Cambridge English: CAE (C1 Advanced) - فرم‌های هنری و فرآیندهای خلاقانه

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
Cambridge English: CAE (C1 Advanced)
appealing [صفت]
اجرا کردن

جذاب

Ex:

لبخند گرم و خوش‌آمدگویی او بلافاصله او را برای هر کسی که ملاقات می‌کرد جذاب می‌کرد.

اجرا کردن

مسحور کردن

Ex: The mesmerizing performance of the magician captivated the audience , leaving them spellbound .

اجرای مسحورکننده ی جادوگر تماشاگران را مجذوب کرد، آن‌ها را مبهوت گذاشت.

unbearable [صفت]
اجرا کردن

غیر قابل‌ تحمل

Ex: The pain in his injured leg became unbearable , prompting a visit to the emergency room .

درد در پای آسیب دیده‌اش غیرقابل تحمل شد، که منجر به مراجعه به اورژانس شد.

gripping [صفت]
اجرا کردن

هیجا‌ن‌انگیز

Ex:

فیلم مهیج با پیچ‌و‌تاب‌های جذاب داستان و صحنه‌های پرتعلیق، بینندگان را تا آخرین لحظه حدس‌زن نگه داشت.

decorative [صفت]
اجرا کردن

تزیینی

Ex: The decorative trim on the curtains complemented the room 's color scheme , enhancing its overall aesthetic appeal .

نوار تزئینی روی پرده ها با طرح رنگ اتاق تکمیل شد و جذابیت زیبایی شناختی کلی آن را افزایش داد.

bronze [اسم]
اجرا کردن

اثر برنزی (مجسمه و غیره)

Ex: The ancient civilization left behind bronze depicting scenes of daily life .

تمدن باستانی برنزهایی به جا گذاشته است که صحنه‌هایی از زندگی روزمره را به تصویر می‌کشند.

ceramic [اسم]
اجرا کردن

سرامیک

Ex:

کارگاه سرامیک کلاس‌هایی در تکنیک‌های ساخت دستی و چرخ‌اندن برای مبتدیان و دانشجویان پیشرفته ارائه می‌داد.

canvas [اسم]
اجرا کردن

نقاشی (روی بوم)

Ex: The art gallery displayed a stunning canvas depicting a serene landscape painted in vibrant colors .

گالری هنری یک تابلو نقاشی خیره‌کننده را به نمایش گذاشت که منظره‌ای آرام را با رنگ‌های زنده به تصویر می‌کشید.

mural [اسم]
اجرا کردن

نقاشی دیواری

Ex: The graffiti artist gained recognition for their striking murals that appeared overnight on city walls , sparking conversations about urban art .

هنرمند گرافیتی به خاطر نقاشی‌های دیواری چشمگیرش که یک شبه روی دیوارهای شهر ظاهر شدند، مورد توجه قرار گرفت و گفتگوهایی درباره هنر شهری برانگیخت.

silhouette [اسم]
اجرا کردن

سایه‌نما

Ex: His collection of silhouette drawings featured portraits of historical figures , each meticulously crafted to highlight their distinctive profiles .

مجموعه‌ی او از نقاشی‌های سیلوئت شامل پرتره‌هایی از چهره‌های تاریخی بود که هر یک با دقت طراحی شده‌اند تا پروفایل متمایزشان را برجسته کنند.

still life [اسم]
اجرا کردن

نقاشی طبیعت بی‌جان

Ex: He practiced sketching still life compositions to improve his understanding of form , proportion , and perspective .

او طراحی ترکیب‌بندی‌های طبیعت بی‌جان را تمرین کرد تا درک خود از فرم، تناسب و پرسپکتیو را بهبود بخشد.

print [اسم]
اجرا کردن

چاپ عکس

Ex: The art class learned the technique of linocut printing , carving their designs into linoleum blocks and making prints to showcase their creativity .

کلاس هنر تکنیک چاپ لینوکات را یاد گرفت، طرح‌های خود را در بلوک‌های لینولئوم حکاکی کرد و چاپ‌ها را برای نمایش خلاقیت خود ساخت.

finish [اسم]
اجرا کردن

جلا

Ex:

پوشش ضد آب روی دیوارهای خارجی خانه به جلوگیری از آسیب رطوبت کمک کرد.

palette [اسم]
اجرا کردن

پالت نقاشی

Ex: He cleaned his palette between painting sessions , scraping off dried paint to prepare it for new color mixtures .

