Cambridge English: CAE (C1 Advanced) - فرهنگ محیط کار و شغل

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
Cambridge English: CAE (C1 Advanced)
اجرا کردن

همکاری کردن

Ex: The two companies decided to collaborate on developing a new software application .

دو شرکت تصمیم گرفتند در توسعه یک نرم‌افزار جدید همکاری کنند.

اجرا کردن

پیگیری کردن

Ex: I 'll follow up on the leads you provided and gather more details about the job openings .

من پیگیری خواهم کرد سرنخ‌هایی که ارائه دادید و جزئیات بیشتری درباره موقعیت‌های شغلی جمع‌آوری می‌کنم.

اجرا کردن

چند کار را با هم انجام دادن

Ex: Parents often need to multitask , balancing work responsibilities with household chores and caring for their children .

والدین اغلب نیاز به چندوظیفگی دارند، تعادل بین مسئولیت‌های کاری، کارهای خانه و مراقبت از فرزندانشان.

workforce [اسم]
اجرا کردن

نیروی کار

Ex: The tech industry is known for its diverse and highly skilled workforce .

صنعت فناوری به دلیل نیروی کار متنوع و بسیار ماهر خود شناخته شده است.

notice [اسم]
اجرا کردن

استعفانامه

Ex: He was taken by surprise when he received a notice of eviction from his apartment complex .

وقتی اعلامیه تخلیه از مجتمع آپارتمانی خود را دریافت کرد، غافلگیر شد.

اجرا کردن

خدمات رایگان (که افراد یک حرفه به یکدیگر ارائه می‌کنند)

Ex: In academia , professors may grant professional courtesy by reviewing each other 's research papers without charge .

در محیط آکادمیک، اساتید ممکن است با بررسی رایگان مقالات تحقیقاتی یکدیگر، مودت حرفه‌ای نشان دهند.

to dismiss [فعل]
اجرا کردن

اخراج کردن

Ex: The board of directors voted to dismiss the CEO following a series of controversial decisions .

هیئت مدیره به برکناری مدیرعامل پس از یک سری تصمیمات جنجالی رای داد.

اجرا کردن

نگه داشتن

Ex:

او به توانایی خود در نگه داشتن همان شغل برای بیش از یک دهه افتخار می‌کرد.

to lay off [فعل]
اجرا کردن

تعدیل‌ نیرو کردن

Ex:

شرکت هواپیمایی به دلیل کاهش تقاضای سفر، خلبانان را اخراج کرد.

to let go [فعل]
اجرا کردن

اخراج کردن

Ex: The employee was let go due to a series of policy violations .

کارمند به دلیل یک سری تخلفات از سیاست‌ها اخراج شد.

اجرا کردن

to terminate an employee's position because the job is no longer needed or the company is downsizing

Ex: The company made 50 workers redundant after automating the production line.
اجرا کردن

کناره‌گیری کردن

Ex: The chairman of the board stepped down , creating an opening for a new chairperson .

رئیس هیئت مدیره کناره‌گیری کرد، که یک موقعیت برای رئیس جدید ایجاد کرد.

personnel [اسم]
اجرا کردن

کارمندان

Ex: Security personnel were stationed at every entrance .

پرسنل امنیتی در هر ورودی مستقر شده بودند.

to take on [فعل]
اجرا کردن

استخدام کردن

Ex:

آن‌ها آماده‌اند که کارآموزان جدید را برای تابستان استخدام کنند.

redundant [صفت]
اجرا کردن

اخراج شده

Ex: They offered training programs to help redundant workers find new jobs .

آن‌ها برنامه‌های آموزشی را برای کمک به کارگران اخراجی برای یافتن شغل‌های جدید ارائه دادند.

اجرا کردن

بخش منابع انسانی (شرکت، سازمان و غیره)

Ex: The company is expanding , so human resources is recruiting more staff .

شرکت در حال گسترش است، بنابراین منابع انسانی در حال استخدام نیروی بیشتر است.

Cambridge English: CAE (C1 Advanced)
اصول اکولوژیکی و حفاظت آلودگی، زباله و تأثیر انسانی رویدادهای انرژی، منابع و محیط زیست فیزیک و حالت‌های ماده
فرآیندهای شیمیایی و مواد زیست‌شناسی، ژنتیک و فرآیندهای زندگی فرم‌های هنری و فرآیندهای خلاقانه صحنه هنری
ورزش روش‌ها و درمان‌های پزشکی بیماری‌ها، آسیب‌ها و شرایط خاص سلامت عمومی و سیستم‌های پزشکی
محرومیت اجتماعی و مسائل اساسی ویژگی‌های شخصی و شخصیت چارچوب‌های اجتماعی، حکمرانی و رفاه استخدام و نقش‌های شغلی
فرهنگ محیط کار و شغل تجارت و پویایی‌های بازار دستگاه‌ها و سیستم‌های تکنولوژیکی تلفن زدن و گفتار مستقیم
ظاهر فیزیکی و شکل مطالعات آکادمیک و مدارک تحصیلی مهارت‌ها و شایستگی‌ها جرم و پیامدهای قانونی
پوشاک، هزینه و سبک‌ها جوامع تاریخی و نظام‌های اقتصادی عملکرد و شرایط کاری مدیریت مالی و سلامت اقتصادی
ساختارهای شرکتی و اقدامات استراتژیک ناوبری اجتماعی و الگوهای رفتاری دیدگاه‌ها، باورها و پشت سر گذاشتن چالش‌ها صفات و مفهوم خود
فرآیندهای شناختی و حافظه تحلیل، قضاوت و حل مسئله نوآوری، توسعه و عملکرد خرافات & ماوراءالطبیعه
رسانه، انتشار و پویایی اطلاعات حالات و واکنش‌های عاطفی تفسیر و بیان ارتباطی ارتباط رسمی و تبادل اطلاعات
تأثیر اجتماعی و راهبردها رفتار شخصی و خودمدیریتی وضعیت و شرط کیفیت‌های رابطه‌ای و انتزاعی
وضوح، ادراک و واقعیت سبک و جو قضاوت‌های منفی و نقص‌ها قضاوت‌های مثبت و ارزش بالا
تعاملات چالش‌برانگیز و تاکتیک‌های اجتماعی خانواده و ارتباطات اجتماعی قیدها و عبارات قیدی اقدامات دستی یا حرکت فیزیکی
سطح و شدت اشیاء روزمره و زندگی خانگی غذا، آشپزی و صرف غذا موجودات و رفتارهای آنها