Cambridge IELTS 17 - آکادمیک - آزمون 3 - شنیدن - بخش 1
در اینجا میتوانید واژگان آزمون 3 - شنیداری - بخش 1 را در کتاب دوره Cambridge IELTS 17 - Academic پیدا کنید، تا به شما در آماده شدن برای آزمون IELTS کمک کند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
an area by the sea, especially one at which people spend their holiday

دریاکنار, ساحل
او برای استراحت و آرامش، پیادهروی طولانی در کنار دریا انجام داد.
in a manner that is very much or to a great extent

تا حد زیادی
چشمانداز نفسگیر از قله کوه آنها را کاملاً مبهوت کرد.
(of a task) needing great effort, skill, etc.

دشوار, چالشبرانگیز
برنامه سختگیرانه او یافتن زمان برای استراحت را دشوار میکرد.
to feel exhausted due to strain or stress

خسته کردن, فرسودن
تکلیف چالشبرانگیز هفته گذشته او را خسته کرد.
to move on sea waves by standing or lying on a special board

موجسواری کردن
هر تابستان، آنها به ساحل میروند تا موجسواری کنند، از هیجان گرفتن موجها لذت میبرند.
difficult to accomplish, requiring skill or effort

چالشبرانگیز
تکمیل دوره موانع چالشبرانگیز بود، شرکتکنندگان را به مرزهای فیزیکی خود رساند.
(of a place or atmosphere) full of excitement and energy

هیجانانگیز (مکان)
خنده کودکان هوا را پر کرد و پارک را پر جنب و جوش کرد.
a place or building that provides cheap food and accommodations for visitors

مسافرخانه, مهمانسرا
ماندن در یک هتل ارزان قیمت میتواند راهی عالی برای ملاقات با مسافران دیگر و به اشتراک گذاشتن تجربیات از سراسر جهان باشد.
a specific location that is intended for people to set up a tent

اردوگاه, مکان اردوگاه
چادرمان را در محل کمپ نزدیک دریاچه برپا کردیم.
a recreational facility where children participate in organized activities during the summer

اردوگاه
اردوگاه همچنین شامل سفرهای میدانی به جاذبههای نزدیک میشود.
to make someone exhausted through physical or mental activity

خسته کردن, فرسوده کردن
وظایف پرتوقع پروژه به ناچار تیم را خسته میکند.
a type of boat that is light and has an opening in the top in which the paddler sits

کایاک
او وسایل ماهیگیری خود را به کایاک بست و به سمت دریاچه پارو زد تا بهترین نقاط ماهیگیری را پیدا کند.
a part of a shoreline that curves inward, larger than a cove but smaller than a gulf

خور (جغرافیا), خلیج (کوچک)
گردشگران از قایقرانی و قایقرانی بادبانی در آبهای آرام خلیج لذت میبرند.
to an almost complete degree

عملاً, در واقع
به دلیل کولاک شدید، کل شهر عملاً تعطیل شده بود.
the attraction and allure that makes one interesting

جذابیت
زیبایی منظره ساحل، جذابیت آن را افزایش میدهد.
to be likely to develop or occur in a certain way because that is the usual pattern

تمایل داشتن
در آب و هوای سردتر، دما تمایل دارد که در ماههای زمستان به طور قابل توجهی کاهش یابد.
the number of times something changes or happens during a specific period of time

میزان, نرخ
نرخ بیکاری در منطقه بالاتر از میانگین ملی است.
a tight-fitting piece of clothing made of rubber that is worn by underwater swimmers to remain warm

تنپوش غواصی, لباس موجسواری
پس از یک روز غواصی با اسنورکل، او لباس غواصی خود را درآورد، احساس هیجان از ماجراهای زیر آب خود داشت.
a flat, often elongated piece of equipment used to glide over surfaces like water or snow

تخته, تخته موج سواری
اسکی بازان از تختههای جداگانه زیر هر پا استفاده میکنند، در حالی که اسنوبردرها روی یک تخته پهن واحد میروند.
used to say that something such as a number or amount is not exact

تقریباً, حدوداً
پیشبینی میشود دما فردا به حدود 25 درجه سلسیوس برسد.