او بین جلسات نقاشی پالت خود را تمیز کرد، رنگ خشک شده را تراشید تا آن را برای مخلوط‌های رنگی جدید آماده کند.

watercolor [اسم]
اجرا کردن

نقاشی آب‌رنگ

Ex: He spent the afternoon working on a watercolor of his garden , capturing the vivid blossoms and lush greenery with fluid brushstrokes .

او بعد از ظهر را صرف کار روی یک آبرنگ از باغش کرد، با ضربه‌های قلمو روان، شکوفه‌های زنده و سبزی‌های سرسبز را به تصویر کشید.

اجرا کردن

امپرسیونیسم

Ex:

نمایشگاه جدید موزه درباره امپرسیونیسم، شاهکارهایی از هنرمندانی را به نمایش می‌گذارد که به دنبال به تصویر کشیدن برداشت‌های بصری فوری خود بودند تا تصاویر آرمانی.

modernism [اسم]
اجرا کردن

نوگرایی

Ex: The art exhibit showcased key works of modernism , highlighting the radical approaches to form and color that defined the movement .

نمایشگاه هنری، آثار کلیدی مدرنیسم را به نمایش گذاشت و رویکردهای رادیکال به فرم و رنگ که این جنبش را تعریف می‌کرد، برجسته کرد.

realism [اسم]
اجرا کردن

واقع‌گرایی (هنر)

Ex: The novel 's realism is striking , with its vivid descriptions of urban life and the complexities of human relationships .

رئالیسم رمان چشمگیر است، با توصیف‌های زنده‌ای از زندگی شهری و پیچیدگی‌های روابط انسانی.

surrealism [اسم]
اجرا کردن

فراواقع‌گرایی

Ex: Surrealism emerged in the early 20th century as artists and writers sought to break free from conventional logic and explore the irrational and unconscious mind .

سوررئالیسم در اوایل قرن بیستم ظهور کرد زمانی که هنرمندان و نویسندگان به دنبال رهایی از منطق متعارف و کاوش در ذهن غیرمنطقی و ناخودآگاه بودند.

to mold [فعل]
اجرا کردن

شکل دادن

Ex: Children love to mold colorful playdough into imaginative figures during art class .

کودکان دوست دارند در کلاس هنر، خمیربازی رنگی را به شکل‌های خلاقانه قالب‌گیری کنند.

to pose [فعل]
اجرا کردن

ژست گرفتن

Ex: Art students practiced drawing by asking a classmate to pose as a model in various dynamic and static positions .

دانشجویان هنر با درخواست از یک همکلاسی برای حالت گرفتن به عنوان مدل در موقعیت‌های پویا و ایستای مختلف، طراحی را تمرین کردند.

to shade [فعل]
اجرا کردن

سایه‌روشن کردن

Ex: The artist used cross-hatching techniques to shade the portrait , adding texture and dimension to the subject 's face .

هنرمند از تکنیک‌های هاشورزنی متقاطع برای سایه‌زنی پرتره استفاده کرد، که بافت و بعد به چهره سوژه اضافه می‌کند.

pigment [اسم]
اجرا کردن

رنگدانه

Ex: Blue pigment was rare and highly valued in ancient times .

رنگدانه آبی در دوران باستان نادر و بسیار ارزشمند بود.

palette [اسم]
اجرا کردن

پالت امپرسیونیستی مملو از صورتی پاستلی، سبزهای روشن و آبی های درخشان بود.

Ex: Modern digital artists often limit their palette to three complementary hues for a cohesive look .

هنرمندان دیجیتال مدرن اغلب پالت خود را به سه رنگ مکمل برای ظاهری منسجم محدود می‌کنند.

to adorn [فعل]
اجرا کردن

آراستن

Ex: During the ceremony , they adorned the altar with elegant fabrics and floral arrangements .

در طول مراسم، آنها محراب را با پارچه‌های ظریف و آرایش گل‌ها آراستند.

اجرا کردن

مرحله نهایی کار (به منظور بهتر کردن چیزی)

Ex: The artist put the finishing stroke on the painting by adding a small detail that brought the whole piece together .
sketch [اسم]
اجرا کردن

پیش‌طرح

Ex: They drafted a sketch of the marketing campaign to gauge the team ’s reactions .

