Cambridge English: CAE (C1 Advanced) - ویژگی‌های شخصی و شخصیت

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
Cambridge English: CAE (C1 Advanced)
اجرا کردن

موشکاف

Ex: The conscientious student spent hours preparing for the exam .

دانش آموز با وجدان ساعت‌ها برای آماده شدن برای امتحان وقت صرف کرد.

extrovert [اسم]
اجرا کردن

فرد برون‌گرا

Ex: Many extroverts find energy in social interactions and often seek out opportunities to connect with others .

بسیاری از برونگراها در تعاملات اجتماعی انرژی پیدا می‌کنند و اغلب به دنبال فرصت‌هایی برای ارتباط با دیگران هستند.

idealistic [صفت]
اجرا کردن

کمال‌گرا

Ex: She held onto her idealistic dream of ending poverty worldwide , despite the challenges .

او به رویای آرمان‌گرایانه خود برای پایان دادن به فقر در سراسر جهان، علیرغم چالش‌ها، چسبیده بود.

insecure [صفت]
اجرا کردن

نامطمئن (از خود)

Ex: He was insecure about his academic abilities , feeling like he did n't belong in his advanced classes .

او درباره توانایی‌های تحصیلی خود نامطمئن بود، احساس می‌کرد که به کلاس‌های پیشرفته‌اش تعلق ندارد.

introvert [اسم]
اجرا کردن

فرد درون‌گرا

Ex: As an introvert , she finds solace in reading .

به عنوان یک درونگرا, او در خواندن آرامش پیدا می‌کند.

naive [صفت]
اجرا کردن

ساده لوح

Ex: She was too naive to recognize the warning signs of the scam .

او خیلی ساده‌لوح بود که نشانه‌های هشداردهنده کلاهبرداری را تشخیص دهد.

courageous [صفت]
اجرا کردن

شجاع

Ex: The courageous act of confronting her fears enabled Emily to overcome her phobia of public speaking .

عمل شجاعانه روبرو شدن با ترس‌هایش به امیلی اجازه داد تا بر هراسش از سخنرانی در جمع غلبه کند.

sarcastic [صفت]
اجرا کردن

طعنه‌آمیز

Ex: The sarcastic applause from the audience signaled their disapproval of the speaker 's remarks .

کف زدن کنایه‌آمیز حضار نشان‌دهنده عدم تأیید آنها از اظهارات سخنران بود.

اجرا کردن

خودتحقیرکننده

Ex: Despite her success , he remained self-deprecating when interviewed , joking about his early failures .

علیرغم موفقیت او، او در مصاحبه خودانتقادی باقی ماند و درباره شکست‌های اولیه‌اش شوخی کرد.

reserved [صفت]
اجرا کردن

تودار

Ex: He remained reserved , even when asked about his personal life .

او محتاط باقی ماند، حتی زمانی که درباره زندگی شخصی‌اش پرسیده شد.

deceit [اسم]
اجرا کردن

شیادی

Ex: Years of small deceits had eroded trust between the neighbors .

سال‌ها فریب کوچک اعتماد بین همسایگان را از بین برده بود.

vain [صفت]
اجرا کردن

مغرور

Ex: She was so vain about her intelligence that she dismissed others ' opinions as inferior to her own .

او آنقدر درباره هوش خود مغرور بود که نظرات دیگران را پایین‌تر از خود می‌دانست.

sloppy [صفت]
اجرا کردن

بی‌دقت

Ex: The report was sloppy , with several factual errors and inconsistent formatting .

گزارش سرسری بود، با چندین خطای واقعی و قالب‌بندی ناسازگار.

to aspire [فعل]
اجرا کردن

آرزوی (چیزی را) در دل داشتن

Ex: He aspires to have a career that positively impacts the community .

او آرزو دارد شغلی داشته باشد که تأثیر مثبتی بر جامعه بگذارد.

disposed [صفت]
اجرا کردن

مایل

Ex: After the meeting he felt disposed to help with the follow-up work .

بعد از جلسه، او احساس کرد که متمایل به کمک در کار پیگیری است.

veggie [اسم]
اجرا کردن

گیاهخوار

Ex: Being a veggie does n't mean giving up tasty food .

گیاهخوار بودن به معنای چشم پوشی از غذای خوشمزه نیست.

اجرا کردن

مستبد

Ex: He displayed an authoritarian attitude towards his subordinates .

او نگرش استبدادی نسبت به زیردستانش نشان داد.

buff [اسم]
اجرا کردن

طرفدار

Ex: He 's a tech buff who always knows the latest gadgets before they hit the market .

او یک علاقه‌مند به فناوری است که همیشه قبل از عرضه به بازار، از آخرین گجت‌ها مطلع است.

heroism [اسم]
اجرا کردن

شهامت

Ex: The team ’s heroism in the face of overwhelming odds led them to victory .

قهرمانی تیم در مواجهه با شانس های طاقت فرسا آنها را به پیروزی رساند.

lowbrow [صفت]
اجرا کردن

عامه‌پسند

Ex: The magazine featured mostly lowbrow content aimed at mass appeal .

مجله عمدتاً محتوای پست را ارائه می‌داد که هدف آن جذابیت توده‌ای بود.

adamant [صفت]
اجرا کردن

سرسخت

Ex: Despite the evidence presented , he remained adamant in his belief that he was innocent .

علیرغم شواهد ارائه شده، او در باور خود به بی‌گناهی‌اش محکم باقی ماند.

ethical [صفت]
اجرا کردن

اخلاقی

Ex: Teaching children about ethical behavior helps them develop strong moral values .

