Cambridge English: CAE (C1 Advanced) - روش‌ها و درمان‌های پزشکی

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
Cambridge English: CAE (C1 Advanced)
antiseptic [اسم]
اجرا کردن

ماده ضدعفونی‌کننده

Ex:

او یک بطری کوچک از ضدعفونی‌کننده در جعبه کمک‌های اولیه خود برای موارد اضطراری حمل می‌کرد.

abortion [اسم]
اجرا کردن

سقط جنین

Ex: Many argue that access to safe and legal abortion is essential for women 's reproductive health and autonomy .

بسیاری استدلال می‌کنند که دسترسی به سقط جنین ایمن و قانونی برای سلامت باروری و خودمختاری زنان ضروری است.

anesthetic [اسم]
اجرا کردن

داروی بی‌هوشی

Ex:

کلینیک دامپزشکی از ترکیبی از آرام‌بخش‌ها و بی‌حس‌کننده‌های موضعی برای آرام نگه داشتن حیوانات در طول پروسه‌ها استفاده می‌کند.

thermometer [اسم]
اجرا کردن

دماسنج

Ex: A rectal thermometer is often used for infants and young children to obtain accurate temperature readings .

یک دماسنج مقعدی اغلب برای نوزادان و کودکان کوچک برای به دست آوردن قرائت های دقیق دما استفاده می شود.

crutch [اسم]
اجرا کردن

عصای زیربغل

Ex: The doctor recommended using crutches for six weeks to allow the fractured ankle to heal properly .

پزشک استفاده از عصا زیر بغل را به مدت شش هفته توصیه کرد تا مچ پا شکسته به درستی بهبود یابد.

healing [اسم]
اجرا کردن

روند بهبودی

Ex: Emotional healing after a traumatic experience can take time and support from loved ones .

شفای عاطفی پس از یک تجربه آسیب‌زا می‌تواند زمان ببرد و نیاز به حمایت عزیزان داشته باشد.

اجرا کردن

بستری

Ex: The clinic called the family to explain the reasons for hospitalization and the expected next steps .

کلینیک با خانواده تماس گرفت تا دلایل بستری شدن و مراحل بعدی مورد انتظار را توضیح دهد.

injection [اسم]
اجرا کردن

تزریق

Ex: The veterinarian gave the dog an injection to treat the infection in its paw .

دامپزشک به سگ یک تزریق داد تا عفونت در پنجه‌اش را درمان کند.

remedy [اسم]
اجرا کردن

درمان

Ex: It 's important to follow the recommended dosage when using over-the-counter remedies to avoid adverse effects .

مهم است که هنگام استفاده از داروهای بدون نسخه، دوز توصیه شده را رعایت کنید تا از عوارض جانبی جلوگیری شود.

nose job [اسم]
اجرا کردن

جراحی زيبايی بینی

Ex: The actress denied rumors of having a nose job , attributing her changed appearance to makeup techniques .

بازیگر شایعات انجام جراحی بینی را رد کرد و تغییر ظاهر خود را به تکنیک‌های آرایش نسبت داد.

اجرا کردن

تجویز کردن

Ex: It is crucial to administer antibiotics precisely as prescribed to avoid the development of resistance .

تجویز دقیق آنتی‌بیوتیک‌ها همانطور که تجویز شده است برای جلوگیری از ایجاد مقاومت بسیار مهم است.

to cleanse [فعل]
اجرا کردن

تمیز کردن

Ex: A hot shower can help cleanse the body and promote relaxation .

دوش گرم می‌تواند به پاکسازی بدن و ترویج آرامش کمک کند.

to diagnose [فعل]
اجرا کردن

تشخیص دادن

Ex: Last week , the doctor promptly diagnosed the root cause of the symptoms .

هفته گذشته، پزشک به سرعت علت اصلی علائم را تشخیص داد.

اجرا کردن

واکسینه کردن

Ex: Healthcare workers play a vital role in the community by regularly vaccinating individuals to prevent the spread of diseases .

کارکنان بهداشت و درمان با واکسینه کردن منظم افراد برای جلوگیری از شیوع بیماری‌ها، نقش حیاتی در جامعه ایفا می‌کنند.

to admit [فعل]
اجرا کردن

پذیرش کردن

Ex: The nurse admitted him to the pediatric unit where he could receive specialized care for his condition .

پرستار او را به بخش اطفال پذیرفت جایی که می‌توانست مراقبت‌های تخصصی برای وضعیتش دریافت کند.

to stitch [فعل]
اجرا کردن

بخیه زدن

Ex: The nurse stitched the laceration on the child 's knee to stop the bleeding .

