Cambridge English: CAE (C1 Advanced) - اصول اکولوژیکی و حفاظت

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
Cambridge English: CAE (C1 Advanced)
اجرا کردن

تجزیه‌پذیر

Ex: Organic matter , such as leaves and grass clippings , is biodegradable and can enrich the soil as it decomposes .

مواد آلی، مانند برگ‌ها و خرده‌های چمن، قابل تجزیه زیستی هستند و می‌توانند خاک را غنی کنند در حالی که تجزیه می‌شوند.

crude [صفت]
اجرا کردن

خام

Ex: Crude diamonds were extracted from the mine and sent to be cut and polished .

الماس‌های خام از معدن استخراج شدند و برای برش و صیقل دادن فرستاده شدند.

free-range [صفت]
اجرا کردن

چرا در فضای آزاد

Ex:

گاوهای آزاد-چرا در مراتع باز چرا می‌کنند، که منجر به تولید گوشت سالم‌تر و پایدارتر می‌شود.

to compost [فعل]
اجرا کردن

به کود تبدیل کردن

Ex: Composting food waste reduces landfill waste while improving soil health .

کمپوست کردن زباله‌های غذایی، زباله‌های دفن زباله را کاهش می‌دهد در حالی که سلامت خاک را بهبود می‌بخشد.

to refine [فعل]
اجرا کردن

تصفیه کردن

Ex: The skincare product is designed to refine pores and remove excess oils from the skin .

محصول مراقبت از پوست برای پالایش منافذ و حذف چربی‌های اضافی از پوست طراحی شده است.

to reuse [فعل]
اجرا کردن

دوباره استفاده کردن

Ex: She reused plastic bottles as planters for her indoor garden .

او بطری‌های پلاستیکی را به عنوان گلدان برای باغچه داخلی خود دوباره استفاده کرد.

اجرا کردن

طرفدار حفاظت از محیط‌زیست

Ex: The government appointed a renowned conservationist to oversee the national park 's preservation efforts .

دولت یک محیط‌بان مشهور را برای نظارت بر تلاش‌های حفاظت از پارک ملی منصوب کرد.

eco-anxiety [اسم]
اجرا کردن

اضطراب زیست‌محیطی

Ex: The documentary highlighted the psychological toll of eco-anxiety on individuals and communities .

مستند بار روانی اضطراب زیستمحیطی را بر افراد و جوامع برجسته کرد.

sanctuary [اسم]
اجرا کردن

منطقه حفاظت‌شده

Ex: Volunteers help maintain trails and monitor wildlife activity within the sanctuary .

داوطلبان به حفظ مسیرها و نظارت بر فعالیت حیات وحش در پناهگاه کمک می‌کنند.

to die out [فعل]
اجرا کردن

منقرض شدن

Ex: Without proper intervention , certain animal species may die out in the coming years .

بدون مداخله مناسب، برخی از گونه‌های حیوانی ممکن است در سال‌های آینده منقرض شوند.

rot [اسم]
اجرا کردن

پوسیدگی

Ex: The abandoned house showed extensive rot in its timber frame due to neglect .

خانه رها شده به دلیل بی‌توجهی، پوسیدگی گسترده‌ای در قاب چوبی خود نشان داد.

extinct [صفت]
اجرا کردن

منقرض‌شده

Ex:

انقراض برخی از گونه‌های کلیدی می‌تواند اثرات آبشاری بر کل اکوسیستم‌ها داشته باشد.

habitat [اسم]
اجرا کردن

زیستگاه

Ex: Wetlands serve as a critical habitat for migrating birds .

تالاب‌ها به عنوان زیستگاه حیاتی برای پرندگان مهاجر عمل می‌کنند.

green space [اسم]
اجرا کردن

فضای سبز

Ex:

کودکان در فضای سبز کنار کتابخانه بازی می‌کردند.

