Cambridge IELTS 17 - آکادمیک - آزمون 3 - شنیدن - بخش 3
در اینجا میتوانید واژگان آزمون 3 - شنیداری - بخش 3 را در کتاب درسی Cambridge IELTS 17 - Academic پیدا کنید، تا به شما در آمادهسازی برای آزمون IELTS کمک کند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
(of people or clothes) looking neat, tidy, and elegantly fashionable

شیک, تروتمیز
لباس عروس نه تنها زیبا بود، بلکه طراحی شیک داشت که به طور کامل اندام او را برجسته میکرد.
capable of adjusting easily to different situations, circumstances, or needs

منعطف
یک ذهنیت انعطافپذیر به مقابله با چالشهای غیرمنتظره در کار کمک میکند.
a physical object that blocks movement or progress

مانع, سد
ماشین به یک مانع در جاده برخورد کرد.
to make sure that something will happen

اطمینان حاصل کردن
چکلیست اطمینان میدهد که همه وظایف لازم تکمیل شدهاند.
to prepare things in anticipation of a specific purpose or event

راه اندازی کردن, آماده کردن
او برای این مناسبت خاص میز را با ظروف شام زیبا چید.
difficult to achieve or deal with

سخت, دشوار، چالشبرانگیز، مشقتبار
غلبه بر اعتیاد میتواند سخت باشد، نیازمند قدرت جسمی و ذهنی است.
a short period of time when a person works for a company to gain experience and learn about a job, usually as part of their education or training

کارآموزی, جایگاه کاری
شرکت چندین کارآموزی به دانشجویان مهندسی ارائه داد.
a refreshing change that brings new energy, ideas, or improvement to a situation

هوای تازه, نسیم تغییر
طرحهای نوآورانه او هوای تازهای به صنعت مد منسوخ شده بخشید.
to make the necessary arrangements for an event or activity to take place

ترتیب دادن, برپا کردن، برگزار کردن
شما هر سال سازماندهی لجستیک کنفرانس را بر عهده دارید.
the attraction and allure that makes one interesting

جذابیت
فتنه و مهربانی او به جذابیت او میافزاید.
the obligation to perform a particular duty or task that is assigned to one

مسئولیت
به او مسئولیت سازماندهی رویداد داده شد.
a tract of land cleared for some special purposes (recreation or burial etc.)

زمین, منطقه
a dividing line, marker, or limit that separates one geographic area, property, or physical space from another

*مرز
نگهبانان مرزی در امتداد رودخانه از مرز بینالمللی گشتزنی میکردند.
to carefully examine something to check its condition or make sure it meets standards

بازرسی کردن, بررسی کردن
معلم کار دانشآموزان را بررسی خواهد کرد تا مطمئن شود که آنها دستورالعملها را رعایت کردهاند.
a room that people use in stores, gyms, schools, etc. to change or try on clothes

اتاق پرو, رختکن
اتاق تعویض لباس باشگاه فضادار بود و برای اعضا کمدهایی برای نگهداری وسایلشان داشت.
to lose balance and almost fall by accidentally colliding with an object while walking or running

تعادل خود ا از دست دادن
دونده تقریباً به شاخهٔ افتاده روی مسیر پایش گیر کرد.
to depend on someone or something for support and assistance

تکیه کردن به, وابسته بودن به
او نمیتواند برای رسیدن به موقع به محل کار به حمل و نقل عمومی اتکا کند، بنابراین یک ماشین خرید.
to take part or get involved in something when it is not necessary or without invitation, in a way that is annoying to others

مداخله کردن, دخالت کردن
به والدین توصیه شد که در فعالیتهای فوقبرنامه فرزندانشان بیش از حد مداخله نکنند.
a casual photograph, often taken quickly without special preparation

عکس فوری, عکس سریع
آلبوم تعطیلات پر از عکسهای خانوادگی بود.
a detailed plan of events and activities with the times and dates mentioned

جدول زمانبندی
used to introduce an example of something mentioned

به عنوان مثال, به طور مثال
یادگیری یک زبان جدید میتواند به روشهای مختلفی مفید باشد؛ به عنوان مثال، میتواند تواناییهای شناختی را بهبود بخشد و درک فرهنگی را افزایش دهد.
the act of postponing or putting off something that was scheduled or expected to happen at a particular time

تاخیر, تعلل
اتوبوس به دلیل یک تصادف ترافیکی در بزرگراه دچار تأخیر شد.
when neither player is able to win the game, typically because there are no more legal moves available or because both players agree to a draw

تساوی
to be someone's responsibility or decision
to gain or obtain something gradually, typically through growth, experience, or learning

