Cambridge English: CAE (C1 Advanced) - استخدام و نقش‌های شغلی

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
Cambridge English: CAE (C1 Advanced)
اجرا کردن

a formal letter written to apply for a job, usually sent with a résumé, explaining the applicant's interest and qualifications

Ex:
resume [اسم]
اجرا کردن

رزومه

Ex: She asked a friend to review her resume for any potential errors

او از یک دوست خواست که رزومه او را برای هرگونه خطای احتمالی بررسی کند.

to fill [فعل]
اجرا کردن

منصوب کردن

Ex: The city council has launched a recruitment process to fill the position of city planner .

شورای شهر فرآیند استخدام را برای پر کردن موقعیت برنامه‌ریز شهری راه‌اندازی کرده است.

prospect [اسم]
اجرا کردن

شانس موفقیت

Ex: The company 's growth strategy enhanced its prospect of global expansion .

استراتژی رشد شرکت، چشم‌انداز گسترش جهانی آن را بهبود بخشید.

draper [اسم]
اجرا کردن

تاجر پارچه

Ex: She visited the draper to buy thread and buttons for her quilt .

او به پارچه‌فروش سر زد تا نخ و دکمه برای لحافش بخرد.

اجرا کردن

دستیار شخصی

Ex: With the help of his personal assistant , the politician stayed organized during campaign events and public appearances .

با کمک دستیار شخصی خود، سیاستمدار در طول رویدادهای کمپین و حضورهای عمومی منظم باقی ماند.

handler [اسم]
اجرا کردن

آموزگار

Ex: Animal handlers must understand species-specific behavior and safety protocols .

آموزگاران حیوانات باید رفتار خاص گونه‌ای و پروتکل‌های ایمنی را درک کنند.

superior [اسم]
اجرا کردن

مافوق

Ex:

کارمند قبل از ادامه از مقام بالاتر خود اجازه خواست.

to appoint [فعل]
اجرا کردن

واگذار کردن (مسئولیت یا وظیفه)

Ex: The president has recently appointed a new advisor to the team .

رئیس جمهور اخیراً یک مشاور جدید به تیم منصوب کرده است.

to recruit [فعل]
اجرا کردن

جذب کردن (نیروی کار)

Ex: Start-ups often face challenges when recruiting talent due to budget constraints .

استارت‌آپ‌ها اغلب در استخدام استعدادها به دلیل محدودیت‌های بودجه با چالش‌هایی مواجه می‌شوند.

internship [اسم]
اجرا کردن

دوره کارآموزی

Ex: Many students take summer internships to build their resumes before entering the job market .

بسیاری از دانشجویان کارآموزی تابستانی انجام می‌دهند تا رزومه خود را قبل از ورود به بازار کار تقویت کنند.

vacancy [اسم]
اجرا کردن

فرصت شغلی

Ex: She received an email notification about a vacancy for a software developer .

او یک اطلاعیه ایمیل درباره یک موقعیت شغلی خالی برای یک توسعه دهنده نرم افزار دریافت کرد.

supervisor [اسم]
اجرا کردن

سرپرست

Ex: Our supervisor conducts regular meetings to discuss team progress .

سرپرست ما جلسات منظمی را برای بحث در مورد پیشرفت تیم برگزار می‌کند.

interviewee [اسم]
اجرا کردن

مصاحبه‌شونده

Ex: As an interviewee , he demonstrated his problem-solving skills effectively .

به عنوان یک مصاحبه‌شونده, او مهارت‌های حل مسئله خود را به طور مؤثر نشان داد.

reference [اسم]
اجرا کردن

معرفی‌نامه

Ex: Her glowing reference helped her secure the position she had applied for .

توصیه‌نامه درخشان او به او کمک کرد تا موقعیتی را که برای آن درخواست داده بود، تضمین کند.

applicant [اسم]
اجرا کردن

متقاضی

Ex: One applicant stood out due to her unique research background .

یک متقاضی به دلیل پیشینه تحقیقاتی منحصربه‌فردش برجسته شد.

اجرا کردن

نردبان شغلی

Ex: He focused on gaining new skills to accelerate his climb up the career ladder .
اجرا کردن

رزومه

Ex: His curriculum vitae includes extensive experience in the industry .

رزومه او شامل تجربه گسترده در صنعت است.

اجرا کردن

کارآفرین

Ex: His success as an entrepreneur was driven by his ability to identify market needs .

موفقیت او به عنوان یک کارآفرین توسط توانایی او در شناسایی نیازهای بازار هدایت شد.

seeker [اسم]
اجرا کردن

جستجوگر

Ex: The job seeker submitted applications to dozens of companies .

جوینده کار درخواست‌های خود را به ده‌ها شرکت ارسال کرد.

predecessor [اسم]
اجرا کردن

متصدی پیشین (در پست شغلی)

Ex: She studied the work of her predecessor to better understand the role 's challenges .

