کمبریج آیلتس 17 - آکادمیک - آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1)

در اینجا می‌توانید واژگان از آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) در کتاب دوره Cambridge IELTS 17 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده‌سازی برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 17 - آکادمیک
vast [صفت]
اجرا کردن

وسیع

Ex: They explored the vast wilderness , discovering new landscapes and ecosystems along the way .

آنها طبیعت وسیع را کاوش کردند، مناظر و اکوسیستم‌های جدیدی را در طول راه کشف کردند.

medieval [صفت]
اجرا کردن

قرون‌وسطایی

Ex: The castle is a masterpiece of medieval architecture, complete with towers and battlements.

قلعه یک شاهکار از معماری قرون وسطی است، با برج‌ها و دیوارهای دفاعی کامل.

cathedral [اسم]
اجرا کردن

کلیسای جامع

Ex: The cathedral 's bell tower can be seen from miles away , making it a landmark in the city .
to dominate [فعل]
اجرا کردن

سلطه داشتن

Ex: Black cars dominated the parking lot , making the white ones barely noticeable .

ماشین‌های سیاه حاکم بودند بر پارکینگ، که باعث می‌شد ماشین‌های سفید به سختی قابل مشاهده باشند.

era [اسم]
اجرا کردن

دوران

Ex: The discovery of penicillin marked the start of a new era in medical treatment and antibiotics .

کشف پنی‌سیلین آغاز دوره جدیدی در درمان پزشکی و آنتی‌بیوتیک‌ها را نشان داد.

to regard [فعل]
اجرا کردن

در نظر گرفتن

Ex: The teacher regards hard work and dedication as essential factors for success .

معلم سخت‌کوشی و فداکاری را به عنوان عوامل اساسی برای موفقیت در نظر می‌گیرد.

skepticism [اسم]
اجرا کردن

شکاکیت

Ex: His skepticism of paranormal phenomena led him to seek logical explanations for strange occurrences .

شکاکیت او نسبت به پدیده‌های فراطبیعی او را به جستجوی توضیحات منطقی برای وقایع عجیب سوق داد.

to soar [فعل]
اجرا کردن

شدیدا افزایش یافتن

Ex: As the temperature soared , people flocked to the beach to cool off in the water .

همانطور که دما به شدت افزایش یافت، مردم برای خنک شدن در آب به ساحل هجوم آوردند.

notably [قید]
اجرا کردن

به‌طور قابل‌ توجه

Ex: She is notably skilled in negotiating complex business deals .

او به طور قابل توجهی در مذاکره درباره معاملات پیچیده تجاری ماهر است.

case [اسم]
اجرا کردن

a particular situation defined by specific circumstances

Ex: In many cases , the outcome is predictable .
to drive [فعل]
اجرا کردن

موجب افزایش شدن

Ex: What 's driving the expansion of the tech industry is the rapid pace of innovation .

آنچه که رهبری گسترش صنعت فناوری را بر عهده دارد، سرعت سریع نوآوری است.

to adapt [فعل]
اجرا کردن

سازگار شدن

Ex: After moving abroad , he had to quickly adapt to the local culture .

پس از نقل مکان به خارج از کشور، او مجبور شد به سرعت با فرهنگ محلی خو بگیرد.

mono- [پیشوند]
اجرا کردن

یک

Ex:

صدایش در طول سخنرانی کسل‌کننده و تکنوا بود.

functional [صفت]
اجرا کردن

کاربردی

Ex: The functional layout of the kitchen makes cooking easier .

چیدمان کاربردی آشپزخانه پخت و پز را آسان‌تر می‌کند.

اجرا کردن

تالار پلکانی

Ex: The ancient Roman amphitheater was used for gladiator contests and public spectacles .

آمفی تئاتر روم باستان برای مسابقات گلادیاتورها و نمایش‌های عمومی استفاده می‌شد.

spectator [اسم]
اجرا کردن

تماشاگر

Ex: A true sports fan , she never missed a chance to be a spectator at live events , soaking in the atmosphere and excitement .