پرستار زخم روی زانوی کودک را دوخت تا خونریزی را متوقف کند.

to revive [فعل]
اجرا کردن

احیا کردن

Ex: The medical team worked tirelessly to revive the accident victim before transporting him to the hospital .

تیم پزشکی بی‌وقفه کار کرد تا قربانی حادثه را احیاء کند قبل از انتقال او به بیمارستان.

to soothe [فعل]
اجرا کردن

آرام کردن

Ex: He is soothing his sore throat with a warm cup of tea .

او با یک فنجان چای گرم گلودردش را تسکین می‌دهد.

to immunize [فعل]
اجرا کردن

مصون ساختن (از طریق واکسن)

Ex: During the campaign , volunteers tirelessly immunized thousands of people in remote villages .

در طول این کمپین، داوطلبان بی‌وقفه هزاران نفر را در روستاهای دورافتاده واکسینه کردند.

clinical [صفت]
اجرا کردن

پزشکی

Ex: The hospital implemented new clinical protocols to improve patient outcomes .

بیمارستان پروتکل‌های بالینی جدیدی را برای بهبود نتایج بیماران اجرا کرد.

surgical [صفت]
اجرا کردن

مربوط به عمل جراحی

Ex:

ماسک‌های جراحی توسط متخصصان مراقبت‌های بهداشتی پوشیده می‌شوند تا از انتشار میکروب‌ها در حین عمل‌ها جلوگیری شود.

اجرا کردن

اتاق عمل

Ex: After a brief consultation , he was brought into the operating theater for his surgery .

پس از مشاوره کوتاهی، او به اتاق عمل برای جراحی اش برده شد.

اجرا کردن

جراح پلاستیک

Ex: The plastic surgeon 's role in the procedure included both aesthetic improvements and functional repairs .

نقش جراح پلاستیک در این روش شامل هر دو بهبود زیبایی و تعمیرات عملکردی بود.

Cambridge English: CAE (C1 Advanced)
اصول اکولوژیکی و حفاظت آلودگی، زباله و تأثیر انسانی رویدادهای انرژی، منابع و محیط زیست فیزیک و حالت‌های ماده
فرآیندهای شیمیایی و مواد زیست‌شناسی، ژنتیک و فرآیندهای زندگی فرم‌های هنری و فرآیندهای خلاقانه صحنه هنری
ورزش روش‌ها و درمان‌های پزشکی بیماری‌ها، آسیب‌ها و شرایط خاص سلامت عمومی و سیستم‌های پزشکی
محرومیت اجتماعی و مسائل اساسی ویژگی‌های شخصی و شخصیت چارچوب‌های اجتماعی، حکمرانی و رفاه استخدام و نقش‌های شغلی
فرهنگ محیط کار و شغل تجارت و پویایی‌های بازار دستگاه‌ها و سیستم‌های تکنولوژیکی تلفن زدن و گفتار مستقیم
ظاهر فیزیکی و شکل مطالعات آکادمیک و مدارک تحصیلی مهارت‌ها و شایستگی‌ها جرم و پیامدهای قانونی
پوشاک، هزینه و سبک‌ها جوامع تاریخی و نظام‌های اقتصادی عملکرد و شرایط کاری مدیریت مالی و سلامت اقتصادی
ساختارهای شرکتی و اقدامات استراتژیک ناوبری اجتماعی و الگوهای رفتاری دیدگاه‌ها، باورها و پشت سر گذاشتن چالش‌ها صفات و مفهوم خود
فرآیندهای شناختی و حافظه تحلیل، قضاوت و حل مسئله نوآوری، توسعه و عملکرد خرافات & ماوراءالطبیعه
رسانه، انتشار و پویایی اطلاعات حالات و واکنش‌های عاطفی تفسیر و بیان ارتباطی ارتباط رسمی و تبادل اطلاعات
تأثیر اجتماعی و راهبردها رفتار شخصی و خودمدیریتی وضعیت و شرط کیفیت‌های رابطه‌ای و انتزاعی
وضوح، ادراک و واقعیت سبک و جو قضاوت‌های منفی و نقص‌ها قضاوت‌های مثبت و ارزش بالا
تعاملات چالش‌برانگیز و تاکتیک‌های اجتماعی خانواده و ارتباطات اجتماعی قیدها و عبارات قیدی اقدامات دستی یا حرکت فیزیکی
سطح و شدت اشیاء روزمره و زندگی خانگی غذا، آشپزی و صرف غذا موجودات و رفتارهای آنها