به دست آوردن
با گذشت زمان، او از طریق تجربه عملی و راهنمایی، مهارتهای رهبری قوی توسعه داد.
a location where an event or action takes place, such as a meeting or performance

محل (برگزاری), مکان (برگزاری)
محل کنفرانس در مرکز شهر واقع شده است.
to make a person do something through reasoning or other methods

قانع کردن, متقاعد کردن
من نتوانستم او را متقاعد کنم که تصمیم خود را تجدید نظر کند.
a person who supports or promotes a cause, activity, or project

حامی (مالی)
سناتور یک حامی قوی از لایحه اصلاحات بود.
to wear formal clothes for a special occasion or event

لباس رسمی پوشیدن
بچهها برای لباس پوشیدن به عنوان لباسهای هالووین برای مهمانی هیجانزده بودند.
relating to the structure, management, or activities of an organization or group

سازمانی
نمودار سازمانی سلسله مراتب و روابط درون شرکت را ترسیم میکند.
indicating the main part, material, or feature of something

بر پایه, مبتنی بر
شرکت رنگهای آب پایه تولید میکند.
a situation or subject that needs to be dealt with or considered

مسئله, موضوع
اختلاف بین دو طرف به یک مسئله قانونی تبدیل شد که نیاز به حل و فصل در دادگاه داشت.
in a way that is instant and has no delay

فوراً, بیدرنگ
فوراً جواب سؤال را داد.
to predict or sense something in advance and act to prepare for it

پیشبینی کردن, انتظار داشتن
با پیشبینی نیازهای فرزندش، او تنقلات و اسباببازیها را برای سفر بستهبندی کرد.
to focus one's effort, time, or attention on something in order to achieve a particular goal

(روی چیزی) کار کردن, برای بهتر شدن (چیزی) تلاش کردن
بیایید روی اصلاح پیشنهاد قبل از ارائه آن به مشتری کار کنیم.
the latest time or date by which something must be completed or submitted

آخرین مهلت
تیم برای رعایت مهلت سخت اضافهکاری کرد.
to be a good or acceptable match for someone or something's preferences, needs, or circumstances

مناسب بودن
کلبه دنج کنار دریاچه با ایده خانواده ما از یک پناهگاه آرام مناسب است.
to show improvement or favorable reactions in response to a specific action or intervention

پاسخ مساعد دادن
گیاهان به کود پاسخ دادند، رشد سریع و گلهای پررنگ نشان دادند.
to draw near or come close in terms of time or arrival

نزدیک شدن
مهلت ارسال پروژه نزدیک است، بنابراین ضروری است که تمام جزئیات را نهایی کنید.
(of people) the ability to perform more than one task simultaneously

انجام همزمان چندکار
او در چندوظیفهای عالی بود، همزمان ایمیلها، تماسهای تلفنی و جلسات را مدیریت میکرد.
the overall view or perspective of a situation, rather than focusing on small details

تصویر کلی, نگاه کلی
وقتی تصویر بزرگتر را دیدیم، تأخیر منطقی به نظر رسید.
showing careful detail or delicate quality

ظریف, حساس
درک ظریف از ظرافتهای زبانی برای یک مترجم ماهر ضروری است.
to meet or satisfy a desire, requirement, or need

رفع کردن, جبران کردن
ورزش و فعالیت بدنی میتوانند نیاز به تسکین استرس و آرامش را برآورده کنند.
occurring at the end of a process

نهایی, غایی، پایانی
پس از سالها تحقیق، نتیجهگیری نهایی این بود که نظریه ناقص بود.
related to or characteristic of a system of government where power comes from the people through free elections and respects individual rights

دموکراتیک
کشورهای دموکراتیک از اصول حقوق فردی، آزادی بیان و حاکمیت قانون حمایت میکنند.
to have the result that is desired

(عالی) پیش رفتن, (عالی) کار کردن، (عالی) عمل کردن، فایده داشتن
چاپلوسی روی او کارگر نیست، او از آن میگذرد.
the act of building and maintaining relationships with people, often for professional or business purposes

شبکهسازی, ایجاد ارتباطات
او در شبکهسازی عالی است و حلقهای قوی از ارتباطات حرفهای دارد.
an aspect or element of something contrasted with another aspect

جنبه, طرف
او جنبهای متفاوت از شخصیتش را نشان داد.
to carefully consider or make plans for what might happen in the future

همه احتمالات را در نظر گرفتن
والدین اغلب فرزندان خود را تشویق میکنند که هنگام تعیین اهداف تحصیلی و شخصی به آینده فکر کنند.
something that is greatly desired

آرزو, خواسته
او آرزوی یادگیری ده زبان را داشت، حتی اگر هرگز به آن نرسید.
to remember or consider a particular piece of information or advice

به خاطر سپردن
