Cambridge English: CAE (C1 Advanced) - زیست‌شناسی، ژنتیک و فرآیندهای زندگی

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
Cambridge English: CAE (C1 Advanced)
nucleus [اسم]
اجرا کردن

هسته (سلول)

Ex: The nucleus plays a crucial role in cell division , as it coordinates the replication and distribution of genetic material to daughter cells .

هسته نقش حیاتی در تقسیم سلولی ایفا می‌کند، زیرا همانندسازی و توزیع ماده ژنتیکی به سلول‌های دختری را هماهنگ می‌کند.

metabolism [اسم]
اجرا کردن

متابولیسم

Ex: Some people have a fast metabolism , allowing them to burn calories quickly even at rest .

برخی افراد متابولیسم سریعی دارند که به آنها اجازه می‌دهد حتی در حالت استراحت نیز کالری‌ها را سریع بسوزانند.

اجرا کردن

تکاملی

Ex: Evolutionary biologists study genetic variations to understand the mechanisms driving evolutionary change .

زیست‌شناسان تکاملی تغییرات ژنتیکی را مطالعه می‌کنند تا مکانیسم‌های محرک تغییر تکاملی را درک کنند.

evolution [اسم]
اجرا کردن

فرگشت

Ex: The fossil record provides evidence of the evolution of life forms from simple single-celled organisms to complex multicellular ones .

سوابق فسیلی شواهدی از تکامل اشکال زندگی از موجودات تک سلولی ساده تا موجودات چند سلولی پیچیده ارائه می‌دهد.

genome [اسم]
اجرا کردن

ژنوم

Ex: The genome of the fruit fly , Drosophila melanogaster , has been extensively studied as a model for understanding genetic principles .

ژنوم مگس میوه، Drosophila melanogaster، به عنوان مدلی برای درک اصول ژنتیکی به طور گسترده مورد مطالعه قرار گرفته است.

mutation [اسم]
اجرا کردن

جهش (زیست‌شناسی)

Ex: Scientists are studying the mutation responsible for giving certain plants drought resistance .

دانشمندان در حال مطالعه جهش مسئول مقاومت به خشکی در برخی گیاهان هستند.

embryo [اسم]
اجرا کردن

جنین

Ex: In the laboratory , scientists can observe the growth and development of a mouse embryo under controlled conditions .

در آزمایشگاه، دانشمندان می‌توانند رشد و نمو یک جنین موش را در شرایط کنترل شده مشاهده کنند.

hybrid [اسم]
اجرا کردن

دورگه

Ex: The hybrid , a mix of a wolf and a domestic dog , had the wild instincts of its wolf parent and the friendly demeanor of a household pet .

دورگه، ترکیبی از گرگ و سگ خانگی، غرایز وحشی والد گرگ خود و رفتار دوستانه یک حیوان خانگی را داشت.

clone [اسم]
اجرا کردن

کلون (زیست‌شناسی)

Ex: The lab technician confirmed that the clone had identical genetic material to the donor cell , ensuring the success of the cloning process .

تکنسین آزمایشگاه تأیید کرد که کلون ماده ژنتیکی یکسانی با سلول اهداکننده دارد، که موفقیت فرآیند شبیه‌سازی را تضمین می‌کند.

اجرا کردن

تولیدمثل کردن

Ex: Microorganisms can reproduce rapidly , increasing their population .

میکروارگانیسم‌ها می‌توانند به سرعت تولید مثل کنند و جمعیت خود را افزایش دهند.

stimulus [اسم]
اجرا کردن

محرک

Ex: Positive reinforcement can be a powerful stimulus for shaping desired behaviors in both children and animals .

تقویت مثبت می‌تواند یک محرک قدرتمند برای شکل‌دهی به رفتارهای مطلوب در کودکان و حیوانات باشد.

synthesis [اسم]
اجرا کردن

سنتز (شیمیایی)

Ex: Researchers are studying the synthesis of neurotransmitters to better understand how brain cells communicate .

محققان در حال مطالعه سنتز انتقال دهنده‌های عصبی هستند تا بهتر بفهمند که سلول‌های مغزی چگونه ارتباط برقرار می‌کنند.

bloom [اسم]
اجرا کردن

شکوفه زدن

Ex: Honeybees swarm around the summer clover bloom each June .

زنبورهای عسل هر ژوئن در اطراف شکوفه‌دهی شبدر تابستانی جمع می‌شوند.

life cycle [اسم]
اجرا کردن

چرخه زندگی

Ex: They observed the entire life cycle of a plant in the school garden .

آنها چرخه زندگی کامل یک گیاه را در باغ مدرسه مشاهده کردند.

to wilt [فعل]
اجرا کردن

سست شدن

Ex: The lettuce in the refrigerator started to wilt , reminding the homeowner to use it before it became unusable .

کاهو در یخچال شروع به پژمرده شدن کرد، به صاحب خانه یادآوری کرد که قبل از غیرقابل استفاده شدن آن را مصرف کند.

lifespan [اسم]
اجرا کردن

طول عمر

Ex: Some species of turtles have a lifespan of over 100 years .

برخی از گونه‌های لاک‌پشت طول عمر بیش از 100 سال دارند.

to inherit [فعل]
اجرا کردن

به ارث بردن

Ex: He inherited his mother 's gift for storytelling and became a successful author .

او استعداد داستان‌گویی را از مادرش به ارث برد و به یک نویسنده موفق تبدیل شد.

اجرا کردن

دوره بارداری

Ex: The gestation period of a mouse can be as short as 19 to 21 days , enabling rapid population growth in research colonies .

دوره بارداری یک موش می‌تواند به کوتاهی 19 تا 21 روز باشد، که رشد سریع جمعیت در کلونی‌های تحقیقاتی را ممکن می‌سازد.