یک طرفدار واقعی ورزش، او هرگز فرصت بودن به عنوان تماشاگر در رویدادهای زنده را از دست نداد، در حالی که از جو و هیجان لذت می‌برد.

versatile [صفت]
اجرا کردن

متنوع و متغیر

Ex: This tool is versatile and can be used for woodworking , metalworking , and crafting .

این ابزار چندمنظوره است و می‌تواند برای نجاری، فلزکاری و صنایع دستی استفاده شود.

fortress [اسم]
اجرا کردن

دژ

Ex: The medieval castle was both a fortress and a royal residence for the king .
اجرا کردن

حفظ (اشیا تاریخی و باارزش)

Ex: Experts focus on the conservation of historic monuments .
to convert [فعل]
اجرا کردن

تبدیل کردن

Ex: The software allows users to convert files for compatibility .

نرم‌افزار به کاربران اجازه می‌دهد فایل‌ها را برای سازگاری تبدیل کنند.

bullfight [اسم]
اجرا کردن

گاوبازی

Ex: After a thrilling bullfight , the matador triumphantly raised his sword in front of the cheering crowd .

پس از یک گاوبازی هیجان‌انگیز، ماتادور شمشیرش را با پیروزی در مقابل جمعیت تشویق‌کننده بلند کرد.

venue [اسم]
اجرا کردن

محل (برگزاری)

Ex: The venue was packed with fans for the football game .

محل برای بازی فوتبال پر از هواداران بود.

spectacle [اسم]
اجرا کردن

نمایش

Ex: The solar eclipse was a natural spectacle that drew crowds from around the world .

خورشیدگرفتگی یک نمایش طبیعی بود که جمعیت‌هایی از سراسر جهان را به خود جذب کرد.

imposing [صفت]
اجرا کردن

خیره‌کننده

Ex:

ارتش در خیابان‌ها رژه رفت، نمایشی تحسین‌برانگیز از قدرت نظامی.

to endure [فعل]
اجرا کردن

پایدار ماندن

Ex: The tools may endure for years if properly maintained .

ابزارها می‌توانند سال‌ها دوام بیاورند اگر به درستی نگهداری شوند.

prime [صفت]
اجرا کردن

اصلی

Ex: She holds the prime position in the company as the CEO .

او به عنوان مدیرعامل، موقعیت اصلی را در شرکت دارد.

opera [اسم]
اجرا کردن

اپرا

Ex: The children 's choir was invited to perform in the opera .

کر کودکان برای اجرا در اپرا دعوت شدند.

outstanding [صفت]
اجرا کردن

برجسته

Ex: The restaurant is known for its outstanding cuisine and impeccable service .

رستوران به خاطر آشپزی برجسته و خدمات بی‌نقصش معروف است.

acoustic [اسم]
اجرا کردن

آکوستیک

Ex:

موسیقیدانان استودیو را به خاطر آکوستیک آن دوست دارند، که صدایی خالص و متعادل ایجاد می‌کند.

to absorb [فعل]
اجرا کردن

ادغام کردن

Ex: The company absorbed the new technology into their existing system .

شرکت تکنولوژی جدید را در سیستم موجود خود جذب کرد.

اجرا کردن

به تدریج

Ex: As the project unfolded , the team 's collaboration improved progressively .

همانطور که پروژه پیش می‌رفت، همکاری تیم به تدریج بهبود یافت.

variously [قید]
اجرا کردن

به روش‌های مختلف، گوناگون

Ex: The problem can be approached variously to find solutions .

مشکل را می‌توان به روش‌های مختلف برای یافتن راه‌حل‌ها بررسی کرد.

depot [اسم]
اجرا کردن

انبار

Ex: The food depot serves as a crucial hub for distributing meals to local food banks .