آنها یک طرح از کمپین بازاریابی تهیه کردند تا واکنش‌های تیم را بسنجند.

moving [صفت]
اجرا کردن

تکان‌دهنده

Ex:

او کتاب را به طرز باورنکردنی تکان‌دهنده یافت، با توصیف‌های زنده از مبارزات و پیروزی‌های شخصیت‌ها.

اجرا کردن

زیادی

Ex:

جلوه‌های ویژه فیلم آنقدر اغراق‌آمیز بودند که مانند یک بار حسی بیش از حد احساس می‌شد.

satirical [صفت]
اجرا کردن

هجوآمیز

Ex: A satirical comedy mocked corporate greed .

یک کمدی هجوآمیز طمع شرکت‌ها را مسخره کرد.

absorbing [صفت]
اجرا کردن

جذاب

Ex: The movie was absorbing , and I was hooked from beginning to end .

فیلم جذاب بود، و من از ابتدا تا انتها مجذوب آن شدم.

engrossing [صفت]
اجرا کردن

جذاب

Ex:

او پازل را هم چالش‌برانگیز و هم جذاب یافت.

hackneyed [صفت]
اجرا کردن

پیش‌پاافتاده (در اثر استفاده زیاد)

Ex: The motivational poster used a hackneyed slogan that did little to energize the team .

پوستر انگیزشی از یک شعار کلیشه‌ای استفاده کرد که کمکی به انرژی بخشیدن به تیم نکرد.

اجرا کردن

انسانیت زدایی

Ex: Historical accounts show how dehumanization made it easier for authorities to enact laws that stripped entire communities of rights .

روایت‌های تاریخی نشان می‌دهند که چگونه انسان‌زدایی اجرای قوانینی را برای مقامات آسان‌تر کرد که جوامع کامل را از حقوقشان محروم می‌کرد.

Cambridge English: CAE (C1 Advanced)
اصول اکولوژیکی و حفاظت آلودگی، زباله و تأثیر انسانی رویدادهای انرژی، منابع و محیط زیست فیزیک و حالت‌های ماده
فرآیندهای شیمیایی و مواد زیست‌شناسی، ژنتیک و فرآیندهای زندگی فرم‌های هنری و فرآیندهای خلاقانه صحنه هنری
ورزش روش‌ها و درمان‌های پزشکی بیماری‌ها، آسیب‌ها و شرایط خاص سلامت عمومی و سیستم‌های پزشکی
محرومیت اجتماعی و مسائل اساسی ویژگی‌های شخصی و شخصیت چارچوب‌های اجتماعی، حکمرانی و رفاه استخدام و نقش‌های شغلی
فرهنگ محیط کار و شغل تجارت و پویایی‌های بازار دستگاه‌ها و سیستم‌های تکنولوژیکی تلفن زدن و گفتار مستقیم
ظاهر فیزیکی و شکل مطالعات آکادمیک و مدارک تحصیلی مهارت‌ها و شایستگی‌ها جرم و پیامدهای قانونی
پوشاک، هزینه و سبک‌ها جوامع تاریخی و نظام‌های اقتصادی عملکرد و شرایط کاری مدیریت مالی و سلامت اقتصادی
ساختارهای شرکتی و اقدامات استراتژیک ناوبری اجتماعی و الگوهای رفتاری دیدگاه‌ها، باورها و پشت سر گذاشتن چالش‌ها صفات و مفهوم خود
فرآیندهای شناختی و حافظه تحلیل، قضاوت و حل مسئله نوآوری، توسعه و عملکرد خرافات & ماوراءالطبیعه
رسانه، انتشار و پویایی اطلاعات حالات و واکنش‌های عاطفی تفسیر و بیان ارتباطی ارتباط رسمی و تبادل اطلاعات
تأثیر اجتماعی و راهبردها رفتار شخصی و خودمدیریتی وضعیت و شرط کیفیت‌های رابطه‌ای و انتزاعی
وضوح، ادراک و واقعیت سبک و جو قضاوت‌های منفی و نقص‌ها قضاوت‌های مثبت و ارزش بالا
تعاملات چالش‌برانگیز و تاکتیک‌های اجتماعی خانواده و ارتباطات اجتماعی قیدها و عبارات قیدی اقدامات دستی یا حرکت فیزیکی
سطح و شدت اشیاء روزمره و زندگی خانگی غذا، آشپزی و صرف غذا موجودات و رفتارهای آنها