آموزش رفتار اخلاقی به کودکان به آنها کمک می‌کند تا ارزش‌های اخلاقی قوی‌ای را پرورش دهند.

gut [اسم]
اجرا کردن

شهامت

Ex:

او تحت فشار جرأت نشان داد.

integrity [اسم]
اجرا کردن

درستکاری

Ex: Integrity is essential in leadership , especially when facing public scrutiny .

صداقت در رهبری ضروری است، به ویژه هنگام مواجهه با نظارت عمومی.

mercy [اسم]
اجرا کردن

رحمت

Ex: The sight of the wounded animal awakened a sense of mercy in him .

منظره حیوان زخمی در او احساس رحمت را بیدار کرد.

assertive [صفت]
اجرا کردن

به‌خود‌مطمئن

Ex: He admired her assertive personality , which made her stand out in a competitive environment .

او از شخصیت قاطع او تحسین می‌کرد، که باعث می‌شد در محیطی رقابتی برجسته شود.

to boast [فعل]
اجرا کردن

افتخار کردن

Ex: The historic library boasts an extensive collection of rare manuscripts and first editions .

کتابخانه تاریخی به داشتن مجموعه‌ای گسترده از نسخه‌های خطی نادر و چاپ�های اول می‌بالد.

maverick [اسم]
اجرا کردن

آدم مستقل

Ex: She admired the maverick who started a successful business from scratch .

او به سرکشی که یک کسب‌وکار موفق را از صفر شروع کرده بود، احترام می‌گذاشت.

to err [فعل]
اجرا کردن

اشتباه کردن

Ex: Everyone errs occasionally when multi-tasking or working under pressure .

همه گاهی اوقات وقتی چند کار را همزمان انجام می‌دهند یا تحت فشار کار می‌کنند اشتباه می‌کنند.

plucky [صفت]
اجرا کردن

با‌شهامت

Ex:

او هنگام مواجهه با شکست‌های غیرمنتظره، عزمی شجاعانه نشان داد.

اجرا کردن

بی‌وجدان

Ex: The unscrupulous businessman exploited his employees and cheated his customers .

تاجر بی‌وجدان کارمندانش را استثمار کرد و مشتریانش را فریب داد.

to spout [فعل]
اجرا کردن

پرانرژی و طولانی صحبت کردن

Ex: The enthusiastic teacher spouted knowledge about the wonders of the universe , captivating the students ' attention .

معلم مشتاق دانش را درباره شگفتی‌های جهان سرازیر کرد و توجه دانش‌آموزان را جلب کرد.

complacent [صفت]
اجرا کردن

ازخودراضی

Ex: Living in a safe neighborhood , they grew complacent about home security measures until their house was burglarized .

زندگی در یک محله امن، آنها را خود راضی در مورد اقدامات امنیتی خانه کرد تا اینکه خانه‌شان دزدیده شد.

anonymous [صفت]
اجرا کردن

ناشناس

Ex: She wore an anonymous outfit that blended into the crowd .

او یک لباس ناشناس پوشیده بود که در جمعیت محو می‌شد.

Cambridge English: CAE (C1 Advanced)
اصول اکولوژیکی و حفاظت آلودگی، زباله و تأثیر انسانی رویدادهای انرژی، منابع و محیط زیست فیزیک و حالت‌های ماده
فرآیندهای شیمیایی و مواد زیست‌شناسی، ژنتیک و فرآیندهای زندگی فرم‌های هنری و فرآیندهای خلاقانه صحنه هنری
ورزش روش‌ها و درمان‌های پزشکی بیماری‌ها، آسیب‌ها و شرایط خاص سلامت عمومی و سیستم‌های پزشکی
محرومیت اجتماعی و مسائل اساسی ویژگی‌های شخصی و شخصیت چارچوب‌های اجتماعی، حکمرانی و رفاه استخدام و نقش‌های شغلی
فرهنگ محیط کار و شغل تجارت و پویایی‌های بازار دستگاه‌ها و سیستم‌های تکنولوژیکی تلفن زدن و گفتار مستقیم
ظاهر فیزیکی و شکل مطالعات آکادمیک و مدارک تحصیلی مهارت‌ها و شایستگی‌ها جرم و پیامدهای قانونی
پوشاک، هزینه و سبک‌ها جوامع تاریخی و نظام‌های اقتصادی عملکرد و شرایط کاری مدیریت مالی و سلامت اقتصادی
ساختارهای شرکتی و اقدامات استراتژیک ناوبری اجتماعی و الگوهای رفتاری دیدگاه‌ها، باورها و پشت سر گذاشتن چالش‌ها صفات و مفهوم خود
فرآیندهای شناختی و حافظه تحلیل، قضاوت و حل مسئله نوآوری، توسعه و عملکرد خرافات & ماوراءالطبیعه
رسانه، انتشار و پویایی اطلاعات حالات و واکنش‌های عاطفی تفسیر و بیان ارتباطی ارتباط رسمی و تبادل اطلاعات
تأثیر اجتماعی و راهبردها رفتار شخصی و خودمدیریتی وضعیت و شرط کیفیت‌های رابطه‌ای و انتزاعی
وضوح، ادراک و واقعیت سبک و جو قضاوت‌های منفی و نقص‌ها قضاوت‌های مثبت و ارزش بالا
تعاملات چالش‌برانگیز و تاکتیک‌های اجتماعی خانواده و ارتباطات اجتماعی قیدها و عبارات قیدی اقدامات دستی یا حرکت فیزیکی
سطح و شدت اشیاء روزمره و زندگی خانگی غذا، آشپزی و صرف غذا موجودات و رفتارهای آنها