کمبریج انگلیش: CAE (C1 پیشرفته) - اصول اکولوژیکی و حفاظت
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
(of an object) able to be broken down by living organisms such as bacteria, which is then safe for the environment

تجزیهپذیر
برخی از شویندهها و محصولات تمیزکننده با مواد قابل تجزیه بیولوژیکی فرموله شدهاند تا تأثیر محیطی را به حداقل برسانند.
(of natural substances such as oil) unprocessed and in raw form

خام, ناخالص
مستند تأثیر زیستمحیطی استخراج نفت خام در اکوسیستمهای شکننده را برجسته کرد.
related to a type of farming in which animals and birds can move around and eat freely, instead of being kept in a limited area

چرا در فضای آزاد
فروشگاه مواد غذایی انواع محصولات طیور محیط باز را برای پاسخگویی به خریداران آگاه به محیط زیست عرضه میکند.
to make decayed leaves, plants, or other organic waste into a mixture that can improve the soil's quality to help plants grow more quickly

به کود تبدیل کردن
کمپوست کردن تفاله قهوه و پوسته تخم مرغ مواد مغذی ارزشمندی به خاک اضافه میکند.
to remove unwanted or harmful substances from another substance

تصفیه کردن
صنعت نفت به طور مداوم نفت خام را به محصولات قابل استفاده مختلف تصفیه میکند.
to use something once more, usually for a different purpose

دوباره استفاده کردن, دوباره مصرف کردن
آنها بطریهای شیشهای را به عنوان گلدانهای تزئینی برای مرکز میزهای عروسی دوباره استفاده کردند.
someone who makes efforts to protect the environment and wildlife from any type of harm

طرفدار حفاظت از محیطزیست
محافظتگر با موفقیت کمپینی را برای ایجاد ذخایر حیات وحش در مناطق تهدیدشده راه اندازی کرد.
a feeling of great worry regarding the current and future state of the environment threatened by humans

اضطراب زیستمحیطی
مربیان در حال توسعه برنامههایی هستند تا به دانشآموزان کمک کنند با اضطراب زیستمحیطی کنار بیایند و برای محیط زیست اقدام مثبت انجام دهند.
an area for birds and animals to live and to be protected from dangerous conditions and being hunted

منطقه حفاظتشده
برنامههای آموزشی در پناهگاه به بازدیدکنندگان درباره حفاظت و اهمیت محافظت از زیستگاههای طبیعی آموزش میدهد.
to completely disappear or cease to exist

منقرض شدن, از بین رفتن
تا پایان قرن، کارشناسان نگرانند که برخی از اکوسیستمها به دلیل تغییرات آبوهوایی منقرض شوند.
the process of being destroyed via natural causes

پوسیدگی
کمپوست کردن شامل تجزیه کنترل شده مواد آلی است تا از پوسیدگی آن در محلهای دفن زباله جلوگیری کند.
(of an animal, plant, etc.) not having any living members, either due to natural causes, environmental changes, or human activity

منقرضشده
تلاشهای حفاظتی به منظور محافظت از گونههای در معرض خطر و جلوگیری از انقراض آنها انجام میشود.
the place or area in which certain animals, birds, or plants naturally exist, lives, and grows

زیستگاه, محل سکونت
کاکتوسها به خوبی با زیستگاه خشک صحرا سازگار شدهاند.
an area of grass, trees, or other vegetation in a town or city, intended for public use or environmental benefit

فضای سبز, منطقه سبز
ما در یک فضای سبز کوچک نزدیک به دفتر ناهار خوردیم.
referring to products, actions, or practices that are designed to cause minimal harm to the environment

سازگار با محیطزیست
آنها پنلهای خورشیدی دوستدار محیط زیست نصب کردند تا مصرف انرژی خود را کاهش دهند.
the practice of preparing and using land for growing crops, especially on a large scale

کشت, زراعت
کیفیت خاک به طور مستقیم بر کشت سبزیجات تأثیر میگذارد.
to cut and collect a crop

برداشت کردن
او هویج را از باغچهها برداشت میکند، آنها را از خاک بیرون میکشد.
a collection of small branches, twigs, and other woody offcuts typically used for fuel or kindling

هیزم ریز, شاخه های کوچک
پس از هرس پرچینها، طراح منظر شاخ و برگ را به تأسیسات کمپوست منتقل کرد.
the solid waste produced by animals

کود, سرگین
دانشمندان مدفوع خرس را تجزیه و تحلیل میکنند تا بفهمند خرسها چه چیزی خوردهاند.
a large woody plant with several main stems emerging from the ground

بوته, درختچه
معمار منظر پیشنهاد کرد که بوتهها بیشتری برای ایجاد یک مرز طبیعی در اطراف چمن اضافه شود.
the dried stalks of cereal plants after the grain has been removed, used for animal bedding, fodder, thatching, or making woven items such as baskets and hats

کاه, پوشال
کاه شل در حیاط پراکنده شد وقتی باد از درهای انبار وزید.
