در یک چشم به هم زدن
خبر در یک چشم بر هم زدن پخش شد، و همه در مورد آن صحبت میکردند.
اینجا، شما اصطلاحات عامیانه برای عبارات ریتم را پیدا خواهید کرد، که نشان میدهد چگونه مردم در مورد سرعت، زمانبندی و ریتم اقدامات یا رویدادها صحبت میکنند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
در یک چشم به هم زدن
خبر در یک چشم بر هم زدن پخش شد، و همه در مورد آن صحبت میکردند.
فسفس کردن
کند
آهستهرو در انتهای صف همه را معطل کرده بود.
extremely slow speed or progress, often used to express frustration or exaggeration
slow to learn about, adopt, or join something that others are already aware of or involved in
به ذهن خود آرامش دادن
او در طول سفر با اتوبوس حواسپرتی داشت و ایستگاهش را از دست داد.
to do something very slowly, often more slowly than necessary, sometimes to the annoyance of others