انبار مواد غذایی به عنوان یک مرکز حیاتی برای توزیع وعده‌های غذایی به بانک‌های غذایی محلی عمل می‌کند.

to revert [فعل]
اجرا کردن

برگشتن (به حالت قبلی)

Ex: The garden reverted to its wild state after years of neglect .

باغ پس از سال‌ها غفلت به حالت وحشی خود بازگشت.

ruin [اسم]
اجرا کردن

خرابه

Ex: They took photographs of the beautiful ruins in the sunset .

آنها از ویرانه‌های زیبا در غروب عکس گرفتند.

to embed [فعل]
اجرا کردن

جاسازی کردن

Ex: They are embedding the camera into the device .

آنها در حال جاسازی دوربین در دستگاه هستند.

residence [اسم]
اجرا کردن

اقامتگاه

Ex: They decided to make the summer cottage their permanent residence .

آنها تصمیم گرفتند کلبه تابستانی را به اقامتگاه دائمی خود تبدیل کنند.

to situate [فعل]
اجرا کردن

در جایی یا موقعیتی قرار دادن

Ex: To maximize sunlight , the gardener decided to situate the flowerbeds in the south-facing area .

برای حداکثر کردن نور خورشید، باغبان تصمیم گرفت گل‌ها را در منطقه‌ای رو به جنوب قرار دهد.

suburban [صفت]
اجرا کردن

حومه‌شهری

Ex: The suburban commute to the city took longer than expected due to heavy traffic .

سفر حومه‌ای به شهر به دلیل ترافیک سنگین بیشتر از حد انتظار طول کشید.

accessible [صفت]
اجرا کردن

دردسترس

Ex: The library has made efforts to ensure that its digital archives are accessible to researchers worldwide .

کتابخانه تلاش کرده است تا اطمینان حاصل کند که آرشیوهای دیجیتال آن برای محققان در سراسر جهان قابل دسترس باشد.

اجرا کردن

تأثیر داشتن

Ex: His hard work contributed to the project 's success .

سخت‌کوشی او به موفقیت پروژه کمک کرد.

innovative [صفت]
اجرا کردن

خلاق

Ex: As an innovative scientist , he developed groundbreaking technology .

به عنوان یک دانشمند نوآور، او فناوری پیشگامانه ای را توسعه داد.

romanticist [اسم]
اجرا کردن

رمانتیسیست

Ex: The poet was a true romanticist who valued deep feelings and beauty.

شاعر یک رمانتیک واقعی بود که احساسات عمیق و زیبایی را ارزش می‌گذاشت.

fabric [اسم]
اجرا کردن

بافت

Ex: War and poverty can damage the fabric of a community .

جنگ و فقر می‌توانند ساختار یک جامعه را آسیب بزنند.

scope [اسم]
اجرا کردن

دامنه

Ex: There 's plenty of scope for improvement in the current system .

در سیستم فعلی فضای زیادی برای بهبود وجود دارد.

کمبریج آیلتس 17 - آکادمیک
آزمون 1 - شنیدن - بخش 1 آزمون 1 - شنیداری - بخش 2 آزمون 1 - شنیدن - بخش 3 آزمون 1 - شنیدن - بخش 4
آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 1 آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
تست 1 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 آزمون 2 - شنیدن - بخش 2 آزمون 2 - شنیداری - بخش 3
آزمون 2 - شنیدن - بخش 4 آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 1 آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (1)
آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 3 - شنیدن - بخش 1 آزمون 3 - شنیدن - بخش 2 آزمون 3 - شنیدن - بخش 3
آزمون 3 - شنیداری - بخش 4 آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 1 آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 2 (2)
آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (1) آزمون 3 - خواندن - گذرگاه 3 (2) آزمون 4 - شنیدن - بخش 1 آزمون 4 - شنیدن - بخش 2
آزمون 4 - شنیدن - بخش 3 آزمون 4 - شنیداری - بخش 4 تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 1 (2)
آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 2 (1) تست 4 - خواندن - گذرگاه 2 (2) آزمون 4 - خواندن - گذرگاه 3