اجرا کردن

سازگار با محیط‌زیست

Ex: His home is built with eco-friendly materials to promote energy efficiency .
cultivation [اسم]
اجرا کردن

the practice of preparing and using land for growing crops, especially on a large scale

Ex: Cultivation of rice requires carefully flooded paddies .
to harvest [فعل]
اجرا کردن

برداشت کردن

Ex:

برداشت انگور از تاکستان در اوایل پاییز برای شراب سازی آغاز می شود.

brushwood [اسم]
اجرا کردن

هیزم ریز

Ex: The campers broke off sapling limbs to use as brushwood for their evening fire .

کمپ‌کنندگان شاخه‌های درختان جوان را شکستند تا به عنوان هیزم برای آتش شبانه خود استفاده کنند.

dung [اسم]
اجرا کردن

کود

Ex: In the forest , deer dung spreads seeds from berries the deer have eaten .

در جنگل، سرگین گوزن دانه‌ها را از توت‌هایی که گوزن خورده است پخش می‌کند.

shrub [اسم]
اجرا کردن

بوته

Ex: The shrubs near the fence provided privacy from the neighbors .

بوته‌ها نزدیک به حصار، حریم خصوصی از همسایه‌ها فراهم می‌کرد.

straw [اسم]
اجرا کردن

the dried stalks of cereal plants after the grain has been removed, used for animal bedding, fodder, thatching, or making woven items such as baskets and hats

Ex: Gardeners spread straw around young plants to retain moisture and prevent weeds .
ledge [اسم]
اجرا کردن

لبه

Ex: Icicles dripped from the roof 's stone ledge after the cold snap .

یخ‌های نوک‌تیز از لبه سنگی سقف پس از موج سرما می‌چکیدند.

Cambridge English: CAE (C1 Advanced)
اصول اکولوژیکی و حفاظت آلودگی، زباله و تأثیر انسانی رویدادهای انرژی، منابع و محیط زیست فیزیک و حالت‌های ماده
فرآیندهای شیمیایی و مواد زیست‌شناسی، ژنتیک و فرآیندهای زندگی فرم‌های هنری و فرآیندهای خلاقانه صحنه هنری
ورزش روش‌ها و درمان‌های پزشکی بیماری‌ها، آسیب‌ها و شرایط خاص سلامت عمومی و سیستم‌های پزشکی
محرومیت اجتماعی و مسائل اساسی ویژگی‌های شخصی و شخصیت چارچوب‌های اجتماعی، حکمرانی و رفاه استخدام و نقش‌های شغلی
فرهنگ محیط کار و شغل تجارت و پویایی‌های بازار دستگاه‌ها و سیستم‌های تکنولوژیکی تلفن زدن و گفتار مستقیم
ظاهر فیزیکی و شکل مطالعات آکادمیک و مدارک تحصیلی مهارت‌ها و شایستگی‌ها جرم و پیامدهای قانونی
پوشاک، هزینه و سبک‌ها جوامع تاریخی و نظام‌های اقتصادی عملکرد و شرایط کاری مدیریت مالی و سلامت اقتصادی
ساختارهای شرکتی و اقدامات استراتژیک ناوبری اجتماعی و الگوهای رفتاری دیدگاه‌ها، باورها و پشت سر گذاشتن چالش‌ها صفات و مفهوم خود
فرآیندهای شناختی و حافظه تحلیل، قضاوت و حل مسئله نوآوری، توسعه و عملکرد خرافات & ماوراءالطبیعه
رسانه، انتشار و پویایی اطلاعات حالات و واکنش‌های عاطفی تفسیر و بیان ارتباطی ارتباط رسمی و تبادل اطلاعات
تأثیر اجتماعی و راهبردها رفتار شخصی و خودمدیریتی وضعیت و شرط کیفیت‌های رابطه‌ای و انتزاعی
وضوح، ادراک و واقعیت سبک و جو قضاوت‌های منفی و نقص‌ها قضاوت‌های مثبت و ارزش بالا
تعاملات چالش‌برانگیز و تاکتیک‌های اجتماعی خانواده و ارتباطات اجتماعی قیدها و عبارات قیدی اقدامات دستی یا حرکت فیزیکی
سطح و شدت اشیاء روزمره و زندگی خانگی غذا، آشپزی و صرف غذا موجودات و رفتارهای آنها