Cambridge English: CAE (C1 Advanced) - ورزش

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
Cambridge English: CAE (C1 Advanced)
اجرا کردن

مسابقه ورزشی

Ex: Volunteers set up timing equipment and lanes the night before the sports meeting to avoid delays .

داوطلبان تجهیزات زمان‌سنجی و خطوط را شب قبل از جلسه ورزشی برای جلوگیری از تأخیرها راه‌اندازی می‌کنند.

athletics [اسم]
اجرا کردن

ورزش‌های رقابتی

Ex: Weather delays forced officials to reschedule several athletics finals until the next morning .

تأخیرهای آب‌وهوایی مسئولان را مجبور کرد تا چند فینال دو و میدانی را تا صبح روز بعد مجدداً برنامه‌ریزی کنند.

away game [اسم]
اجرا کردن

مسابقه در خانه حریف

Ex: Fans showed up strong at the away game .
home game [اسم]
اجرا کردن

مسابقه خانگی

Ex: Fans packed the stadium for the weekend 's home game .
strenuous [صفت]
اجرا کردن

مصمم و پر‌انرژی

Ex: She made strenuous physical efforts to finish the project .

او برای تکمیل پروژه تلاش‌های فیزیکی سخت انجام داد.

to commit [فعل]
اجرا کردن

(جرم یا خلاف) مرتکب شدن

Ex: He was found guilty of committing embezzlement , misusing company funds for personal gain .
foul [اسم]
اجرا کردن

خطا (ورزش)

Ex: The referee called a foul for pushing during the match .

داور به دلیل هل دادن در طول مسابقه یک خطا اعلام کرد.

defense [اسم]
اجرا کردن

دفاع (ورزش)

Ex: The defense held firm in the final quarter and preserved the 2–1 lead .

دفاع در کوارتر پایانی محکم ایستاد و برتری 2–1 را حفظ کرد.

dribble [اسم]
اجرا کردن

دریبل

Ex:

یک لمس اولیه ضعیف، دریبل را مختل کرد و مالکیت را به حریف واگذار کرد.

striker [اسم]
اجرا کردن

a player positioned at the front of a soccer team whose main role is to score goals

Ex: The striker scored the winning goal in the final minute .
اجرا کردن

محوطه جریمه

Ex:

خطا در محوطه جریمه به یک ضربه پنالتی منجر می‌شود.

اجرا کردن

دایره مرکزی

Ex: The striker waited in the center circle before the kick-off.

مهاجم در دایره مرکزی قبل از شروع بازی منتظر ماند.

boundary [اسم]
اجرا کردن

*مرز

Ex: The ball bounced just inside the boundary for a match‑saving four .

توپ دقیقاً در داخل مرز برای یک چهار نجات‌دهنده مسابقه جهید.

serve [اسم]
اجرا کردن

(با پرتاب توپ) بازی را در جربان انداختن

Ex:

او تکنیک سرویس بسکتبال خود را در طول تمرین به کمال رساند.

to pass [فعل]
اجرا کردن

پاس دادن

Ex: His intent was to pass the ball forward rather than knock it back .

قصد او پاس دادن توپ به جلو بود به جای اینکه آن را به عقب بزند.

bounce [اسم]
اجرا کردن

the act or motion of rebounding after striking a surface

Ex: The bounce of the ball off the wall surprised him .
hurdling [اسم]
اجرا کردن

دویدن با مانع

Ex:

رویدادهای دو با مانع چالش‌برانگیز هستند و ورزشکاری را در دو و میدانی به نمایش می‌گذارند.

amateur [صفت]
اجرا کردن

تفننی

Ex: He enjoyed amateur astronomy , spending evenings observing stars and planets through his telescope .

او از ستاره‌شناسی آماتور لذت می‌برد، شب‌ها را به رصد ستاره‌ها و سیاره‌ها از طریق تلسکوپش می‌گذراند.

durability [اسم]
اجرا کردن

دوام

Ex: Coaches value players with high durability and work ethic .

مربیان بازیکنان با دوام بالا و اخلاق کاری را ارزشمند می‌دانند.

to cheer on [فعل]
اجرا کردن

تشویق کردن

Ex:

دوستان و خانواده برای تشویق شما در نمایش استعدادها آنجا خواهند بود.

umpire [اسم]
اجرا کردن

داور (در تنیس، بیس‌بال و کریکت)

Ex: The umpire called the runner out at home plate after a close tag .

