه تضمین میکند.
to give rise to a certain reaction or feeling, particularly suddenly

تحریک کردن
اظهار نظر بیفکرانه او توانست خشم میان اعضای تیم را برانگیزد.
to make minor changes to something so that it is more suitable or better

تغییر دادن, اصلاح کردن
مهندسان نیاز دارند طراحی را کمی تغییر دهند تا عملکرد ماشین را بهبود بخشند.
a situation in which two things happen simultaneously by chance that is considered unusual

همزمانی, تصادف، تقارن
به طور تصادفی، آنها در یک پرواز به پاریس قرار گرفتند.
to come to an agreement after a dispute by reducing demands

مصالحه کردن, سازش کردن
خواهر و برادرها با انتخاب فیلمی که به علایق هر دو آنها پاسخ میداد، در انتخاب فیلم توافق کردند.
an event or experience that is unfortunate, unsuccessful, or troublesome, often due to poor planning, bad judgment, or unforeseen circumstances

بلا, حادثه، بدبختی
او پس از آشکار شدن یک ماجراجویی شامل وجوه غیرقانونی کمپین، با شرم استعفا داد.
absolute or complete, without any admixture or qualification

خالص, مطلق
لذت خالص سرآشپز در فرآیند پخت و پز در هر غذایی که آماده میکرد منعکس میشد.
the fact of accidentally experiencing or discovering something that is pleasant or valuable

نعمت غیرمترقبه, توفیق اجباری
ملاقات آنها در کافه لحظهای از تصادف خوشایند بود که به دوستی مادامالعمر منجر شد. دیدار غیرمنتظره با یک دوست قدیمی در فرودگاه یک تصادف خوشایند دلپذیر بود.
to attach or fasten something to another object or surface

ضمیمه کردن, پیوستن، اضافه نمودن، چسبانیدن
دیروز او علامت را با پیچ به در متصل کرد.
with exceptional intelligence, skill, or creativity

هوشمندانه
شعبدهباز حقه را به طور درخشان اجرا کرد.
to a degree that exceeds expectations or standards to a significant extent

به طور خارق العاده, به طور استثنایی
محبوبیت او پس از اکران فیلم به طور شگفتانگیزی افزایش یافت.
a small piece of colored paper that is sticky on one side and can be easily removed, used for leaving notes

استیکینوت
لوازم اداری شامل یک دسته یادداشتهای چسبی رنگی برای یادداشت برداری در جلسات بود.
having or showing cleverness, creativity, or skill

نابغه
معمار نابغه با مفاهیم نوآورانه آسمانخراشهای خود، طراحی شهری را متحول کرد.
lacking creativity or novelty, making it uninteresting due to its overuse or predictability

معمولی, پیشپاافتاده
از طریق یک سری مشاهدات پیش پا افتاده و توصیفهای سطحی، سبک نوشتار نویسنده فاقد عمق و ظرافتی بود که برای جذب خوانندگان لازم است.
(of a task or job) repetitive, routine, and not requiring much thought or creativity

مکانیکی, خودکار
روال آنقدر مکانیکی شد که او میتوانست آن را به صورت خودکار انجام دهد.
in a manner that refers to the essential aspects of something

اساساً, به طور اساسی
در فیزیک، درک اصول اساسی پایهای حرکت برای درک مفاهیم پیچیدهتر ضروری است.
to mention someone or something of prominence as a support or reason for an argument or action

متوسل شدن
وکیل برای تقویت استدلال خود در دادگاه به سابقه استناد کرد.
improbable or unlikely to happen or be the case

غیر محتمل
توضیح با توجه به همه حقایق مشکوک به نظر میرسد.
to show clearly that something is false, wrong, or not as it appears
lacking experience, wisdom, or understanding about the world, often resulting in being overly trusting or easily deceived

بیتجربه
اتخاذ موضع سادهلوحانه در امنیت سایبری شرکت را در برابر هک آسیبپذیر کرد.