او کار پیشینیان خود را مطالعه کرد تا چالش‌های نقش را بهتر درک کند.

screening [اسم]
اجرا کردن

اشراف پیدا کردن به خصوصیات خاص کسی یا چیزی

Ex: She missed the screening because she did n’t meet the eligibility criteria .

او غربالگری را از دست داد زیرا معیارهای واجد شرایط بودن را نداشت.

veteran [اسم]
اجرا کردن

کهنه سرباز

Ex: She 's a veteran of multiple peacekeeping missions overseas .

او یک کهنه‌سرباز از چندین مأموریت حفظ صلح در خارج از کشور است.

اجرا کردن

کارآموزی

Ex: The IT industry often provides apprenticeship opportunities for individuals to gain practical experience in areas like software development .

صنعت IT اغلب فرص کارآموزی را برای افراد فراهم می‌کند تا تجربه عملی در زمینه‌هایی مانند توسعه نرم‌افزار کسب کنند.

cashier [اسم]
اجرا کردن

صندوق‌دار

Ex: They trained the new cashier on how to use the register and handle transactions .

آنها صندوقدار جدید را در مورد نحوه استفاده از صندوق و انجام معاملات آموزش دادند.

induction [اسم]
اجرا کردن

پذیرش

Ex: The induction of new members into the honor society occurs every spring .

القا اعضای جدید به انجمن افتخار هر بهار رخ می‌دهد.

اجرا کردن

دستیار آشپزخانه

Ex:

کافه در حال استخدام یک دستیار آشپزخانه با تجربه است.

اجرا کردن

کارمند تازه‌کار دفتری

Ex:

به عنوان یک کارمند تازه‌کار دفتر، یاد گرفتم که یک دفتر واقعی چگونه کار می‌کند.

اجرا کردن

جمع‌آورنده زباله

Ex: She waved at the refuse collector as the truck passed by .

او به جمع‌آورنده زباله دست تکان داد در حالی که کامیون رد می‌شد.

stacker [اسم]
اجرا کردن

پشته‌چین

Ex: A forklift stacker was used to move heavy crates into storage .

یک لیفتراک انباشتگر برای جابجایی جعبه‌های سنگین به انبار استفاده شد.

Cambridge English: CAE (C1 Advanced)
اصول اکولوژیکی و حفاظت آلودگی، زباله و تأثیر انسانی رویدادهای انرژی، منابع و محیط زیست فیزیک و حالت‌های ماده
فرآیندهای شیمیایی و مواد زیست‌شناسی، ژنتیک و فرآیندهای زندگی فرم‌های هنری و فرآیندهای خلاقانه صحنه هنری
ورزش روش‌ها و درمان‌های پزشکی بیماری‌ها، آسیب‌ها و شرایط خاص سلامت عمومی و سیستم‌های پزشکی
محرومیت اجتماعی و مسائل اساسی ویژگی‌های شخصی و شخصیت چارچوب‌های اجتماعی، حکمرانی و رفاه استخدام و نقش‌های شغلی
فرهنگ محیط کار و شغل تجارت و پویایی‌های بازار دستگاه‌ها و سیستم‌های تکنولوژیکی تلفن زدن و گفتار مستقیم
ظاهر فیزیکی و شکل مطالعات آکادمیک و مدارک تحصیلی مهارت‌ها و شایستگی‌ها جرم و پیامدهای قانونی
پوشاک، هزینه و سبک‌ها جوامع تاریخی و نظام‌های اقتصادی عملکرد و شرایط کاری مدیریت مالی و سلامت اقتصادی
ساختارهای شرکتی و اقدامات استراتژیک ناوبری اجتماعی و الگوهای رفتاری دیدگاه‌ها، باورها و پشت سر گذاشتن چالش‌ها صفات و مفهوم خود
فرآیندهای شناختی و حافظه تحلیل، قضاوت و حل مسئله نوآوری، توسعه و عملکرد خرافات & ماوراءالطبیعه
رسانه، انتشار و پویایی اطلاعات حالات و واکنش‌های عاطفی تفسیر و بیان ارتباطی ارتباط رسمی و تبادل اطلاعات
تأثیر اجتماعی و راهبردها رفتار شخصی و خودمدیریتی وضعیت و شرط کیفیت‌های رابطه‌ای و انتزاعی
وضوح، ادراک و واقعیت سبک و جو قضاوت‌های منفی و نقص‌ها قضاوت‌های مثبت و ارزش بالا
تعاملات چالش‌برانگیز و تاکتیک‌های اجتماعی خانواده و ارتباطات اجتماعی قیدها و عبارات قیدی اقدامات دستی یا حرکت فیزیکی
سطح و شدت اشیاء روزمره و زندگی خانگی غذا، آشپزی و صرف غذا موجودات و رفتارهای آنها