داور دونده را در صفحه خانه پس از یک تگ نزدیک، اوت اعلام کرد.

memorabilia [اسم]
اجرا کردن

یادگاری‌ها

Ex: Holiday ornaments handed down through generations have become treasured memorabilia .

تزئینات تعطیلاتی که از نسلی به نسل دیگر منتقل شده‌اند به یادگاری‌های گرانبها تبدیل شده‌اند.

trophy [اسم]
اجرا کردن

جایزه (ورزش)

Ex: The trophy was engraved with the winner ’s name .

جام با نام برنده حکاکی شده بود.

treadmill [اسم]
اجرا کردن

تردمیل

Ex: They purchased a treadmill for home use to maintain their fitness routine regardless of the weather .

آنها یک تردمیل برای استفاده در خانه خریداری کردند تا روال تناسب اندام خود را بدون توجه به آب و هوا حفظ کنند.

اجرا کردن

اتاق پرو

Ex: The store has a policy allowing customers to use the changing room for as long as they need while trying on clothes .

فروشگاه سیاستی دارد که به مشتریان اجازه می‌دهد از اتاق پرو به مدت نیاز خود در هنگام امتحان لباس‌ها استفاده کنند.

stamina [اسم]
اجرا کردن

استقامت

Ex: Building stamina through regular exercise is important for overall health and fitness .

ساختن استقامت از طریق ورزش منظم برای سلامت و تناسب اندام کلی مهم است.

Cambridge English: CAE (C1 Advanced)
اصول اکولوژیکی و حفاظت آلودگی، زباله و تأثیر انسانی رویدادهای انرژی، منابع و محیط زیست فیزیک و حالت‌های ماده
فرآیندهای شیمیایی و مواد زیست‌شناسی، ژنتیک و فرآیندهای زندگی فرم‌های هنری و فرآیندهای خلاقانه صحنه هنری
ورزش روش‌ها و درمان‌های پزشکی بیماری‌ها، آسیب‌ها و شرایط خاص سلامت عمومی و سیستم‌های پزشکی
محرومیت اجتماعی و مسائل اساسی ویژگی‌های شخصی و شخصیت چارچوب‌های اجتماعی، حکمرانی و رفاه استخدام و نقش‌های شغلی
فرهنگ محیط کار و شغل تجارت و پویایی‌های بازار دستگاه‌ها و سیستم‌های تکنولوژیکی تلفن زدن و گفتار مستقیم
ظاهر فیزیکی و شکل مطالعات آکادمیک و مدارک تحصیلی مهارت‌ها و شایستگی‌ها جرم و پیامدهای قانونی
پوشاک، هزینه و سبک‌ها جوامع تاریخی و نظام‌های اقتصادی عملکرد و شرایط کاری مدیریت مالی و سلامت اقتصادی
ساختارهای شرکتی و اقدامات استراتژیک ناوبری اجتماعی و الگوهای رفتاری دیدگاه‌ها، باورها و پشت سر گذاشتن چالش‌ها صفات و مفهوم خود
فرآیندهای شناختی و حافظه تحلیل، قضاوت و حل مسئله نوآوری، توسعه و عملکرد خرافات & ماوراءالطبیعه
رسانه، انتشار و پویایی اطلاعات حالات و واکنش‌های عاطفی تفسیر و بیان ارتباطی ارتباط رسمی و تبادل اطلاعات
تأثیر اجتماعی و راهبردها رفتار شخصی و خودمدیریتی وضعیت و شرط کیفیت‌های رابطه‌ای و انتزاعی
وضوح، ادراک و واقعیت سبک و جو قضاوت‌های منفی و نقص‌ها قضاوت‌های مثبت و ارزش بالا
تعاملات چالش‌برانگیز و تاکتیک‌های اجتماعی خانواده و ارتباطات اجتماعی قیدها و عبارات قیدی اقدامات دستی یا حرکت فیزیکی
سطح و شدت اشیاء روزمره و زندگی خانگی غذا، آشپزی و صرف غذا موجودات و رفتارهای آنها