Cambridge English: CAE (C1 Advanced) - بیماری‌ها، آسیب‌ها و شرایط خاص

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
Cambridge English: CAE (C1 Advanced)
اجرا کردن

ترشح کردن

Ex: The wound became increasingly painful and started to discharge pus , prompting the patient to seek medical care .

زخم به طور فزاینده‌ای دردناک شد و شروع به ترشح چرک کرد، که بیمار را به دنبال مراقبت پزشکی برد.

dumb [صفت]
اجرا کردن

لال

Ex:

شخصیت لال در نمایش از طریق حرکات و حالات چهره ارتباط برقرار کرد.

deaf [صفت]
اجرا کردن

ناشنوا

Ex: She wears hearing aids to assist her in conversations since she is partially deaf .

او سمعک می‌پوشد تا در مکالمات به او کمک کند زیرا او تا حدی ناشنوا است.

terminally [قید]
اجرا کردن

به طور پایانی

Ex: The hospice team supports patients who are terminally sick and their families .

تیم مراقبت‌های تسکینی از بیماران در مرحله پایانی و خانواده‌هایشان حمایت می‌کند.

blister [اسم]
اجرا کردن

تاول

Ex: To treat a blister , it 's important to keep it clean , avoid popping it if possible to prevent infection , and protect it with a bandage or padding .

برای درمان تاول، مهم است که آن را تمیز نگه دارید، در صورت امکان از ترکاندن آن برای جلوگیری از عفونت خودداری کنید و آن را با بانداژ یا پد محافظت کنید.

اجرا کردن

در رفتن (استخوان)

Ex: The football player dislocated his elbow during a tackle and was carried off the field .

بازیکن فوتبال در حین یک تکل آرنج خود را دررفت داد و از زمین خارج شد.

to fracture [فعل]
اجرا کردن

شکستن

Ex: The runner 's foot fractured when she stepped into a pothole .

پای دونده شکست وقتی که در یک چاله قدم گذاشت.

to infect [فعل]
اجرا کردن

بیمار کردن

Ex: Last month , the outbreak quickly infected a significant number of people .

ماه گذشته، شیوع بیماری به سرعت تعداد قابل توجهی از افراد را آلوده کرد.

relief [اسم]
اجرا کردن

تسکین

Ex: The announcement brought relief to the anxious crowd .

اعلامیه آرامش را به جمع نگران آورد.

to sprain [فعل]
اجرا کردن

پیچ خوردن

Ex: She often sprains her foot during long walks .

او اغلب در پیاده‌روی‌های طولانی پایش را پیچ می‌دهد.

swelling [اسم]
اجرا کردن

ورم

Ex:

اگر تورم ادامه یابد یا با درد شدید، قرمزی یا گرما همراه باشد، ممکن است نشانه ای از یک وضعیت جدی تر باشد که نیاز به توجه پزشکی دارد.

under the weather [عبارت]
اجرا کردن

ناخوش‌احوال

Ex: After the long flight , he felt a bit under the weather .
اجرا کردن

آسیب فشار تکراری

Ex: Ignoring early tingling and pain allowed the repetitive strain injury to become chronic .

نادیده گرفتن سوزن سوزن شدن و درد اولیه به آسیب فشار تکراری اجازه داد تا مزمن شود.

to hiccup [فعل]
اجرا کردن

سکسکه کردن

Ex: The toddler hiccupped after eagerly devouring the ice cream .

کودک پس از با ولع خوردن بستنی سکسکه کرد.

اجرا کردن

کوررنگی

Ex: Some forms of color blindness are inherited from family members .

برخی از اشکال کوررنگی از اعضای خانواده به ارث می‌رسد.

to choke [فعل]
اجرا کردن

باعث خفگی شدن

Ex: Faced with imminent danger , he instinctively choked the intruder who threatened his family .

در مواجهه با خطر قریب‌الوقوع، او به طور غریزی متجاوزی که خانواده‌اش را تهدید می‌کرد خفه کرد.

insomnia [اسم]
اجرا کردن

اختلال بی‌خوابی

Ex: Many people with insomnia find that limiting screen time before bed can significantly improve their ability to fall asleep .

بسیاری از افراد مبتلا به بی‌خوابی متوجه می‌شوند که محدود کردن زمان صفحه نمایش قبل از خواب می‌تواند توانایی آنها در به خواب رفتن را به طور قابل توجهی بهبود بخشد.

اجرا کردن

فشار خون بالا

Ex: She checks her blood pressure at home twice daily because her family has a history of high blood pressure .

او فشار خون خود را در خانه دو بار در روز بررسی می‌کند زیرا خانواده‌اش سابقه فشار خون بالا دارند.

obesity [اسم]
اجرا کردن

چاقی مفرط

Ex: The prevalence of obesity is associated with various factors , including sedentary lifestyles , poor dietary habits , and genetic predisposition .
to wear out [فعل]
اجرا کردن

خسته کردن

Ex: The constant pressure at work wore out his enthusiasm for the job .

فشار مداوم در کار، اشتیاق او به کار را خسته کرد.

malaria [اسم]
اجرا کردن

مالاریا

Ex: Many efforts have been made to develop a vaccine to protect against malaria .

تلاش‌های زیادی برای توسعه واکسنی برای محافظت در برابر مالاریا انجام شده است.

to pinch [فعل]
اجرا کردن

نیشگون گرفتن

Ex: The memory of the accident still pinched his mind .