اجرا کردن

رگ خونی

Ex: Atherosclerosis is a condition where plaque builds up inside the blood vessels , restricting blood flow .
bloodstream [اسم]
اجرا کردن

جریان خون

Ex: Red bone marrow constantly produces new blood cells that enter the bloodstream to replace old ones .

مغز استخوان قرمز به طور مداوم سلول‌های خونی جدیدی تولید می‌کند که وارد جریان خون می‌شوند تا جایگزین سلول‌های قدیمی شوند.

cell [اسم]
اجرا کردن

سلول

Ex: Cells can be classified into two main categories : prokaryotic cells , lacking a nucleus , and eukaryotic cells , which have a nucleus enclosed within a membrane .

سلول‌ها را می‌توان به دو دسته اصلی تقسیم کرد: سلول‌های پروکاریوتی، که فاقد هسته هستند، و سلول‌های یوکاریوتی، که هسته‌ای محصور در غشاء دارند.

cellular [صفت]
اجرا کردن

سلولی

Ex: Plants have cellular walls that provide structure and support to their cells .

گیاهان دیواره‌های سلولی دارند که ساختار و پشتیبانی را برای سلول‌هایشان فراهم می‌کنند.

cortex [اسم]
اجرا کردن

قشر (مغز)

Ex:

کورتکس بینایی، که در لوب پس سری قرار دارد، اطلاعات بصری دریافت شده از چشم‌ها را پردازش می‌کند.

nutrient [اسم]
اجرا کردن

ماده مغذی

Ex: Protein is a vital nutrient for muscle repair .

پروتئین یک ماده مغذی حیاتی برای ترمیم عضله است.

pathogen [اسم]
اجرا کردن

عامل بیماری‌زا

Ex: Proper hand hygiene and sanitation practices are crucial in preventing the spread of pathogens in healthcare settings .

بهداشت مناسب دست و روش‌های بهداشتی در جلوگیری از گسترش عوامل بیماری‌زا در محیط‌های مراقبت‌های بهداشتی بسیار مهم هستند.

to evolve [فعل]
اجرا کردن

تکامل یافتن

Ex: Language tends to evolve over time , with new words and expressions emerging .

زبان تمایل به تکامل در طول زمان دارد، با ظهور کلمات و عبارات جدید.

اجرا کردن

اهلی‌سازی

Ex: The horse 's domestication transformed transportation and communication across ancient civilizations .

اهلی‌سازی اسب، حمل‌ونقل و ارتباطات را در تمدن‌های باستانی دگرگون کرد.

اجرا کردن

قلبی عروقی

Ex: Cardiologists specialize in diagnosing and treating cardiovascular disorders , including arrhythmias and coronary artery disease .

متخصصان قلب در تشخیص و درمان اختلالات قلبی-عروقی، از جمله آریتمی‌ها و بیماری عروق کرونر تخصص دارند.

gene [اسم]
اجرا کردن

ژن

Ex: His athletic abilities might be related to a specific gene he inherited .

توانایی‌های ورزشی او ممکن است به یک ژن خاص که به ارث برده مربوط باشد.

Cambridge English: CAE (C1 Advanced)
اصول اکولوژیکی و حفاظت آلودگی، زباله و تأثیر انسانی رویدادهای انرژی، منابع و محیط زیست فیزیک و حالت‌های ماده
فرآیندهای شیمیایی و مواد زیست‌شناسی، ژنتیک و فرآیندهای زندگی فرم‌های هنری و فرآیندهای خلاقانه صحنه هنری
ورزش روش‌ها و درمان‌های پزشکی بیماری‌ها، آسیب‌ها و شرایط خاص سلامت عمومی و سیستم‌های پزشکی
محرومیت اجتماعی و مسائل اساسی ویژگی‌های شخصی و شخصیت چارچوب‌های اجتماعی، حکمرانی و رفاه استخدام و نقش‌های شغلی
فرهنگ محیط کار و شغل تجارت و پویایی‌های بازار دستگاه‌ها و سیستم‌های تکنولوژیکی تلفن زدن و گفتار مستقیم
ظاهر فیزیکی و شکل مطالعات آکادمیک و مدارک تحصیلی مهارت‌ها و شایستگی‌ها جرم و پیامدهای قانونی
پوشاک، هزینه و سبک‌ها جوامع تاریخی و نظام‌های اقتصادی عملکرد و شرایط کاری مدیریت مالی و سلامت اقتصادی
ساختارهای شرکتی و اقدامات استراتژیک ناوبری اجتماعی و الگوهای رفتاری دیدگاه‌ها، باورها و پشت سر گذاشتن چالش‌ها صفات و مفهوم خود
فرآیندهای شناختی و حافظه تحلیل، قضاوت و حل مسئله نوآوری، توسعه و عملکرد خرافات & ماوراءالطبیعه
رسانه، انتشار و پویایی اطلاعات حالات و واکنش‌های عاطفی تفسیر و بیان ارتباطی ارتباط رسمی و تبادل اطلاعات
تأثیر اجتماعی و راهبردها رفتار شخصی و خودمدیریتی وضعیت و شرط کیفیت‌های رابطه‌ای و انتزاعی
وضوح، ادراک و واقعیت سبک و جو قضاوت‌های منفی و نقص‌ها قضاوت‌های مثبت و ارزش بالا
تعاملات چالش‌برانگیز و تاکتیک‌های اجتماعی خانواده و ارتباطات اجتماعی قیدها و عبارات قیدی اقدامات دستی یا حرکت فیزیکی
سطح و شدت اشیاء روزمره و زندگی خانگی غذا، آشپزی و صرف غذا موجودات و رفتارهای آنها