خاطره تصادف هنوز ذهنش را می‌آزرد.

to tingle [فعل]
اجرا کردن

سوزن سوزن شدن

Ex: Right now , the warming sensation of the massage oil is tingling my back .

در حال حاضر، احساس گرم شدن روغن ماساژ در حال سوزن سوزن شدن پشت من است.

agony [اسم]
اجرا کردن

درد شدید

Ex: Individuals with kidney stones often describe the episodes as moments of intense agony .

افراد مبتلا به سنگ کلیه اغلب این دوره‌ها را به عنوان لحظاتی از رنج شدید توصیف می‌کنند.

to flag [فعل]
اجرا کردن

از رمق افتادن

Ex: The students ' interest in the lecture flagged as it went over its scheduled time .

علاقه دانشجویان به سخنرانی کاهش یافت زیرا از زمان برنامه‌ریزی شده فراتر رفت.

cavity [اسم]
اجرا کردن

پوسیدگی (دندان)

Ex: The filling replaced the cavity and restored the tooth 's function .

پرکردگی جای حفره را گرفت و عملکرد دندان را بازیابی کرد.

trauma [اسم]
اجرا کردن

شوک (روانی)

Ex:

درمانگر تکنیک‌هایی برای مدیریت اضطراب و کابوس‌های مرتبط با تروما ارائه داد.

breakdown [اسم]
اجرا کردن

فروپاشی روانی

Ex: She sought therapy to recover from a breakdown triggered by a traumatic event in her childhood .

او برای بهبودی از یک فروپاشی عصبی که توسط یک رویداد آسیب‌زا در کودکی اش ایجاد شده بود، به دنبال درمان رفت.

amnesia [اسم]
اجرا کردن

فراموشی

Ex:

مصرف سنگین الکل منجر به یک دوره فراموشی بیهوشی شد که در طی آن او چیزی از شب را به یاد نمی‌آورد.

neurosis [اسم]
اجرا کردن

روان‌نژندی

Ex: Unlike psychosis , neurosis does not involve a loss of contact with reality , but it can still significantly impact mental health .

برخلاف سایکوز، نوروز شامل از دست دادن تماس با واقعیت نمی‌شود، اما همچنان می‌تواند تأثیر قابل توجهی بر سلامت روان داشته باشد.

اجرا کردن

فرد بسیار مضطرب

Ex: He 's always a bundle of nerves before flying ; he 's afraid of turbulence .
اجرا کردن

اختلال اضطراب

Ex: Lifestyle changes like regular exercise and sleep hygiene helped reduce symptoms of his anxiety disorder .

تغییرات سبک زندگی مانند ورزش منظم و بهداشت خواب به کاهش علائم اختلال اضطراب او کمک کرد.

Cambridge English: CAE (C1 Advanced)
اصول اکولوژیکی و حفاظت آلودگی، زباله و تأثیر انسانی رویدادهای انرژی، منابع و محیط زیست فیزیک و حالت‌های ماده
فرآیندهای شیمیایی و مواد زیست‌شناسی، ژنتیک و فرآیندهای زندگی فرم‌های هنری و فرآیندهای خلاقانه صحنه هنری
ورزش روش‌ها و درمان‌های پزشکی بیماری‌ها، آسیب‌ها و شرایط خاص سلامت عمومی و سیستم‌های پزشکی
محرومیت اجتماعی و مسائل اساسی ویژگی‌های شخصی و شخصیت چارچوب‌های اجتماعی، حکمرانی و رفاه استخدام و نقش‌های شغلی
فرهنگ محیط کار و شغل تجارت و پویایی‌های بازار دستگاه‌ها و سیستم‌های تکنولوژیکی تلفن زدن و گفتار مستقیم
ظاهر فیزیکی و شکل مطالعات آکادمیک و مدارک تحصیلی مهارت‌ها و شایستگی‌ها جرم و پیامدهای قانونی
پوشاک، هزینه و سبک‌ها جوامع تاریخی و نظام‌های اقتصادی عملکرد و شرایط کاری مدیریت مالی و سلامت اقتصادی
ساختارهای شرکتی و اقدامات استراتژیک ناوبری اجتماعی و الگوهای رفتاری دیدگاه‌ها، باورها و پشت سر گذاشتن چالش‌ها صفات و مفهوم خود
فرآیندهای شناختی و حافظه تحلیل، قضاوت و حل مسئله نوآوری، توسعه و عملکرد خرافات & ماوراءالطبیعه
رسانه، انتشار و پویایی اطلاعات حالات و واکنش‌های عاطفی تفسیر و بیان ارتباطی ارتباط رسمی و تبادل اطلاعات
تأثیر اجتماعی و راهبردها رفتار شخصی و خودمدیریتی وضعیت و شرط کیفیت‌های رابطه‌ای و انتزاعی
وضوح، ادراک و واقعیت سبک و جو قضاوت‌های منفی و نقص‌ها قضاوت‌های مثبت و ارزش بالا
تعاملات چالش‌برانگیز و تاکتیک‌های اجتماعی خانواده و ارتباطات اجتماعی قیدها و عبارات قیدی اقدامات دستی یا حرکت فیزیکی
سطح و شدت اشیاء روزمره و زندگی خانگی غذا، آشپزی و صرف غذا موجودات و رفتارهای آنها